قواعد درس هفتم عربی 4 انسانی

 قواعددرس هفتم انواع مفاعیل عبارتند از:

1- مفعولٌ به 2- مفعول مطلق (تأکیدی – نوعی – عددی ) 3- مفعولٌ له 4- مفعولٌ فیه

1- مفعولٌ به اسمی منصوب است و غالباً عامل آن فعل است. مانند

یَمسَحُ الطالبُ السَّبّورةَ.

عاملی که باعث گرفتن  مفعول به و منصوب  شدن  آن می شود چندچیز است که ازجمله مهمترین آن ها همان فعل است که

گاهی عامل (فعل) در جاهایی حذف می شود. از آن جمله در تحذیر و اغراء است.

تحذیر :تحذیر بر حذر داشتن مخاطب است از انجام کاری ناپسند تا از آن دوری کند وآن را انجام ندهد و به سه صورت می آید.

إیّاکَ و الکِذْبَ. نَفْسَکَ و الکِذْبَ. الکِذْبَ الکِذْبَ.

به ترکیب « إیّاکَ و الکِذْبَ » دقّت کنید:

إیّاک و الکِذْبَ

ایاک :مفعولٌ به برای  فعل حذف شده والکذب  معطوف بر ایّاک

فعل محذوفِ در تقدیر « اُحَذِّرُ

اِغراء: تشویق و برانگیختن مخاطب است برای انجام کاری پسندیده تا آن را انجام دهد و به سه صورت می آید. مثال

الکَرَمَ الاجتهادَ، الاجتهادَ الصِّدْقَ و کَرَمَ الخُلقِ

به ترکیب « الاجتهادَ، الاجتهادَ» دقّت کنید:

الاجتهادَ ، ‌الاجتهادَ

الاجتهاد مفعولٌ به برای فعل حذف شده  و(الاجهاد) دوم تأکید برای الاجتهاد اوّل است

فعل حذف شده  مقدره « اِلْزَم) است»

2- مفعول مطلق : مفعول مطلق مصدری منصوب از جنس فعل جمله است که برای تأکید و بیان نوع یا عدد فعل به کار می رود.

اقسام مفعول مطلق : 1- تأکیدی 2- نوعی 3- عددی

الف : هرگاه مفعول مظلق آخرین کلمه جمله باشد ، مفعول مطلق تأکیدی است . مانند :اِحْتَرَمَ الطلّابُ معلِّمَهُم احتراماً

ب : هرگاه مفعول مطلق دارای صفت یا مضاف الیه باشد؛ مفعول مطلق نوعی نامیده می شود. مانند

یُعَلِّمُ مجیدٌ صدیقَهُ تعلیماً جَیِّداً.

 یعیش البخیلُ فی الدنیا عیشَ الفقراءِ

صفت مضاف الیه

(تعلیماً و عیشَ )در این دو مثال، مفعول مطلق نوعی نامیده می شوند

ج : مفعول مطلق عددی : به این مثال دقت کنید: دَقَّ الضَّیفُ بابَ المنزل دَقَّتَینِ : مهمان دوبار به در خانه زد.

در این مثال دَقَّتَینِ مفعول مطلق است و به منظور نشان دادن دفعه انجام فعل آمده است. به این نوع مفعول مطلق ،‌ عددی گفته می شود.

نکته 1: همه این کلمات می توانند مفعول مطلق باشند.(صَبْراً )، (حقّاً : به راستی ) ، (أیضاً: همچنین)، (جِدّاً)، (مَعاذَ اللّهِ: پناه بر خدا) ، (عَفْواً)، (حتماً)، (شُکْراَ)، (سَمْعاً و طاعةً)، (سبحانَ اللّهِ : خدا پاک است) ، (حَمْداً لِلّه)،(حتماً)، (مَهْلاً: مهلت بده، آهسته)

این مصدرها به تنهایی و بدون فعلِ خود، در جمله می آیند. مثلاً: شُکْراً به جای أشْکُرُ شُکْراً

در این مفعول مطلق ها نیازی به بیان نوع آن نیست وفقط می گوییم مفعول مطلق برای فعل محذوف .

نکته 2 : درمفعول مطلق نوعی جایز است مفعول مطلق نوعی را حذف نموده و صفتش را جایگزین آن کنیم

مانند : إجتهدْتُ کثیراً به جای إجتهدْتُ إجتهاداً کثیراً

3- مفعولٌ لَه (مفعولٌ لِأجلِه): مفعول له مصدر منصوبی است که علت انجام کار رابیان می کندبه این عبارت دقّت کنید

أصلّی و أصومُ قُربةً إلی اللهِ.به خاطر نزدیک شدن به خدا، نماز می خوانم و روزه می گیرم.

سوال: در این عبارت چه کاری انجام شده است؟

جواب: نماز خواندن

سوال برای چه یا به جه خاطری: « قُربةً» چه نوع کلمه ای است؟

جواب: مصدر است.

سوال: « قُربةً » چه مفهومی را بیان می کند؟

جواب: علّت انجام فعل

نتیجه اینکه : « قُربةً » مصدری است که علّت انجام کار؛ نماز خواندن را بیان کرده است.

به تعریف مفعولٌ لَه یا مفعولٌ لِأجْلِه توجه کنید:

مفعولٌ لَه یا مفعولٌ لِأجله مصدری منصوب است که علّت انجام گرفتن فعل را بیان می کند.

مفعولٌ له در جواب سؤال ((لِماذا ))می آید: برای چه؟مثلاً: المؤمنُ یترُکُ المعصیةَ.مؤمن گناه را ترک می کند.برای چه؟

المؤمنُ یترُکُ المعصیةَ حیاءً مِن الله.مؤمن به خاطر شرم از خدا گناه را ترک می کند.

در ترجمه مفعولٌ له از کلماتی مانند «برایِ، به خاطر، به جهتِ» استفاده می شود.

4-المفعولُ فیه « الظرف

مفعولٌ فیه یا ظرف اسمی منصوب است که معنای حرف جرّ « ﻓﻰ » را به همراه دارد و نشان دارد و نشان دهنده زمان یا مکان وقوع فعل وانجام آن است. همه این ها می توانند به شرط همراه داشتن ((فی ))  در معنا نه در ظاهر ونوشته مفعولٌ فیه واقع شوند

همه این کلمات ظرف زمان هستند:

الآنَ: اکنون - الیومَ: امروز- غَد: فردا - أمْسِ: دیروز -صباحَ: صبح - مَساءَ: بعدازظهر - لیلَ: شب- نَهارَ: روز - قَبلَ: پیش -بَعدَ: پس حینَ: هنگامی که - إذا: هنگامی که -لَمّا : هنگامی که - یَومَ: روز- سَنَةَ: سال - عِندَ: هنگامی که

همه این کلمات نیز ظرف مکان هستند

فَوقَ: بالای -تَحتَ: زیر-أمامَ: روبه رو -وراءَ: پشت سر- بَینَ: میان -وَسَطَ: وسط -عِندَ: نزد - قُربَ: نزدیک -جَنبَ: کنار - هُنا: اینجا خَلْفَ: پشت - یَمینَ: راست - أینَ: هر جا -أینَما: هرجا

سوال: آیا می توان گفت که مفعول فیه یا ظرف همان قید مکان و قید زمان در فارسی هستند ؟

جواب: بله ، می توان گفت .

به این مثال ها  دقت کنید:

ذَهَبْتُ إلی المکتبة صَباحاً. ذَهَبْتُ إلی المکتبة ﻓﻰ الصَّباحِ.

سوال: در جمله اول اعراب صباحاً چیست؟

جواب: مفعول فیه یا ظرف زمان است.

سوال: آفرین حال بگو اعراب ﻓﻰ الصباح در جمله دوم چیست آیا باز هم مفعول فیه است؟

جواب: خیر دیگر مفعول فیه نیست بلکه جار و مجرور است.

سوال: چرا به مفعولٌ فیه این نام را داده اند؟

جواب: چون ظرف ها معنای حرف جرِ( ﻓﻰ) را به همراه دارند. مثلاً( صباحاً) یعنی( ﻓﻰالصباح)

نکته : ظروف محدوده (دارای حد مکانی )مانند الدّار،‌المدَرسَة، البَلَد،‌الصَّفّ و المسجد، غالباً با حرف "فـى" مجرور می شوند.

جَلَستُ فـى الصَّفِّ. صَلَّیْتُ فـى المَسجدِ.


ادامه مطلب


موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه درس7 عربی 4، انواع مفعول، اغراء وتحذیر،
[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 08:16 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]

قواعد عربی سوم انسانی درس هفتم

درس:هفتم: انواعمفعول
در این درس به بررسی مفعول مطلق و مفعول له می پردازیم

1- مفعول مطلق : مصدر منصوبی است از جنس فعل جمله که به منظور تأکید فعل یابیان نوع آن  بکار می رود 
.هر گاه انجام فعلی نیاز به تأکید و رفع ابهام داشته باشد، مصدر آن فعل به کار می بریم ! به چنین مصادر در زبان عربی «مفعول مطلق» می گویند. به این مثال توجه کنید:
یجتَهِدُ الطّالبُ فی الدّرس : دانش آموز در درس تلاش می کند.
یَجتهِدُ الطّالبُ فی الدّرس  اجتهاداً . دانش آموز در درس مسلماً تلاش می کند
کلمه اجتهاداً در جمله دوم برای تأکیدو اطمینان بیشتر آمده است.

این کلمه مصدر فعل جمله است که به آن مفعول مطلق می گوییم.در این جمله چون مصدر به همراه خود فعل آمده است به آن «مفعول مطلق تأکیدی » می گویند.
پس مفعول مطلق مصدری است منصوب ،از ریشه های فعل خود که بیشتر برای تأکید به کار برده می شود.
«مفعول مطلق تأکیدی» در فارسی معادل کلماتی مانند بی شک، مسلما، یقینا وحتما ومانند آن ترجمه  می شود.
- گاهی مفعول مطلق با کمک کلمه ی بعد از خود،نوع انجام فعل را بیان می کند.
به این نوع مفعول مطلق ، مفعول مطلق نوعی یا بیانی می گویند. به این مثال توجه کنید‌:
- اُذکرواللهَ ذکراً کثیراً . خداوند را بسیار کنید.
گاهی مفعول مطلق به تنهایی و بدون فعل می آید . در این صورت آن را «مفعول مطلق برای فعل محذوف» به این مثال توجه کنید:

صبراً علی الشّدائد . باید در برابر مشکلات شکیبا باشی.
مفعول مطلق برای فعل محذوف

2- مفعول له
اکنون با یکی دیگر از کاربردهای مصدر آشنا می شویم. مصدر می تواند علت و سبب وقوع فعل را بیان کند. به چنین مصادری «مفعول له » یا «مفعولٌ لأجله » می گویند. در ترجمه ی مفعول له می توان از کلماتی مانند برای ، به خاطر ، به جهتِ و ... استفاده کرد.
پس مفعولٌ له مصدری منصوبی است که علت انجام کار بیان می کند و غیر هم ریشه با فعل خوداست  که برای بیان علت وقوع فعل به کار برده می شود مانند : یُصلّی المؤمنُ قُربةً الی الله . مؤمن به خاطر تقرب به خدا نماز می خواند.
یَترَکُ المومنُ المعصیة حیاءً من الله  (مومن معصیت را بخاطر شرم از خدا ترک می کند.

ملاحظه می کنید که فعل عبارات فوق یُصلّی  ویترک می باشند و مفعول له قُربةً  وحیاء است که علت انجام کار رابیان می کند و غیر هم ریشه با فعل است.

تمرین درس هفتم
1 – در عبارات زیر مفعول مطلق و مفعول له را مشخص کنید.
وَ مَن یُطلعِ الله و رسوله فقد فاز فوزاً عظیما .

پاسخ : فوزاً – مفعول مطلق تأکیدی

نَعبُدُ الله شکراً علی نعْمائه .

پاسخ : شکراً - مفعول له

اُطیعُ اُمیّ إکراماً لها .

پاسخ : اکراماً - مفعول له

انّا فتحنا لک فتحاً مبینا ً

پاسخ : فتحاً – مفعول مطلق تأکیدی

حمداً لله علی نعمائه .

پاسخ : حمداً – مفعول مطلق برای فعل محذوف

2 – کدام ترجمه صحیح است؟
و تُحبّونَ المالَ حبّاً حبّاً.
1 – مال و ثروت بسیار را دوست می دارید.
2 – مال و ثروت را بسیار دوست می دارید.
3 – مال و ثروت را به خاطر خود دوست می دارید.
پاسخ :‌2 صحیح است. حبّاً در اینجا مفعول مطلق تأکیدی است و «بسیار» یا «زیاد» ترجمه می شود.

اِفعَل الخیرَ حبّاً فی الخیر.
1 – نیکی را قطعاً انجام بده
2 – نیکی را به خاطر عشق به نیکی انجام بده
3 – نیکی را فراوان انجام بده
پاسخ : 2 صحیح است. حبّاً در اینجا مفعول له است و «به خاطر» ترجمه می شود که علت را بیان کند.

علی پور دبیر عربی





موضوع: قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، برچسب ها: قواعد عربی سوم انسانی، انواع مفعول، درس هفتم،
[ شنبه 8 تیر 1392 ] [ 08:24 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین