تبلیغات
عربی دبیرستان - مطالب ابر متن وترجمه کامل عربی 3تجربی ریاضی

متن و ترجمه درس دوم عربی3 تجربی وریاضی

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

الدَّرس الثَّانـى

شَمْسُ الْعَدالة خورشید عدالت

مدینة الأنبار :شهر انبار

أسَمِعْتُم أنَّ خلیفَةَ الْمُسلمیـنَ یأتی إلـى مدینة الأنبار؟

آیا شنیده‌اید كه خلیفه‌ی مسلمانان به سوی شهر انبار می‌آید؟

نَعَم ... و سَنَسْتَقْبِلُه بِحَفاوةٍ. آری ... و به گرمی از او استقبال خواهیم كرد.

یَ   یَجِبُ أنْ لا نَسْمَحَ لِلْفُقراءِ و الْمساكیـنِ أنْ یأتوا إلی الاستقبال!

    نباید به فقیران و درماندگان اجازه دهیم كه به پیشواز بیایند!

سوف نستَقْبِلُه كما كُنّا نَسْتَقْبِلُ ملوكَنا السّاسانیّیـن فـى الْماضـى!

از او استقبال خواهیم كرد، همان‌طور كه از پادشاهان ساسانی خودمان در گذشته استقبال می‌كردیم.

حَسَنٌ ... حَسَنٌ ...!خوب است ... خوب است ...!

فـى الْیوم الْمَوعود در روز مقرّر

خَرَجَ الأغنیاءُ و الْمُتْرَفونَ إلی بابِ الْمدینةِ.ثروتمندان و توانگران به سوی دروازه‌ی شهر روانه شدند.

جاء الأمیـرُ ... جاء الأمیـرُ ...امیر آمد... امیر آمد...

حینَئذٍ نَزَلَ الرّاكِبونَ مِن مَرا كِبِهم لاسْتِقبالِ أمیـرِالْمؤمنیـن و قاموا بتَبْجیلِه كعادتِهم فـى اسْتقبالِ الْملوكِ ...

در این هنگام سواران از مركب‌های خود (اسب‌های خود) برای استقبال امیر مؤمنان پیاده شدند و برای بزرگداشت و احترام به او مطابق عادتشان در استقبال از پادشاهان، اقدام كردند.

تَعَجَّبَ الإمامُ علـﻰٌّ (ع) مِن عَمَلِهِم فَصَاحَ :امام علی (ع) از كار آن‌ها تعجّب نمود، پس فریاد زد:

ما أرَدتُم بِهذا الَّذﻯ صَنَعْتُم ؟منظورتان از این كاری كه كردید، چیست؟

هذا خُلُقٌ مِنّا نُعَظِّمُ به الأمَراءَ ! این عادت ماست، با آن حاكمان (پادشاهان) را گرامی می‌داریم.

و ماذا یَنْتَفِعُ الأمراءُ بِهذه الأعمالِ ؟! إِنَّكم لَتَشُقُّونَ عَلَی أنْفُسِكم عَبَثاً !  

با این كارها فرمانروایان چه نفع و سودی می‌برند؟ همانا شما بیهوده خودتان را به زحمت و مشقّت می‌افكنید.

أیُّها الأمیـرُ ... ! قَدْ هَیَّأنا لكَ و لِمُرافِقیك طعاماً و لدَوابِّـكم علفاً كثیراً !

ای امیر... ! برای تو و همراهانت غذایی و برای چارپایان شما علفی فراوان تهیّه كرده‌ایم.

إنّنَا نَأبَی أن نَأخذ مِن أموالكم شیئاً إلّا بدَفْعِ الثَّمَنِ .

همانا ما از خوردن چیزی از اموال شما خودداری می‌كنیم مگر با پرداختن مبلغ (بهای آن).

أیُّها الْخلیفةُ ! هذه هدایا ، . . . مِن الأموال و الدَّوابِّ و ... تَعَوَّدْنا أن نُقَدِّمَ مِثلَها لِمُلوكِنا . . . نَرجو أن تَقْبَلَها . . . !

ای خلیفه! این‌ها هدیه‌هایی هستند ... از اموال و چارپایان و ... عادت كرده‌ایم كه مثل آن‌ها را به پادشاهانمان تقدیم كنیم ... امیدواریم كه آن‌ها را از ما قبول كنی ...!

إن أحْبَبْتُمْ أنْ نأخُذَها فلابأسَ ... ! نَحْسِبُها مِن خَراجِكم !

اگر دوست دارید كه آن‌ها را بگیریم، عیبی ندارد و آن‌ها را به عنوان مالیات و خراجتان حساب می‌كنم!

أتَمْنَعُنا أن نُهْدِﻯَ ؟! و قد تَعَوَّدْنا أن نأمَنَ غضَبَ الْملوكِ بتقدیـمِ الْهَدایا !

آیا مانع هدیه‌دادن ما می‌شوی؟! درحالی كه ما عادت كرده‌ایم كه از خشم پادشاهان با دادن هدیه‌ها، در امان باشیم!

لا ... لا ... إنْ أبْغَضَكم أحَدٌ فأخْبِرونا !نه ... نه ... اگر كسی شما را ناراحت كرد، مرا خبردار سازید.


ادامه مطلب


موضوع: عربی سوم تجربی وریاضی، برچسب ها: متن وترجمه کامل عربی 3تجربی ریاضی، متن وترجمه عربی3 درس دوم،
[ پنجشنبه 5 اسفند 1395 ] [ 12:45 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین