تبلیغات

عربی دبیرستان - مطالب ابر عربی 4 مطابق باآخرین ویرایش
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها

قواعد درس اول ، اقسام كلمه
كلمات در عربی به سه دسته تقسیم می شوند :

الف) اسم
ب) فعل
ج) حرف
الف) اسم، اسم آن است كه به معنایی دلالت می كند( بدون داشتن زمان) مانند : تعلیم، عالم ، معلّم

اقسام اسم :

1. مذكر یا مؤنث
2. جامد یا مشتق
3. معرفه یا نكره
4. معرب یا مبنی

5-مفرد,مثنی,جمع
برخی از نشانه های مخصوص اسم عبارتند از :
1 – مجرور بودن، بالمُعلّم ( مجرور به حرف جر) ، كتابُ العالَم ( مجرور به مضاف الیه)
2 – تنوین : معلّم ( یك اسم همزمان نمی تواند از تنوین و «ال» برخوردار باشد)
3 – اضافه ( مضاف قرار گرفتن) درس المعلّم
4 – پذیرفتن «ال» المعلّم الكتاب
5 – منادا شدن : یا تلمیذُ ، یا اللهُ
فعل : فعل آن است كه به معنایی دلالت می كند و به زمان نیاز دارد. مانند : نصَرَ ، یَفْرحُ (مضارع)، اُكتُبْ (امر حاضر)

برخی از نشانه های فعل عبارتند از :

1 – داشتن ضمیر «ت» مانند « نصَرْتَ ، نَصرْتُما ، نَصَرْتُمْ .
2 – داشتن ضمیر تاء ساكن «تْ» مانند : نَصَرتْ ، ضرَبَتْ
3 – داشتن ضمیر «ی» مانند : اُنْصُری ، تَنْصرینَ
4 – داشتن نون تأكید خفیفه (نْ) یا ثقیله ( نّ)‌: مانند : یَنْصُرَنْ ( نون تأكید خفیفه) ، یَنْصُرَنَّ : ( نون تأكید ثقیله)

حرف :‌حرف آن است كه معنی مستقلی ندارد و زمان هم ندارد مانند : فی ، ب ِ ، الی و ....
اقسام اسم از نظر تعداد

1-مفرد :اسمی که بریک فرد یایک شیء دلالت کند مانند کتابٌ وقَلمٌ

2-مثنی : اسم مفرد با افزودن الف و نون (انِ) در حالت رفع و یاء نون (یْنِ) در حالت نصب و جرّ به مثنی تبدیل می شود، مانند : جاءَ المعلمان (حالت رفع)
رَأیْتُ المعلّمَیْنِ ( حالت نصب) سلّمْتُ علی المعلّمیْن‌ِ
مفعول به و منصوب (مجرور به حرف جر( حالت جر)
3- جمع : اسم های جمع  نیز خود به سه دسته تقسیم می شوند :
الف) جمع مذكر سالم
ب) جمع مؤنث سالم
ج) جمع مكسر
جمع مذكر سالم : اسم مفرد در حالت رفع با واو و نون مفتوح (ونَ) و در حالت نصب و جربا یاء نون مفتوح (ینَ) جمع بسته می شود، مانند :
جاءَ المعلَمونَ ( فاعل و مرفوع)
رأَیْتُ المعلّمینَ ( مفعول به و منصوب)
سلّمْتُ علی المعلّمینَ ( مجرور به حرف جر)

نكته : جمع مذكر سالم مخصوص اسم های علَم ( خاص) مذكر عاقل ویا صفات آن باشد :
مانند : محمود (اسم) ، عالم (صفت) ، عالم (صفت) كه جمع آنها می شود :
محمدونَ و محمدینَ – عالمونَ و عالمینَ

ب) جمع مؤنث سالم :
این جمع با افزودن«ات» به آخر اسم مفرد ساخته می شود، مانند : المعلّمات ، اطّلاعات ، حالت رفع این اسم ها با ضمه و حالت نصب و جرشان با كسره می باشد. مانند :
جاءَت المعلّماتُ ( فاعل و مرفوع)
رأیتُ المعلّماتِ (مفعول به و منصوب با اعراب فرعی «كسره»)
سلّمتُ علی المعلّماتِ (مجرور به حرف جر با كسره)
اسم هایی جمع های مؤنث سالم  بسته می شوند که

 1- عَلَم مؤنث باشند. مانند : مریم ، فاطمة 

2- دارای تاء تأنیث باشند. مانند : معلّمة ، تلمیذة

3-مصدری باشند كه بیش از سه حرف داشته باشند. مانند ‌: الامتحان ، التوجّه

 4-اینكه مفرد آن ها اسم غیرعربی باشند مانند: تلیفون = تلیفونات ( تلفزیون = تلفزیونات (ریال = ریالات / تومان = تومانات )

جمع مكسر :

برای این جمع و ساخت آن قاعده ی خاصی وجود ندارد بلكه بر وزنهای مختلفی می‌ آید، برخی از وزن های مهم جمع مكسر عبارتند از :
انصار
!افعال
جبال
!فعال
أعزّاء
!افْعلاء
نُجَلاء كلماتی
!فعلاء مانند ابیات، اصوات، اوقات، اموات ... جمع مكسرند، به جمع مؤنث سالم زیرا اگر «ت» آنها حذف شود، كلمه بی معنی می گردد.
انواع اسم از نظر جنس‌: اسم از نظر جنس یا مؤنث است یا مذكر.

نشانه های اسم مؤنث  :

الف) تاء گرد (تأنیث) مانند : العاقلة ، المؤمنه
ب) الف مقصوره (ی – ا) مانند: بُشری ، موسی ، عصا
ج) الف ممدوده (اء) مانند : صحراء ، خضراء

اقسام اسم مؤنث :

اسم های مؤنث به دو دسته تقسیم می شوند حقیقی و مجازی و هر كدام از آنها به مؤنث لفظی و معنوی تقسیم می شوند.
1-مؤنث حقیقی : آن است كه برخی ماده انسان یا حیوان یا صفت آنها، دلالت می كند مانند : نسبت ، امّ ، دجاجة ، مؤمنة

2) مؤنث مجازی : بر غیر انسان یا حیوان ماده دلالت می كند و با آن ماننداسم مؤنث رفتار می شود ( قواعد مؤنث حقیقی برای آن بكار می رود)
مانند : دار (خانه) ، شمس ، مزرعه، ارض و ...

3) مؤنث لفظی : آن است كه برجنس مذكر دلالت می كند ولی نشانه ی مؤنث را دارد.
مانند: طلحه ،معاویه ، زكریاء

4) مؤنث معنوی:آن است كه بر جنس مؤنث دلالت می كند و با آن مانند اسم مؤنث رفتار می شود. ولی نشانه ی مؤنث ندارد، مانند :‌زینب ، مریم ، مُنی و ...
اسم هایی که مؤنث «معنوی» هستند:
1 – اسم های علَم (خاص) مؤنث: مریم ، مُنی، بتول و....
2 - اسم های مخصوص مؤنث :‌اُمّ ، بنت،اُخْت و .............
3 – اسم كشورها و شهرها :‌ایران ، عراق، مشهد، بغداد و ...
4 – اغلب رسم های اعضای زوج بدن انسان :‌عین (چشم) ، یَد (دست)، كتف (دوش با شانه) ، رجْل (پا)، اُذن (گوش) و ...
5 – برخی از كلمات سماعی‌: ارض، شمس، داد، نار ، نفس، حرب، بئر، سماء ، جهنم، اصبع و .......

موارد ی که باید فعل تأنیث استفاده شود :

1 – در موارد زیر واجب است كه فعل به صورت مؤنث همراه فاعل بیاید.
2- وقتی فاعل مؤنث حقیقی باشد و بلافاصله بعد از فعل بیاید مثل : نَجَحَتِ التّلمیذةُ
3 – وقتی فاعل ضمیری باشد كه مرجع آن اسم مؤنث حقیقی باشد .

مثل : التلمیذة نَجَحَتْ (فاعل فعل ضمیر مستتر «هی» است كه مرجع آن «الشّمس» مؤنث مجازی است)

علی پور



ادامه مطلب


نوع مطلب : قواعد عربی چهارم دبیرستان، 
برچسب ها : عربی 4 مطابق باآخرین ویرایش، اقسام اسم، انواع مذکر ومونث،
لینک های مرتبط :


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

بعد یک سال بهار آمده می بینی که باز تکرار به بار آمده می بینی که سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده می بینی که آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده می بینی که حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده می بینی که غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده می بینی که

چه غم وقتی جهان از عشـــــق نامی تازه می گیرد از این بی آبرویی نــــام ما آوازه می گیرد من از خوش باوری در پیــله ی خود فکر می کردم خدا دارد فقط صبــــر مرا اندازه می گیرد به روی ما به شرط بنــــدگی در می گشاید عشق عجب داروغـه ای! باج سر دروازه می گیرد چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی کتابی را که از خون جگر شیــرازه می گیرد ملال آورتر از تکــــــــرار رنجی نیست در عالم نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است کره اسب از نجابت در پی مادر رود کره خر از خریت پیش پای مادر است آهن و فولاد از یک کوره میایند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان ! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ! تو واجب را بجا آور رها کن مستحب ها را دلیل دل خوشی هایم ! چه بغرنج است دنیایم ! چرا باید چنین باشد ؟... نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

مایــه اصـل و نســب در گردش دوران زر است متصل خون می خورد چوبـی که صاحـب جوهر است آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون آن یکـی شمشــیر گـردد آن دگـر نعل خـر است دود اگــر بالا نشیند کسر شــاءن شعله نیست روی دریـا خـس نشـیند قعـر دریا گوهـر است نا نجیبـی گـر کـه دارد رخت و دارائی و زور چون جوان ماند زیـرش اسـب و بالایـش خر است گر نـا کسـی از کسـی بالا بشیند عـیـب نیست جای چشـم ابــرو نگیرد گر چه او بالاتر است کـره اسـب از نجـابـت در تـعـاقــب مـی رود کـره خـر از خـریـت پیـش پیـشء مــادر است شـسـت و شـاهد هـر دو دعـوی بزرگی می کنند پـس چـرا انـگشـت کـوچـک لایـق انگشــتر است شعـر سنجان جـان فـدای شـعـر سازان میکنند دخـتر هـرکـس وجید است هـفـت چنگی شوهر است سـعدیـا عیـب خود گـو و عیـب مردم کـم بگو هـر کـه عیـب خـود بگـوید از همه بالاتر است

عربی دبیرستان

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •