تبلیغات

عربی دبیرستان - مطالب ابر اغراء وتحذیر
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

 قواعددرس هفتم انواع مفاعیل عبارتند از:

1- مفعولٌ به 2- مفعول مطلق (تأکیدی – نوعی – عددی ) 3- مفعولٌ له 4- مفعولٌ فیه

1- مفعولٌ به اسمی منصوب است و غالباً عامل آن فعل است. مانند

یَمسَحُ الطالبُ السَّبّورةَ.

عاملی که باعث گرفتن  مفعول به و منصوب  شدن  آن می شود چندچیز است که ازجمله مهمترین آن ها همان فعل است که

گاهی عامل (فعل) در جاهایی حذف می شود. از آن جمله در تحذیر و اغراء است.

تحذیر :تحذیر بر حذر داشتن مخاطب است از انجام کاری ناپسند تا از آن دوری کند وآن را انجام ندهد و به سه صورت می آید.

إیّاکَ و الکِذْبَ. نَفْسَکَ و الکِذْبَ. الکِذْبَ الکِذْبَ.

به ترکیب « إیّاکَ و الکِذْبَ » دقّت کنید:

إیّاک و الکِذْبَ

ایاک :مفعولٌ به برای  فعل حذف شده والکذب  معطوف بر ایّاک

فعل محذوفِ در تقدیر « اُحَذِّرُ

اِغراء: تشویق و برانگیختن مخاطب است برای انجام کاری پسندیده تا آن را انجام دهد و به سه صورت می آید. مثال

الکَرَمَ الاجتهادَ، الاجتهادَ الصِّدْقَ و کَرَمَ الخُلقِ

به ترکیب « الاجتهادَ، الاجتهادَ» دقّت کنید:

الاجتهادَ ، ‌الاجتهادَ

الاجتهاد مفعولٌ به برای فعل حذف شده  و(الاجهاد) دوم تأکید برای الاجتهاد اوّل است

فعل حذف شده  مقدره « اِلْزَم) است»

2- مفعول مطلق : مفعول مطلق مصدری منصوب از جنس فعل جمله است که برای تأکید و بیان نوع یا عدد فعل به کار می رود.

اقسام مفعول مطلق : 1- تأکیدی 2- نوعی 3- عددی

الف : هرگاه مفعول مظلق آخرین کلمه جمله باشد ، مفعول مطلق تأکیدی است . مانند :اِحْتَرَمَ الطلّابُ معلِّمَهُم احتراماً

ب : هرگاه مفعول مطلق دارای صفت یا مضاف الیه باشد؛ مفعول مطلق نوعی نامیده می شود. مانند

یُعَلِّمُ مجیدٌ صدیقَهُ تعلیماً جَیِّداً.

 یعیش البخیلُ فی الدنیا عیشَ الفقراءِ

صفت مضاف الیه

(تعلیماً و عیشَ )در این دو مثال، مفعول مطلق نوعی نامیده می شوند

ج : مفعول مطلق عددی : به این مثال دقت کنید: دَقَّ الضَّیفُ بابَ المنزل دَقَّتَینِ : مهمان دوبار به در خانه زد.

در این مثال دَقَّتَینِ مفعول مطلق است و به منظور نشان دادن دفعه انجام فعل آمده است. به این نوع مفعول مطلق ،‌ عددی گفته می شود.

نکته 1: همه این کلمات می توانند مفعول مطلق باشند.(صَبْراً )، (حقّاً : به راستی ) ، (أیضاً: همچنین)، (جِدّاً)، (مَعاذَ اللّهِ: پناه بر خدا) ، (عَفْواً)، (حتماً)، (شُکْراَ)، (سَمْعاً و طاعةً)، (سبحانَ اللّهِ : خدا پاک است) ، (حَمْداً لِلّه)،(حتماً)، (مَهْلاً: مهلت بده، آهسته)

این مصدرها به تنهایی و بدون فعلِ خود، در جمله می آیند. مثلاً: شُکْراً به جای أشْکُرُ شُکْراً

در این مفعول مطلق ها نیازی به بیان نوع آن نیست وفقط می گوییم مفعول مطلق برای فعل محذوف .

نکته 2 : درمفعول مطلق نوعی جایز است مفعول مطلق نوعی را حذف نموده و صفتش را جایگزین آن کنیم

مانند : إجتهدْتُ کثیراً به جای إجتهدْتُ إجتهاداً کثیراً

3- مفعولٌ لَه (مفعولٌ لِأجلِه): مفعول له مصدر منصوبی است که علت انجام کار رابیان می کندبه این عبارت دقّت کنید

أصلّی و أصومُ قُربةً إلی اللهِ.به خاطر نزدیک شدن به خدا، نماز می خوانم و روزه می گیرم.

سوال: در این عبارت چه کاری انجام شده است؟

جواب: نماز خواندن

سوال برای چه یا به جه خاطری: « قُربةً» چه نوع کلمه ای است؟

جواب: مصدر است.

سوال: « قُربةً » چه مفهومی را بیان می کند؟

جواب: علّت انجام فعل

نتیجه اینکه : « قُربةً » مصدری است که علّت انجام کار؛ نماز خواندن را بیان کرده است.

به تعریف مفعولٌ لَه یا مفعولٌ لِأجْلِه توجه کنید:

مفعولٌ لَه یا مفعولٌ لِأجله مصدری منصوب است که علّت انجام گرفتن فعل را بیان می کند.

مفعولٌ له در جواب سؤال ((لِماذا ))می آید: برای چه؟مثلاً: المؤمنُ یترُکُ المعصیةَ.مؤمن گناه را ترک می کند.برای چه؟

المؤمنُ یترُکُ المعصیةَ حیاءً مِن الله.مؤمن به خاطر شرم از خدا گناه را ترک می کند.

در ترجمه مفعولٌ له از کلماتی مانند «برایِ، به خاطر، به جهتِ» استفاده می شود.

4-المفعولُ فیه « الظرف

مفعولٌ فیه یا ظرف اسمی منصوب است که معنای حرف جرّ « ﻓﻰ » را به همراه دارد و نشان دارد و نشان دهنده زمان یا مکان وقوع فعل وانجام آن است. همه این ها می توانند به شرط همراه داشتن ((فی ))  در معنا نه در ظاهر ونوشته مفعولٌ فیه واقع شوند

همه این کلمات ظرف زمان هستند:

الآنَ: اکنون - الیومَ: امروز- غَد: فردا - أمْسِ: دیروز -صباحَ: صبح - مَساءَ: بعدازظهر - لیلَ: شب- نَهارَ: روز - قَبلَ: پیش -بَعدَ: پس حینَ: هنگامی که - إذا: هنگامی که -لَمّا : هنگامی که - یَومَ: روز- سَنَةَ: سال - عِندَ: هنگامی که

همه این کلمات نیز ظرف مکان هستند

فَوقَ: بالای -تَحتَ: زیر-أمامَ: روبه رو -وراءَ: پشت سر- بَینَ: میان -وَسَطَ: وسط -عِندَ: نزد - قُربَ: نزدیک -جَنبَ: کنار - هُنا: اینجا خَلْفَ: پشت - یَمینَ: راست - أینَ: هر جا -أینَما: هرجا

سوال: آیا می توان گفت که مفعول فیه یا ظرف همان قید مکان و قید زمان در فارسی هستند ؟

جواب: بله ، می توان گفت .

به این مثال ها  دقت کنید:

ذَهَبْتُ إلی المکتبة صَباحاً. ذَهَبْتُ إلی المکتبة ﻓﻰ الصَّباحِ.

سوال: در جمله اول اعراب صباحاً چیست؟

جواب: مفعول فیه یا ظرف زمان است.

سوال: آفرین حال بگو اعراب ﻓﻰ الصباح در جمله دوم چیست آیا باز هم مفعول فیه است؟

جواب: خیر دیگر مفعول فیه نیست بلکه جار و مجرور است.

سوال: چرا به مفعولٌ فیه این نام را داده اند؟

جواب: چون ظرف ها معنای حرف جرِ( ﻓﻰ) را به همراه دارند. مثلاً( صباحاً) یعنی( ﻓﻰالصباح)

نکته : ظروف محدوده (دارای حد مکانی )مانند الدّار،‌المدَرسَة، البَلَد،‌الصَّفّ و المسجد، غالباً با حرف "فـى" مجرور می شوند.

جَلَستُ فـى الصَّفِّ. صَلَّیْتُ فـى المَسجدِ.



ادامه مطلب


نوع مطلب : قواعد عربی چهارم دبیرستان، 
برچسب ها : متن وترجمه درس7 عربی 4، انواع مفعول، اغراء وتحذیر،
لینک های مرتبط :


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

بعد یک سال بهار آمده می بینی که باز تکرار به بار آمده می بینی که سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده می بینی که آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده می بینی که حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده می بینی که غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده می بینی که

چه غم وقتی جهان از عشـــــق نامی تازه می گیرد از این بی آبرویی نــــام ما آوازه می گیرد من از خوش باوری در پیــله ی خود فکر می کردم خدا دارد فقط صبــــر مرا اندازه می گیرد به روی ما به شرط بنــــدگی در می گشاید عشق عجب داروغـه ای! باج سر دروازه می گیرد چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی کتابی را که از خون جگر شیــرازه می گیرد ملال آورتر از تکــــــــرار رنجی نیست در عالم نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است کره اسب از نجابت در پی مادر رود کره خر از خریت پیش پای مادر است آهن و فولاد از یک کوره میایند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان ! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ! تو واجب را بجا آور رها کن مستحب ها را دلیل دل خوشی هایم ! چه بغرنج است دنیایم ! چرا باید چنین باشد ؟... نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

مایــه اصـل و نســب در گردش دوران زر است متصل خون می خورد چوبـی که صاحـب جوهر است آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون آن یکـی شمشــیر گـردد آن دگـر نعل خـر است دود اگــر بالا نشیند کسر شــاءن شعله نیست روی دریـا خـس نشـیند قعـر دریا گوهـر است نا نجیبـی گـر کـه دارد رخت و دارائی و زور چون جوان ماند زیـرش اسـب و بالایـش خر است گر نـا کسـی از کسـی بالا بشیند عـیـب نیست جای چشـم ابــرو نگیرد گر چه او بالاتر است کـره اسـب از نجـابـت در تـعـاقــب مـی رود کـره خـر از خـریـت پیـش پیـشء مــادر است شـسـت و شـاهد هـر دو دعـوی بزرگی می کنند پـس چـرا انـگشـت کـوچـک لایـق انگشــتر است شعـر سنجان جـان فـدای شـعـر سازان میکنند دخـتر هـرکـس وجید است هـفـت چنگی شوهر است سـعدیـا عیـب خود گـو و عیـب مردم کـم بگو هـر کـه عیـب خـود بگـوید از همه بالاتر است

عربی دبیرستان

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •