تبلیغات

عربی دبیرستان - مطالب ابر تمییز وانواع تمییز
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

قواعد درس8 – حال و تمییز

به جملات زیرتوجه کنید:

1-دَخل آلتلمیذُ فی الصفِ مسروراً                                    2-یَعیشُ المومنُ فی الدنیا قانعاً

3-شاهَدتَ التلمیذاتِ مبتَسماتٍ                                         4-جاء الأنبیاءُ مبشرینَ

6-ذَهبَ علیٌّ الی المرسة یَقرَأُ الکتابَ                               6-دَخلَ المعلم وبیده کتابٌ

«حال» معمولاً کلمه ای مشتق، نکره و منصوب است. «حال مفرد» باید در جنس (مذکر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت کند.

«حال» معمولاً کلمه ای مشتق، نکره و منصوب است. «حال مفرد» باید در جنس (مذکر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت کند.
‌حال :  اسم منصوبی (یا جمله ای ) است كه حالت فاعل یا مفعول را هنگام وقوع فعل بیان می كند، مثال : رایتُ الطالبةَ مجتهدةٌ
حال مفرد – مشتق ,نکره و منصوب
توجه : به فاعل یا مفعول در این حالت صاحب حال (ذوالحال) گفته می شود.
انواع حال : حال بر دو قسم است :
1) مفرد: رجعَ الوالد من عمله تعباً . حال مفرد و منصوب
2) جمله  که می تواند(اسمیه یا فعلیه )باشد

اسمیه : خَرَجَ الطُلاّبّ من الصّفّ و هُمْ فرحون  = جمله ی حالیه ، محلاً‌منصوب
فعلیه : خرَجَ الطّلابُّ
یَفْرحونَ = جمله حالیه، محلاً منصوب
نكته 1 : شرط در جمله ی حالیه آن است كه با صاحب حال یا از طریق «ضمیر» و یا با «واو حالیه» مرتبط می باشد مثل :
 شاهدتُ أخی یلعب بالكُرةِ . برادرم را در حالی كه با توپ بازی می كرد، دیدم.
جمله ی فعلیه حالیه كه با ضمیر مستتر«هو» با صاحب حال ارتباط دارد.
 جاء الطالب محْفظته بیدهِ : دانش آموز در حالی كه كیفش در دستش بود، آمد.
جمله اسمیه ی حالیه كه با ضمیر «ه» با صاحب حال ارتباط دارد.
 هَجَمْنا علی الغدوّ و لمْ یَطْلع الفجر : به دشمن هجوم بردیم در حالی كه صبح نشده بود
جمله فعلیه حالیه كه با واو حالیه با صاحب حال ارتباط دارد
 خرَجَ الطّلاّبٌ من المدرسة و الكُتُبُ بایدیهم : دانش آموزان در حالی كه كتاب كتاب هایشان در دستشان بود از مدرسه خارج شدند.
جمله اسمیه حالیه كه با واو حالیه و ضمیر با صاحب حال ارتباط دارد.

نكته 2 : حال در عربی معادل با قید حالت در فارسی است. همان طور كه در ترجمه ی جمله های قبل مشاهده می كنید.

تمییز : تمییز اسم منصوبی است كه ابهام را از جمله ی ماقبل خود از نسبتی كه به آن داده ایم، برمی دارد

مثل :طابَ التّلمیذُ نقسا  =  تمیز نسبت

در این جمله پاكیزگی را به دانش آموز نسبت داده ایم، اما برای رفع ابهام كلمه ی «نفس» آورده می شود و می گوئیم :

نفس و وجود دانش آموز پاك شداین تمییز « تمیز نسبت» نامیده می شود و تمییز دیگری هم وجود دارد

 كه ابهام را از اسم قبل از خود برمی دارد و تمییز مفرد نامیده می شود. تمییز مفرد بعد از این كلمات می آید:

1-اسم وزن : اشتریتُ كیلوین تفّاحا .  وزن / تمییز مفرد

2- اسم مقدار : شربتُ كوباً شایاً . مقدار / تمییز مفرد

3-اسم مساحت : اشتریتُ متراً قماشاً .مساحت / تمییز مفرد

4- اسم عدد : اشتریتُ أحدَ عشرَ كتابا  . عدد /تمییز مفرد

نكته : تمییز وزن، مقدار و مساحت می تواند به صورت مجرور با حرف جر بیاید مثال :

1- اشتریتُ كیلویْن من التُّفاح . تمییز

2- شربتُ كوبأ من الشّای . تمییز

3-  اشتریتُ متراً من القُماش . تمییز

كَمْ و تمییز آن :

تمییزكَمْ

(كمْ استفهامی) كم استفهامی آن است كه از آن برای معلوم و معین كردن عدد مبهمی استفاده می شود و تمیز آن مفرد و منصوب است.

مثل : كمْ تلمیذاً فی الصّفّ؟ تمییز مفرد و منصوب

نكته:تمییز نسبت  که در اصل «مبتدا» ، «فاعل» یا «مفعول» بوده است.

1-  هر گاه تمییز در یك جمله ی اسمیه بكار رود، در اصل مبتدا بوده است. مثل :

المؤمنُ اكثُر صبراً ---> ( تمییز در اصل مبتدا ) صبرُ المؤمنُ أكثُر.

2- هرگاه فعل جمله لازم باشد ( یا اسم قبل از تمییز، مرفوع باشد) تمییز در اصل فاعل است. مثل :

حسن الطالب خلقا---> (تمیز در اصل فاعل) حسن خلق الطالب.

3-  هر گاه فعل جمله متعدی باشد (یا اسم قبل از تمییز منصوب باشد) تمییز در اصل «مفعول» است. مثل :
فجّر اللهُ الارضَ عُیوناً ---> (تمیز در اصل مفعول)فجّراللهُ عیونَ الارِض (مفعول به)

علی پوردبیر عربی



ادامه مطلب


نوع مطلب : قواعد عربی چهارم دبیرستان، 
برچسب ها : متن وترجمه درس8 عربی 4، حال وانواع حال وذوالحال، تمییز وانواع تمییز،
لینک های مرتبط :

درس دهم  :تمییز
به این دو جمله توجه کنید

1-تَقَدَّمَ التلمیذُ درساً                       2-اِشتریتُ مترینِ قماشاً

در این درس با «تمییز» و دو مورد از کاربردهای آن آشنا می شویم.
1 – در جملات، علاوه بر نقش های اصلی ، (فعل ، فاعل ، مبتدا و خبر) نقش هایی وجود دارند که ابهام کلمات ما قبل خود را برطرف می کنند.که  یکی ازاین نقش ها که هدفش برطرف کردن ابهام کلمات یا جملات است، نقش «تمییز» می باشد. «تمییز» گاهی ابهام را از یک اسم  (مثال 2)و گاهی ابهام را از یک جمله(مثال 1) برطرف می کند.

در زیر با کاربردهای تمییزبیشتر آشنا می شویم.

2 – به کلماتی که پس از وزن، مساحت ، پیمانه و عدد؛ می آیند و ابهام آن ها را برطرف می کنند، «تمییز مفرد» می گویند. در زیر مثال هایی از تمییز مفرد می آوریم
3 – گاهی تمییز برای رفع ابهام موجود در جمله به کار می رود. به این نوع تمییز «تمییز جمله» (نسبت) می گویند. در زیر مثال هایی از تمییز جمله می آوریم:
أنا اَکثَرُ منکَ شُکراً(تمییز جمله) . من از تو سپاسگزارتر هستم
هُوَ اکثَرُ منکَ جُهداً (تمییز جمله) او از تو کوشاتر است
فَجّر اللهُ الارضَ عُیُوناً(تمییز جمله) خداوند چشم های زمین را روشن کرد

4 – تمییز نسبت (تمییز جمله) می تواند در اصل ، یکی از نقش های فاعل، مفعول یا مبتدا را داشته باشد. به مثال های زیر توجه کنید:
فجّراللهُ عیونَ(تمییز جمله) الارضِ : فجّراللهُ الارضَ عیونا(تمییز جمله)
ملاحظه می کنید که تمییز در اصل مفعول بوده است زیرا فعل جمله متعدی است.

صبْرُ(مبتدا) المؤمنِ اکثرُ منَ الاخرین : المؤمنُ اَکْثَرُ صبراً(تمییز جمله) من الآخرین.
ملاحظه می کنید که تمییز در اصل مبتدا بوده است زیرا جمله اسمیه است.

5 – معمولاً در جمله اسمیه «تمییز» در اصل مبتدا بوده است.

6 – معمولاً اگر فعل جمله لازم باشد «تمییز» در اصل فاعل بوده است.

7 – معمولاً اگر فعل جمله متعدی باشد «تمییز» در اصل مفعول بوده است.

تمرین درس دهم :
1 – در عبارت زیر «تمییز» را مشخص کنید.
هُوَ اکثرُ منّی صبراً .
صبراً :‌تمییز، منصوب ، تمییز همراه اسم تفضیل «اکثر» آمده است و در اصل مبتدا بوده است.

الْعُلماءُ اجلُّ الناسِ قدراً
قدراً :‌تمییز ، منصوب ، تمییز همراه اسم تفضیل اجلّ آمده است و در اصل « مبتدا» بوده است.

اَعظمُ العبادةِ اَجراً اخفاها .
اجراً : تمییز، منصوب ، جمله اسمیه و تمییز در اصل «مبتدا» بوده است.

لا تُقِمِ الصّلاةَ متکاسلاً .
این جمله تمییز ندارد. متکاسلاً حال مفرد است منصوب

فَمَن یعْمل مثقالُ ذرّةٍ خیراً یرَهُ .
خیراً :‌تمیز است چون بعد از وزن «مثقال» آمده است.

2 – در کدام یک از عبارات زیر تمییز مفرد وجود دارد؟
رَاَیتُ اَحدَ عشَرَ کوکباً .
کوکباً : تمییز مفرد ، منصوب چون بعد از «عدد» آمده است.

بِعْتُ هکتاراً ارضاً .
ارضاً : تمییز مفرد ، منصوب، چون بعد از مساحت «هکتار» آمده است.

المؤمنُ اکثرُ صبراً من الاخرین .
تمییز مفرد ندارد. صبراً :‌تمییز جمله ( تمییز نسبت) است. صبر در اصل مبتدا بوده است چون جمله اسمیه است.

انّ عدّةَ الشُّهور عنداللهِ اثْنا عشر شهراً .
شهراً : تمییر مفرد، منصوب، چون بعد از «عدد» آمده است.

کان رسول الله (ص) اصْدقَ الناس لهجةً .
تمییز مفرد ندارد. لهجهً :‌تمییز جمله (تمییزنسبت ) است.

علی پور دبیر عربی





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : تمییز وانواع تمییز، قواعد درس دهم سوم انسانی،
لینک های مرتبط :


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

بعد یک سال بهار آمده می بینی که باز تکرار به بار آمده می بینی که سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده می بینی که آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده می بینی که حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده می بینی که غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده می بینی که

چه غم وقتی جهان از عشـــــق نامی تازه می گیرد از این بی آبرویی نــــام ما آوازه می گیرد من از خوش باوری در پیــله ی خود فکر می کردم خدا دارد فقط صبــــر مرا اندازه می گیرد به روی ما به شرط بنــــدگی در می گشاید عشق عجب داروغـه ای! باج سر دروازه می گیرد چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی کتابی را که از خون جگر شیــرازه می گیرد ملال آورتر از تکــــــــرار رنجی نیست در عالم نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است کره اسب از نجابت در پی مادر رود کره خر از خریت پیش پای مادر است آهن و فولاد از یک کوره میایند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان ! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ! تو واجب را بجا آور رها کن مستحب ها را دلیل دل خوشی هایم ! چه بغرنج است دنیایم ! چرا باید چنین باشد ؟... نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

مایــه اصـل و نســب در گردش دوران زر است متصل خون می خورد چوبـی که صاحـب جوهر است آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون آن یکـی شمشــیر گـردد آن دگـر نعل خـر است دود اگــر بالا نشیند کسر شــاءن شعله نیست روی دریـا خـس نشـیند قعـر دریا گوهـر است نا نجیبـی گـر کـه دارد رخت و دارائی و زور چون جوان ماند زیـرش اسـب و بالایـش خر است گر نـا کسـی از کسـی بالا بشیند عـیـب نیست جای چشـم ابــرو نگیرد گر چه او بالاتر است کـره اسـب از نجـابـت در تـعـاقــب مـی رود کـره خـر از خـریـت پیـش پیـشء مــادر است شـسـت و شـاهد هـر دو دعـوی بزرگی می کنند پـس چـرا انـگشـت کـوچـک لایـق انگشــتر است شعـر سنجان جـان فـدای شـعـر سازان میکنند دخـتر هـرکـس وجید است هـفـت چنگی شوهر است سـعدیـا عیـب خود گـو و عیـب مردم کـم بگو هـر کـه عیـب خـود بگـوید از همه بالاتر است

عربی دبیرستان

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •