تبلیغات

عربی دبیرستان - مطالب ابر شعری عربی با ترجمه فارسی
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها
هل عندك شك 
آ یا شك داری
هل عـنـدك شـك أنـك أهم وأغـلى امرأة فی الـدنیا
آیا به حرفم شک می کنی وقتی می گویم که تو مهمترین و باارزش ترین زن دنیا هستی
هل عندك شك
آیا به این شک داری
هل عندك شـك أن دخـولـك فی قـلـبی
آیا به این شک داری که ورود تو به قلب من 
هو أعظم یوم بالتاریخ وأجمل خبر فی الدنیا
باشکوه ترین روز و بهترین خبر در تاریخ تمام جهان بود
 
هل عـنـدك شـك أنـك عمری وحیاتی
 
آیا به این شک داری که تو وجود وتمام زندگی من هستی 
وبأنی من عـیـنـیك سرقت النار

و من از چشمان تو آتش عشق را دزدیدم
وقـمت بأخـطـر ثـوراتی
و حاضر شدم که برای به دست آوردنت خطرناک ترین کارها را انجام بدهم
أیـتها الـوردة والـریحانة والیاقـوتة والسلطانة والشعبیة والشرعـیة بین
 جمیع الملكات
ای گل وبوی خوش و یاقوت و ملکه و قانون زندگی و خوبی در بین تمام ملکه های جهان 
یا قمرًَا یطلع كل مساءٍ من نافـذة الكلــمات
ای ماه من که هر غروب از لابه لای کلمه هایم متولد می شوی
یا آخر وطن أولـد فیه وأدفـن فیه وأنـشر فیه كـتاباتی
تو آخرین سرزمینی هستی که من قبرم را در آنجا بنا خواهم کرد و در آنجا مدفون خواهم شد و تمام کتاب های عشقم را در آنجا منتشر خواهم کرد
غالـیـتی أنتی غالـیـتی
تو تنها خواستنی من هستی

لا أدری كیف رمانی الـموج على قدمـیـكِ
نمی دانم که چگونه توسط امواج دریا بر روی قدمهای تو افتادم 
لا أدری كـیف مشـیـتی إلی
نمی دانم چگونه به سمت من آمدی
وكـیف مشـیـت إلـیـك
و چگونه به تو نزدیک شدم
دافـئـة أنتی كـلـیـلة حب
تو همچون شبهای عاشقانه گرم و پر حرارت هستی 
من یوم طرقت الباب علی ابتـدأ العمر

از روزیکه بر در خانه ام کوبیدی من دوباره متولد شدم
كم صار رقـیـقًا قلبـی حین تعلم بین یدیك
هنگامیکه در بین دستان تو بودم قلبم پراحساس ترین کلمه ها را آموخت
كم كان كبـیرًا حظی حین عـثرت یا عمری علیك
چه قدر من خوشبخت بودم که توانستم تو را به دست بیاورم
یا نارًا تحـتاج كــیانی 
تو آتش عشقی هستی که وجود من به آن احتیاج دارم
یا فـرحًا یطرد أحزانی
توشادی من هستی که باعث فراموشی تمامی غم ها می گردد
یا جسد یقطع مثل الســیف ویضرب مثل البركان

تو آن وجودی هستی که من را همچون شمشیر قطعه قطعه می کند و همچون آتشـفشان باعث شعله ورشدن احساساتم می گردد
یا وجـهًا یعـبق مثل حقـول الورد

صورت تو همچون گلزاری من را از بوی خوش گلها سرمست می کند 

ویركض نحـوی كحصان
وهمچون اسب سفید بالداری به طرف من می آید
قـــــــولی قـــــولی لی 
بـــگو به من بــــــگو
كیف سأنـقــذ نفـسی من أشـواقی وأحزانی
چگونه می توانم خود را ازاشتیاق و عذاب این عشق نجات بدهم
قولی لی ماذا أفعــل فیكی أنا فی حالة إدمان
به من بگو چه کاری می توانم برای دور شدن از تو انجام بدهم در حالیکه من به این عشق اعتیاد پیدا کردم
قولی لی ما الحــل 
به من بگو چاره کارچیست
فأشـواقی وصلت لحـدود الهــذیان
اشتیاق و هیجان من به این عشق به مرز دیوانگی و هذیان رسیده است
قاتلتـی ترقـص حافــیة القـدمیـن بمدخل شـریانی
قاتل احساساتم پابرهنه در بین رگهایم به رقص در می آید

من أین أتـیـت وكیف أتـیـت و
تو ازکجا و چطور به سراغ من آمدی
كـیف عصـفـت بوجدانی
و چگونه هستی من را نابود کردی




نوع مطلب : اشعار بسیار زیبای عربی باترجمه فارسی، 
برچسب ها : شعری عربی با ترجمه فارسی،
لینک های مرتبط :
ان العمر كله صفا 
تمام عمرمان همراه با سعادت و خوشبختی بود 
كنا سوا لیل وسهر
شبها را با همدیگر سپری می کردیم و تا صبح بیداری می کشیدیم 
والنور عم یمشی حفا
و روشنایی پابرهنه در بین ما راه می رفت 
ویفارق غصون الشجر
و از شاخه درختان جدا می شد 
انت وانا ونسمة جفا 
من و تو و نسیم بی رحمی 
هبت علی الحلم انكسر
نسیم بی رحمی بر رویا وزید و خوابمان را در هم کوبید 
عندی اللیل انطفا
شب برای من خاموش شد 
وین القمر مافی قمر 
ماه شبانه کجاست دیگر هیچ ماهی وجود ندارد
یا الشوق یاحرام الغفا
ای دلتنگی, دیگر خوابیدن همانند یک گناه کبیره است 
یامرخص دموع البشر
ای کسیکه باعث بی ارزش شدن اشکهای انسان ها گشته ای 
یا حب لمحة واختفا
ای عشقی که به یکباره ناپدید شدی 
ماعد شفتله اثر
و دیگر هیچ اثری از آن عشق ندیدم
یابرد عم یلغی الدفا 
ای سرمایی که باعث نابودی گرما می گردی 
یادموع عم تمحی الصور
ای اشکهایی که با ریختن بر روی عکسها آنها را خراب می کنی
حكمة وماكنا نعرفها 
حکمتی بود که ما آن را نمی دانستیم 
ان القدر هو القدر 
اینکه روزگار همان روزگار است
شو صار یادرب الهوا
ای راه عشق به من بگو چه شد 
یا زارع بقلبی التعب 
ای کسیکه خستگی را در قلبم می کاری 
مش مهم ما عدنا سوا
مهم نیست که ما با همدیگر نباشیم 
ولامهم غلب علی السبب
و دیگر دلیل جدایی ما نیز مهم نیست 
المهم من بعد الغنا
مهمترین چیز تنها این است که بعد از ترانه
ننسی العذاب اللی مرق 
تمام درد و رنجی که کشیدیم را فراموش کنیم 
بعدك یاقلبی اللی احترق 
هنوز ای دل سوخته من 
مغروم حرقه من اللهب
ای دل شکست خورده که شعله های عشق باعث سوختـنـت شد
من وقتنا الكون ابتدا 
جهان از وقتی آغاز شد که ما به همدیگر رسیدیم 
كانوا اتنین بهالدنیی 
زمانی که دو نفر در این دنیا بودند 
وماكان فی غیرهم حدا
و غیر ازآنان هیچ کس دیگری در دنیا نبود 
ولاینطفی الحب الهنی
و عشق خوشبخـتـشان هیچ وقت خاموش نمی شود 
قلبهم علی الشوق اهتدا
و قلبهایشان به سوی شور و شوق رهسپار شد 
صارت سنین تسرق سنین 
سالها باعث از بین رفتن سالهای دیگر شدند
وصار یوسع هالمدا 
و باعث طولانی شدن زمان جدایی ما شد 
والبعد یكبر بالدنی 
و فاصله دوری و جدایی ما در این دنیا بیشتر و بیشتر می شود 
والیوم صرنا ع الهدی 
و امروز ما خوشبخت شدیم 
نحرق حیاة مزینین
و مشغول ساختن زندگی زیبایی هستیم
ما ضل بالوردی ندا 
و دیگر هیچ شبنمی در هیچ گلی باقی نماند 
ولافی غصن عم ینحنی 
و دیگر هیچ شاخه درختی خمیده نمی شود 
وباید وحدی ماعدا
و من به تنهایی دربین دستانم 
احلام عمری الولدانین
رویاهای زندگیم متولد می شوند 
لاصوت حتی ولا صدا
نه دیگر صدایی هست و نه فریادی 
ینده ویسأل شو بنی
که صدا بزند و بپرسد چه چیزی در حال ساخته شدن است




نوع مطلب : اشعار بسیار زیبای عربی باترجمه فارسی، 
برچسب ها : شعری عربی با ترجمه فارسی،
لینک های مرتبط :
إنی خیرتك فاختاری
من فرصت انتخاب کردن را به تو دادم , پس انتخاب کن
ما بین الموت على صدری
بین مرگ در آغوش من 
او فوق دفاتر اشعاری
یا مرگ بر روی دفترهایی که در آن شعرهایم را می سرودم
ا
ختاری الحب اواللا حب
انتخاب کن , زندگی همراه با عشق یا زندگی بدون عشق 
فجبن الا تختاری
که عدم انتخاب تو دلیلی بر هراس تو می باشد
لا توجد منطقة وسطى
هیچ حد میانی وجود دارد
ما بین الجنة والنار 
بین بهشت و آتش دوزخ
ارمی اوراقك كاملة
تمام کاغذهایت را بر زمین بکوبان
وسأرضى عن أی قراری
و من به هر تصمیمی که تو بگیری قانع خواهم بود
قولی , انفعلی , انفجری
حرفی بزن , واکنشی نشان بده , طغیان کن
لا تقفی مثل المسمار
همچون میخی که در اعماق زمین فرو رفته است نایست
لا یمكن أن ابقى ابدا
هرگز امکان ندارد که من 
كالقشة تحت الأمطاری
همچون گیاهی ناچیز در زیر قطره های باران باقی بمانم
مرهقة ها أنت وخائفة 
تو پریشان هستی و وجودت را ترس فرا گرفته است 
وطویل جدا مشـواری
درحالیکه مسیر من بسیار طولانی می باشد
غوصی فی البحر أو ابتعدی 
یا در اعماق دریا فرو برو و یا اینکه منصرف و دور شو
لا بحر من غیر دواری
هیچ دریایی بدون آشفتگی و سرگیجگی وجود ندارد
الحب مواجهة كبرى
عشق , رویا رویی عظیمی است
إبحار ضد التیاری
و همچون حرکت برخلاف جریان دریا می باشد
صیب وعذاب ودموع
سرشار از سختی و درد و رنج و اشک است
ورحیل بین الأقماری
همچون هجرتی در آسمان و در بین ستارگان است 
یقتلنی جبنكِ 
ترس تو در حال نابود کردن من می باشد 
تتسلى من خلف ستار
هر از چند گاه , نگاه دزدانه ای از پشت پرده می اندازی
إنی لا اؤمن فی حب 
من به آن عشقی ایمان ندارم که 
لا یحمل نزف الثوار
که همراه با خروشیدن یاغیان نباشد
لا یضرب مثل الإعصار
و همچون طوفانی همه جا را در هم نکوبد
لا یكسر كل الأسوار
و همه چیزها را درهم نشکند
آه لو حبكِ یبلعنی مثل الإعصار
آه که ای کاش عشق تو , همچون گردبادی من را در خود فرو می برد
إنی خیرتك فاختاری
و من قدرت انتخاب را به تو دادم , پس برگزین




نوع مطلب : اشعار بسیار زیبای عربی باترجمه فارسی، 
برچسب ها : شعری عربی با ترجمه فارسی،
لینک های مرتبط :
بــدونـك
والـلـه ما یسوى أعـیـش الـدنیـا دونـك 
به خدا سوگند که من نمی توانم بدون تو در این دنیا زندگی کنم 
لا ولا تسـوى حیـاتی بهـالـوجود 
و وجود من نیز در این دنیا بدون تو هیچ ارزشی ندارد 
دامك إنت الـلی رحـلـت وكـیف 
و تا زمانیکه تو هجرت کرده ای من چگونه 
باصبر على الـبعاد وكـیف بـنـثـر ها لـورود 
چگونه می توانم این دوری تو را تحمل کنم و چگونه این گلها را بدون تو پرپر کنم
ما وعـدت إنـك تـقـا سمـنی المحبـة 
مگر این تو نبودی که با من پیمان بستی که در مهربانی با من سهیم باشی 
وتـبـقى لی حب ولـدروبی دلـیـل 
و عشق من باقی بمانی و بهانه ای برای راه زندگی من باشی 
بس حسـافة الـبعـد كان أقـرب وأرحم 
ولیکن افسوس که جدایی برای تو آسان تر و دلپذیرتر بود
حسبی الله وحده ونعم الوكیل
روح أنا راضی بغـیـابك یا حیاتی 
وجود من به این دوری قانع می باشد ای هستی من 
هـذی قسمة لی وهـذی لی نصیب 
این سهم من از روزگار و تقدیر من می باشد 
كنت شمعة تطـوی وتشـرق حیاتی 
تو همچون شمعی بودی که باعث طلوع عشق در زندگیم گشتی
إنطـفـیـت ورحت فی وقت المغـیـب 
ولیکن خاموش شدی و به دوردستها سفر کردی




نوع مطلب : اشعار بسیار زیبای عربی باترجمه فارسی، 
برچسب ها : شعری عربی با ترجمه فارسی،
لینک های مرتبط :


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

بعد یک سال بهار آمده می بینی که باز تکرار به بار آمده می بینی که سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده می بینی که آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده می بینی که حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده می بینی که غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده می بینی که

چه غم وقتی جهان از عشـــــق نامی تازه می گیرد از این بی آبرویی نــــام ما آوازه می گیرد من از خوش باوری در پیــله ی خود فکر می کردم خدا دارد فقط صبــــر مرا اندازه می گیرد به روی ما به شرط بنــــدگی در می گشاید عشق عجب داروغـه ای! باج سر دروازه می گیرد چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی کتابی را که از خون جگر شیــرازه می گیرد ملال آورتر از تکــــــــرار رنجی نیست در عالم نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است کره اسب از نجابت در پی مادر رود کره خر از خریت پیش پای مادر است آهن و فولاد از یک کوره میایند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان ! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ! تو واجب را بجا آور رها کن مستحب ها را دلیل دل خوشی هایم ! چه بغرنج است دنیایم ! چرا باید چنین باشد ؟... نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

مایــه اصـل و نســب در گردش دوران زر است متصل خون می خورد چوبـی که صاحـب جوهر است آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون آن یکـی شمشــیر گـردد آن دگـر نعل خـر است دود اگــر بالا نشیند کسر شــاءن شعله نیست روی دریـا خـس نشـیند قعـر دریا گوهـر است نا نجیبـی گـر کـه دارد رخت و دارائی و زور چون جوان ماند زیـرش اسـب و بالایـش خر است گر نـا کسـی از کسـی بالا بشیند عـیـب نیست جای چشـم ابــرو نگیرد گر چه او بالاتر است کـره اسـب از نجـابـت در تـعـاقــب مـی رود کـره خـر از خـریـت پیـش پیـشء مــادر است شـسـت و شـاهد هـر دو دعـوی بزرگی می کنند پـس چـرا انـگشـت کـوچـک لایـق انگشــتر است شعـر سنجان جـان فـدای شـعـر سازان میکنند دخـتر هـرکـس وجید است هـفـت چنگی شوهر است سـعدیـا عیـب خود گـو و عیـب مردم کـم بگو هـر کـه عیـب خـود بگـوید از همه بالاتر است

عربی دبیرستان

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •