تبلیغات
عربی دبیرستان - مطالب ابر عربی 4 با آخرین تغییرات

قواعد عربی چهارم انسانی درس اول

قواعد درس اول ، اقسام كلمه
كلمات در عربی به سه دسته تقسیم می شوند :

الف) اسم
ب) فعل
ج) حرف
الف) اسم، اسم آن است كه به معنایی دلالت می كند( بدون داشتن زمان) مانند : تعلیم، عالم ، معلّم

اقسام اسم :

1. مذكر یا مؤنث
2. جامد یا مشتق
3. معرفه یا نكره
4. معرب یا مبنی

5-مفرد,مثنی,جمع
برخی از نشانه های مخصوص اسم عبارتند از :
1 – مجرور بودن، بالمُعلّم ( مجرور به حرف جر) ، كتابُ العالَم ( مجرور به مضاف الیه)
2 – تنوین : معلّم ( یك اسم همزمان نمی تواند از تنوین و «ال» برخوردار باشد)
3 – اضافه ( مضاف قرار گرفتن) درس المعلّم
4 – پذیرفتن «ال» المعلّم الكتاب
5 – منادا شدن : یا تلمیذُ ، یا اللهُ
فعل : فعل آن است كه به معنایی دلالت می كند و به زمان نیاز دارد. مانند : نصَرَ ، یَفْرحُ (مضارع)، اُكتُبْ (امر حاضر)

برخی از نشانه های فعل عبارتند از :

1 – داشتن ضمیر «ت» مانند « نصَرْتَ ، نَصرْتُما ، نَصَرْتُمْ .
2 – داشتن ضمیر تاء ساكن «تْ» مانند : نَصَرتْ ، ضرَبَتْ
3 – داشتن ضمیر «ی» مانند : اُنْصُری ، تَنْصرینَ
4 – داشتن نون تأكید خفیفه (نْ) یا ثقیله ( نّ)‌: مانند : یَنْصُرَنْ ( نون تأكید خفیفه) ، یَنْصُرَنَّ : ( نون تأكید ثقیله)

حرف :‌حرف آن است كه معنی مستقلی ندارد و زمان هم ندارد مانند : فی ، ب ِ ، الی و ....
اقسام اسم از نظر تعداد

1-مفرد :اسمی که بریک فرد یایک شیء دلالت کند مانند کتابٌ وقَلمٌ

2-مثنی : اسم مفرد با افزودن الف و نون (انِ) در حالت رفع و یاء نون (یْنِ) در حالت نصب و جرّ به مثنی تبدیل می شود، مانند : جاءَ المعلمان (حالت رفع)
رَأیْتُ المعلّمَیْنِ ( حالت نصب) سلّمْتُ علی المعلّمیْن‌ِ
مفعول به و منصوب (مجرور به حرف جر( حالت جر)
3- جمع : اسم های جمع  نیز خود به سه دسته تقسیم می شوند :
الف) جمع مذكر سالم
ب) جمع مؤنث سالم
ج) جمع مكسر
جمع مذكر سالم : اسم مفرد در حالت رفع با واو و نون مفتوح (ونَ) و در حالت نصب و جربا یاء نون مفتوح (ینَ) جمع بسته می شود، مانند :
جاءَ المعلَمونَ ( فاعل و مرفوع)
رأَیْتُ المعلّمینَ ( مفعول به و منصوب)
سلّمْتُ علی المعلّمینَ ( مجرور به حرف جر)

نكته : جمع مذكر سالم مخصوص اسم های علَم ( خاص) مذكر عاقل ویا صفات آن باشد :
مانند : محمود (اسم) ، عالم (صفت) ، عالم (صفت) كه جمع آنها می شود :
محمدونَ و محمدینَ – عالمونَ و عالمینَ

ب) جمع مؤنث سالم :
این جمع با افزودن«ات» به آخر اسم مفرد ساخته می شود، مانند : المعلّمات ، اطّلاعات ، حالت رفع این اسم ها با ضمه و حالت نصب و جرشان با كسره می باشد. مانند :
جاءَت المعلّماتُ ( فاعل و مرفوع)
رأیتُ المعلّماتِ (مفعول به و منصوب با اعراب فرعی «كسره»)
سلّمتُ علی المعلّماتِ (مجرور به حرف جر با كسره)
اسم هایی جمع های مؤنث سالم  بسته می شوند که

 1- عَلَم مؤنث باشند. مانند : مریم ، فاطمة 

2- دارای تاء تأنیث باشند. مانند : معلّمة ، تلمیذة

3-مصدری باشند كه بیش از سه حرف داشته باشند. مانند ‌: الامتحان ، التوجّه

 4-اینكه مفرد آن ها اسم غیرعربی باشند مانند: تلیفون = تلیفونات ( تلفزیون = تلفزیونات (ریال = ریالات / تومان = تومانات )

جمع مكسر :

برای این جمع و ساخت آن قاعده ی خاصی وجود ندارد بلكه بر وزنهای مختلفی می‌ آید، برخی از وزن های مهم جمع مكسر عبارتند از :
انصار
!افعال
جبال
!فعال
أعزّاء
!افْعلاء
نُجَلاء كلماتی
!فعلاء مانند ابیات، اصوات، اوقات، اموات ... جمع مكسرند، به جمع مؤنث سالم زیرا اگر «ت» آنها حذف شود، كلمه بی معنی می گردد.
انواع اسم از نظر جنس‌: اسم از نظر جنس یا مؤنث است یا مذكر.

نشانه های اسم مؤنث  :

الف) تاء گرد (تأنیث) مانند : العاقلة ، المؤمنه
ب) الف مقصوره (ی – ا) مانند: بُشری ، موسی ، عصا
ج) الف ممدوده (اء) مانند : صحراء ، خضراء

اقسام اسم مؤنث :

اسم های مؤنث به دو دسته تقسیم می شوند حقیقی و مجازی و هر كدام از آنها به مؤنث لفظی و معنوی تقسیم می شوند.
1-مؤنث حقیقی : آن است كه برخی ماده انسان یا حیوان یا صفت آنها، دلالت می كند مانند : نسبت ، امّ ، دجاجة ، مؤمنة

2) مؤنث مجازی : بر غیر انسان یا حیوان ماده دلالت می كند و با آن ماننداسم مؤنث رفتار می شود ( قواعد مؤنث حقیقی برای آن بكار می رود)
مانند : دار (خانه) ، شمس ، مزرعه، ارض و ...

3) مؤنث لفظی : آن است كه برجنس مذكر دلالت می كند ولی نشانه ی مؤنث را دارد.
مانند: طلحه ،معاویه ، زكریاء

4) مؤنث معنوی:آن است كه بر جنس مؤنث دلالت می كند و با آن مانند اسم مؤنث رفتار می شود. ولی نشانه ی مؤنث ندارد، مانند :‌زینب ، مریم ، مُنی و ...
اسم هایی که مؤنث «معنوی» هستند:
1 – اسم های علَم (خاص) مؤنث: مریم ، مُنی، بتول و....
2 - اسم های مخصوص مؤنث :‌اُمّ ، بنت،اُخْت و .............
3 – اسم كشورها و شهرها :‌ایران ، عراق، مشهد، بغداد و ...
4 – اغلب رسم های اعضای زوج بدن انسان :‌عین (چشم) ، یَد (دست)، كتف (دوش با شانه) ، رجْل (پا)، اُذن (گوش) و ...
5 – برخی از كلمات سماعی‌: ارض، شمس، داد، نار ، نفس، حرب، بئر، سماء ، جهنم، اصبع و .......

موارد ی که باید فعل تأنیث استفاده شود :

1 – در موارد زیر واجب است كه فعل به صورت مؤنث همراه فاعل بیاید.
2- وقتی فاعل مؤنث حقیقی باشد و بلافاصله بعد از فعل بیاید مثل : نَجَحَتِ التّلمیذةُ
3 – وقتی فاعل ضمیری باشد كه مرجع آن اسم مؤنث حقیقی باشد .

مثل : التلمیذة نَجَحَتْ (فاعل فعل ضمیر مستتر «هی» است كه مرجع آن «الشّمس» مؤنث مجازی است)

 متن وترجمه درس 

الدرس الأوّل : درس اول . (( اَلمرأةُ النَّموذجیَّةُ: زن نمونه ))

و ضَرَب الله مَثَلاً لِلّذین آمَنوا امْرَأةَ فِرعونَ إذ قالت رَبِّ ابْنِ لـی عندك بَیْتاً فـی الجَنَّةِ و نَجِّنـی مِن فرعونَ و عَمَلهِ و نَجِّنـی من القومِ الظّالمینَ.

وخداوند برای كسانی كه ایمان آورده اند همسر فرعون را مثال زد، زمانی كه گفت: پروردگارا برای من نزد خود در بهشت خانه ای بساز و مرا از فرعون و عمل وی نجات ده و مرا از دست مردم ستمكار رهایی بخش

اَلفائدةُ فـی هذه الآیةِ أنّ أحداً لا یَنْفَعهُ إلّا عَمَلُه و لا یُؤْخَذُ بجُرم غیره و لا یُثاب علی طاعةِ غیره و إن كان خِصّیصاً به ومُلازماً له.

نكته ی سودمند این آیه این است كه كسی بجز از عمل خوش سودی نمی برد و به خاطر گناه غیر از خود مورد سؤال قرار نمی گیرد و از اطاعت و بندگی دیگری پاداشی به او داده نمی شود، اگر چه وابسته ی او و همراهی برای وی باشد .

تبیَّنَ فـی الآیة الّتـی قَبْلَها أنّ امرأةَ نوحٍ و امرأةَ لوطٍ لم یَنْفَعْهُما قُربُهما مِن نَبیَّیْنِ.

در آیه ی قبل از آن بیان گردید كه نزدیك بودن همسر نوح و همسر لوط به دو پیامبر سودی به آنان نرساند.

وَبَیَّنَ فـی هذه الآیةِ أنّ كُفر فرعونَ لم یَتَعَدَّ إلى زَوجته لمّا كانت مؤمنةً طائعةً لِلّه تَعالى خائفةً من عِقابه، بل نَجّاها اللّهُ من عِقابِهِ و أدْخَلَها الجنّةَ علی إیمانها و طاعتها

و در این آیه روشن شد كه همانا ناسپاسی فرعون متوجّه همسرش نشد زمانی كه مؤمنی فرمانبردار برای خداوند بلند مرتبه و ترسناك از عذابش بود، بلكه خداوند او را از عذاب خود نجات داد وبه خاطر ایمان و بندگیش وی را وارد بهشت گردانید.

رُوﻯ عن النبـی (ص) أنّه قال: حسبُك من نِساءِ العالَمینَ أرَبعٌ:مریمُ بِنتُ عمرانَ و آسیةُ أمرأةُ فرعونَ و خدیجةُ بنتُ خُوَیْلِدٍ وفاطمةُ بنت محمَّد(ص)

و از پیامبر (ص) روایت شده است كه فرمود: از زنان عالم چهار تن برای تو كافی است:مریم دختر عمران وآسیه همسر فرعون و خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد (ص)

و رُوﻯ أنّ فرعونَ أمرأن تُسَمَّرآسیةُ بأربعةِ مَسامیرَ و یُرْفَع فوقَها حَجَرُ الرُّخام حَتَّی تَرْجِعَ عن قولها و إلّا اُرْسل علیها الحجرُ.

و روایت شده است كه فرعون دستور داد كه آسیه به چهار میخ كشیده شود و بالای سرش سنگ مرمر برفراز نگه داشته شود تا اینكه از گفتارش دست بكشد، وگرنه سنگ به رویش فرستاده شود.

فَأراها اللّهُ منزِلَها من الجنَّةِ. فاختارت الجنَّةَ. فَنزَع اللّهُ روحَها. پس خداوند جایگاه و منزل او را در بهشت به او نشان داد و او بهشت را برگزید و خداوند روحش را گرفت.

فلمّا اُرْسِل الحَجرُ وقَع علی جَسَدٍ مَیِّتٍ. و هنگامی كه سنگ فرستاده شد بر روی جسدی بی جان افتاد

برای مشاهد ی تمرینات جواب روی ادامه مطلب کلیک کنید 

ادامه مطلب


موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: قواعدعربی سال چهارم درس اول، تمرینات وپاسخ آن عربی 4، عربی 4 با آخرین تغییرات،
[ جمعه 20 بهمن 1391 ] [ 10:20 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین