عربی دبیرستان - مطالب عربی 2 انسانی
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها

درس اول: ترجمه

پروردگارا ..

پروردگارا در دنیا و آخرت به ما نیکی بده.

شکلک های محدثه



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

درس نهم : کبوتر و شکارچی

کبوتری بالای درخت درامان و پنهان در لانه‌اش بود.

روزی یک شکارچی آمد و خوب بر گرد باغ چرخی زد.

شکلک های محدثه



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

الدَّرس الأوّل:درس اول

رَبَّنا ....پروردگارا ..

﴿ رَبَّنا آتِنا فِـى الدُّنیا حَسَنَةً وَ فـى‌الآخِرَةِ حَسَنَةً﴾پروردگارا در دنیا و آخرت به ما نیکی بده.

﴿ رَ بَّنا اغْفِرْ‌ لَنا وَ لإخْوانِنا الَّذینَ سَبَقُونا بالإیمانِ وَ لا تَجْعَلْ فـى قُلوبِنا غِلّاً للَّذینَ آمَنُوا، رَبَّنا إنّکَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ ﴾پروردگارا ما و برادرانمان را که پیش از ما ایمان آوردند بیامرز و کینه کسانی را که ایمان آورده اند در دل ما جای نده.پروردگارا براستی که تو دلسوز و مهربان هستی .

اللّهُمَّ اجْعَلِ الْیَقینَ فـى‌ قَلبـى و النُّورَ فـى بَصَرى و النَّصیحَةَ فـى صَدْرى وَ ذِکْرَکَ باللَّیلِ و النَّهارِ عَلَـی لِسانـى وَ اجْعَلْ غِناىَ فـى نَفْسى و رَغْبَتـى فیما عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمینَ.خدایا در دلم یقین و در دیده‌ام نور و در سینه‌ام اندرز و بر زبانم شب و روز یادت را قرار ده و بی‌نیازی مرا در خودم و میل مرا در آنچه نزد توست قرار ده، به مهربانیت ای مهربان‌ترین مهربانان.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه کامل عربی 2 انسانی همراه قواعد:علی پور،
لینک های مرتبط :

اَلدَّرسُ الثّانـى: أنتَ عِطرُ الیاسَمینِ : تو عطر یاسمنی

أیُّهَا النُّورُ المُبِینْ مِنْ إلهِ العالَمینْ ای نور آشکار از خدای جهانیان

و الصِّراطُ المُستَقیمْ فـى ضَمیرِ الصّالحینْ و راه مستقیم در درون صالحان

أنتَ مِصْباحُ الیَقینْ فـى قُلوبِ العاشِقینْ  تو در دل‌های عاشقان چراغ یقین هستی.

أنْتَ نَبضٌ فـى القلوبْ أنْتَ عِطرُ الیاسَمینْ تو تپش دلهایی تو بوی خوش گل یاسمن هستی

کُلَّما زادَ الحَنینْ لَکَ یا ابْنَ المُرسَلینْ ای فرزند پیامبران! هرگاه آه و ناله بخاطر تو فزونی یابد.

باسْمِکَ الحُلْوِ هَتَفْنا یا ولـىَّ المؤمِنینْ با نام شیرین تو فریاد برآوردیم ای دوست مؤمنان

قَد حَلُمْنا فیکَ دَوْماً وَ انْتَظَرناکَ سِنینْ دائماً بخاطر تو صبر کرده‌ایم و سالها انتظار تو را کشیده ایم

تَمْلأ الارضَ بعَدْلٍ بَعْدَ جَوْرِ الظالِمینْ زمین را پس از ستم ظالمان پر از عدل می‌سازی.

دَمعَة الفَرَح :اشک خوشحالی

 فـى المَسجدِ در مسجد

فـى یومٍ مِن الأیّامِ سَمِعَ أحدُ الصَّحابةِ کلامَ الرّسولِ الأکرمِ (ص) وَ هو یَنْصَحُ المُسلِمینَ و یُشَجِّعُهُم علی الصَّدَقَةِ.

در روزی از روزها یکی از صحابه سخن رسول گرامی (ص) را شنید که مسلمانان را نصیحت می‌کرد و آنها را تشویق به صدقه می‌کرد.

فـى البیتِ در خانه

لمّا رَجَعَ الصَّحابـىُّ إلى کُوخِهِ الصَّغیرِ و شاهَدَ فیه حَصیرَهُ المُنْدَرِسَ و جَرَّتَهُ الْخَزَفیّةَ حَزِنَ کثیراً علی أنَّه لا یَقْدِرُ علی إعطاءِ الصَّدَقَةِ.

بعدَ الصَّلاةِ . وقتی آن صحابی به خانه کوچک خود برگشت و حصیر کهنه و کوزه سفالی خود را دید بسیار اندوهگین شد از اینکه نمی‌تواند صدقه دهد.

پس از نماز

رَفَعَ یَدَیْهِ إلى السَّماءِ و دُموعُهُ جاریةٌ مِن عَینَیْه: دستهایش را بطرف آسمان بلند کرد درحالی که اشک از دیدگانش جاری بود.

اللّهُمَّ إنَّکَ تَعْلَمُ أنّى لا أمِلکُ ما أتصَدَّقُ بهِ فـى سَبیلِکَ وَ لکنّى یا رَبِّ رَضِیتُ عَنْ کُلِّ مَنْ شَتَمَنـى و ظَلَمَنـى فأطلُبُ مِنکَ أنْ تَجعَلَ رِضاىَ صَدَقةً فـى سَبیلکَ.

خداوندا تو می‌دانی که من چیزی ندارم که در راه تو صدقه دهم ولی پروردگارا من از هر کسی که به من ناسزا گفته و بر من ستم روا داشته است راضی گشتم (درگذشتم) پس از تو می‌خواهم که رضایت مرا (گذشت) صدقه ای در راه خود گردانی.

فـى الصَّباحِ  : در صبح

خاطَبَ الرسولُ (ص) المُسلمینَ و قالَ: پیامبر (ص) مسلمانان را خطاب کرد و فرمود:

لَقَد أخبَرَنـى جِبرَئیلُ بأنَّ أحَدَکم قَدْ تَصدَّقَ بِعرضِهِ و قد قَبِلَ اللّهُ صَدَقَتهُ و بَشَّرَهُ بالرِّضْوانِ.

جبرئیل به من خبر داده است که یکی از شما آبرویش را صدقه داده است و خداوند صدقه او را پذیرفته و بهشت را به او بشارت داده است.

سَمِعَ الصَّحابـىُّ قَوْلَ الرّسولِ (ص) فدَمَعَتْ عَیناه... إنَّها دَمْعَةُ فَرَحٍ هذه المَرَّةَ!

صحابی گفتار پیامبر (ص) را شنید و اشک از چشمانش فرو ریخت این بار آن اشک خوشحالی بود.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه درس2عربی دوم انسانی،
لینک های مرتبط :

اَلدَّرسُ الثالث : لا فَرْقَ بَیْنَ غَنـىٍّ و فَقیرٍ((هیچ فرقی میان ثروتمند و فقیر نیست))

سَلَّمَ رَجُلٌ فَقیرٌ عَلَی أحَدِ الصَّحابةِ فـى الطریقِ، فَرَدَّ الصَّحابـىُّ السَّلامَ بِبُرُودَةٍ. مردی فقیر به یکی از صحابه سلام کرد و صحابی سلام او را با سردی جواب داد.

بَعْدَ مُدَّةٍ سَلَّمَ رَجُلٌ غَنـىٌّ عَلی ذلکَ الصَّحابـىِّ فنَهَض الصَّحابـىُّ مِنْ مَکانِه و رَدَّالسَّلامَ عَلیْه بحَرارةٍ و صَافَحَهُ باحْتِرام ٍو رَحَّبَ به...بعد از مدتی مردی ثروتمندبه آن صحابی سلام کرد و صحابی از جای خود برخاست و سلام او را به گرمی جواب داد و با احترام به او دست داد و به او خوش‌‌آمد گفت ...

لَمَّا وَصَلَ الخبرُ إلـی رَسُولِ اللّهِ (ص) تأسَّفَ و قالَ: وقتی خبر به رسول خدا(ص) رسید افسوس خورد وگفت:

"مَن لَقِىَ فَقیراً مُسْلِماً فسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِه علی الأغْنِیاءِ لَقِىَ اللّهَ عزَّ وجلَّ یَوْمَ القیامةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضبانُ".

"هرکس فقیر مسلمانی را، ببیند و بر او سلامی دهد که غیر از سلام وی بر ثروتمندان باشد خداوند عزّوجلّ را روز قیامت دیدار کند درحالی که او بر وی خشمگین است."

الرَّجلُ المُحسِنُ؟! مرد نیکو کار

أحْدَثَ رَجُلٌ مُحْسِنٌ مَسْجِداً. فَسَألَهُ بُهْلولٌ عن سَبَبِ بِناءِ المَسْجِدِ. مردی نیکوکار مسجدی ساخت، بهلول از او درباره انگیزه ساخت مسجد سؤال کرد.

فقالَ الرّجُلُ: أحْدَثْتُه لاکتِسابِ الثوابِ. مرد گفت: آن را برای کسب ثواب ساختم.

قَصَدَ بُهلُولٌ اخْتِبارَ الرَّجُلِ و مِقدارِ إخلاصِه فـى العَمَلِ. فکَتَبَ فـى لَیلةٍ عَلی جِدارِ المَسْجدِ: بهلول خواست این مرد و مقدار اخلاص او را در کار امتحان کند. لذا شبی روی دیوار مسجد نوشت:

"قَدْ أحدَثَ هَذا المَکانَ المُقدَّسَ الرَّجلُ المُحسِنُ بُهلولٌ" این مکان مقدس را مرد نیکوکار بهلول ساخته است.

فـى الصَّباحِ لَمّا انتَشَرَ الخَبَرُ ذَهَبَ النّاسُ إلى بُهلولٍ لتَهْنِئَتهِ عَلی عَمَلِه الحَسَنِ.

صبح وقتی این خبر انتشار یافت مردم پیش بهلول رفتند تا به وی بخاطر کار خوبش تبریک گویند.

سَمِعَ الرَّجُلُ المُحسِنُ هَذَا الخَبَرَ فغَضِبَ شَدیداً و ذَهَبَ إلى بُهلولٍ و شَتَمَه و قالَ له: أیُّها المَکّارُ لَقَد ضَیَّعتَ أموالـى و جَعَلتَ نفسَکَ شهیراً بَینَ النّاسِ.

مرد نیکوکار این خبر را شنید و بسیار خشمگین شد و پیش بهلول رفت و به او دشنام داد و گفت: ای حیله‌گر تو اموال من را تباه کردی و خودت را میان مردم معروف گردانیدی.

فذَهَبَ إلى المَسْجدِ بسُرعَةٍ و حَذَفَ اسمَ بُهلولٍ و کَتَبَ اسمَه بَدَلَه و عندئذٍ شَعَرَ بالرّاحةِ!!سپس به سرعت به سوی مسجد رفت و نام بهلول را حذف کرد واسم خود را بجای آن نوشت و در این هنگام احساس راحتی نمود

و لمّا شاهَدَ بُهلولٌ هذا العَمَلَ ابتَسَمَ و قال: وقتی بهلول این کار را دید لبخندی زد وگفت:

﴿ إنّما یَتَقبَّلُ اللّهُ مِن المُتَّقینَ﴾! "خداوند فقط از پرهیزکاران قبول می‌کند"





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه درس3عربی دوم انسانی،
لینک های مرتبط :

اَلدَّرسُ الرّابع: خیر مُعین! درس چهارم : بهترین یاور

مَنْ کانَ قَریباً مِنْ رَبِّهْ                                        والرَّحمَةُ تَسْکُنُ فـى قَلْبِهْ

هر کس به پروردگارش نزدیک باشد. و مهربانی در دلش جای گیرد.

و أتَی بِالْمالِ عَلَی حُبِّهْ                                     فاللّهُ یُبارِکُ فـى کَسْبِه

ومال خود را با وجود دوست داشتن آن عطا کند. خداوند در کسب او برکت نهد.

مَنْ کانَ صَدیقَ المِسْکینِ                               و مُغیثَ الإخْوَةِ فـى الدِّینِ

هر کس دوست بینوا باشد. و فریاد رس برادران دینی گردد.

فاللّهُ لَهُ خَیْرُ مُعینِ                                        یَجزیهِ و یَصْفَحُ عَن ذَنبِهْ

خداوند بهترین یاور اوست. او را پاداش دهد و از گناهش بگذرد.

الْمُؤْمنُ صاحِبُ أفْضالِ                                  یُعْطى بِیَمینٍ و شِمالِ

مؤمن دارای فضیلت‌هاست.با دست راست و چپ می بخشد.

وَ یُجیبُ السّائلَ فـى الحالِ                           و یُخَفِّفُ عَنْهُ مِنْ کَربِهْ

و مستمند را بی‌درنگ پاسخ می‌دهد.و از اندوه او کم می کند.

البِرُّ دَلیلُ العِرفانِ                                       وَ زکاتُکَ شرطُ الإیمانِ

نیکوکاری دلیل شناخت است.و زکات تو شرط ایمان است.

و اللّهُ وَلـىُّ الْإحْسانِ                                و المُحسِنُ یَطمَعُ فـى قُربِهْ

و خداوند صاحب احسان است.و نیکوکار به نزدیک شدن به او نظر دارد(طمع دارد) .

مُعجِزَة الأنبیاءِ:معجزه پیامبران

سَألوا الإمامَ الرِّضا (ع) : از امام رضا(ع) پرسیدند:

لِماذا جَعَلَ اللّهُ مُعْجِزَةَ مُوسی (ع) إبْطالَ السِّحْرِ و مُعْجِزَةَ عیسی (ع) شِفاءَ المَرضَی و مُعْجِزَةَ مُحمَّدٍ (ص) القُرآنَ؟

چرا خداوند معجزه موسی(ع) را باطل کردن سِحْر ومعجزه عیسی(ع)را شفای بیماران و معجزه حضرت محمد(ص)را قرآن قرار داد؟

فقالَ (ع) :حضرت فرمود:

عِندَما بَعَثَ اللّهُ مُوسی (ع) کانَ للسِّحْرِ مَنزِلةٌ عَظیمةٌ عندَ النّاسِ فأبطَلَ سِحْرَهُم بهذِه المُعْجِزَةِ. وقتی خداوند موسی(ع)را مبعوث کرد سِحْر پیش مردم جایگاه والایی داشت لذا سِحْر آنها را با این معجزه باطل ساخت.

و عِندَما بَعَث عیسَی (ع) کانَ للطِّبِّ دَوْرٌ کَبیرٌ بینَ النّاسِ بسَبَبِ شُیُوعِ الْأمْراضِ المُختَلِفةِ فأظهَرَ مُعْجِزَتَهُ بِشِفاءِ المَرْضَی و إحیاءِ المَوتَی. و وقتی عیسی(ع) را مبعوث کرد به خاطر شایع شدن بیماریهای مختلف پزشکی نقش زیادی میان مردم داشت لذا با شفای بیماران و زنده کردن مردگان معجزه خود را آشکار کرد.

بَعَثَ مُحمَّداً (ص) فـى وَقْتٍ کانَ للبَیانِ و الفَصاحَةِ اهْتِمامٌ بالِغٌ بینَ النّاسِ فأنزَلَ اللّهُ القرآنَ فأظهَرَ عَجْزَهُم عَنِ الإتیانِ بمِثْلِه.و حضرت محمّد(ص) را زمانی فرستاد که سخنوری و شیوایی دارای توجه زیادی میان مردم بود لذا خداوند قرآن را نازل کرد و ناتوانی آنها را از آوردن مانند آن آشکار ساخت.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه درس4 عربی دوم انسانی،
لینک های مرتبط :

اَلدَّرسُ الخامس: یا إلهى ((درس پنجم : ای خدای من))

یا إلهى یا إلهى یا مُجیبَ الدَّعَواتِ                 إجعَلِ الیومَ سَعیداً و کَثیرَ البَرَکاتِ

ای خدای من ، ای خدای من ای برآورنده ی دعاهاامروز را مایه ی خوشبختی و پر خیر و برکت گردان

و امْلَأ الصَّدرَ انشِراحاً و فَمِى بِالْبَسَماتِ        یا إلهى أنتَ عَوْنـى فـى أداءِ الوَاجِباتِ

سینه‌ام را فراخی بخش و دهانم را پر از لبخندها ساز.خدایا تو یاری دهنده ی من در انجام تکالیف هستی.

نَوِّر العَقْلَ و قَلبـى بالعُلُومِ النافِعاتِ              و اجْعَلِ التَّوفیقَ حَظّى و نَصیبـى فِـى الحیاةِ

خرد و قلبم را با دانش های سودمند نورانی کن.و در زندگی موفقیت را بهره و نصیب من گردان.

الأدیب المُلتزِم : ادیب متعهد

ذاتَ یَوْمٍ قالَ المُتوَکِّلُ العَبّاسىُّ لِوزیرِه: روزی متوکل عباسی به وزیرش گفت:

أریدُ مُعَلّماً حاذِقاً لِتربیةِ أوْلادﻯ و تَعلیمِهم. فمَا رأیُکَ؟معلّمی ماهر برای تربیت و تعلیم فرزندانم می‌خواهم؛ نظرت چیست؟

لا أعرِفُ أفْضَلَ و أعْلَم مِن ابْنِ السِّکّیتِ.بهتر و عالم‌تر از ابن سکیت نمی‌شناسم.

طَیِّب، طَیِّب، إذَنْ أحْضِرْه لتَعلیمِ أوْلادﻯ. بسیار خوب، بسیار خوب، پس او را برای آموزش فرزندانم حاضر کن.

حَضَرَ ابنُ السِّکّیتِ لتَربیةِ أبْناءِ المُتوَکّلِ و تَعلیمِهِم. ابن سکیت برای تعلیم و تربیت پسران متوکل حاضر شد.

فـى یومٍ عِندَما کانَ ابنُ السِّکّیتِ جالِساً عِنْدَ المُتوکِّلِ دَخَل عَلَیهما وَلَداه . یک روز وقتی ابن سکیت نزد متوکل نشسته بود دو فرزندش پیش آنها آمدند.

هَلْ وَلَداىَ أحَبُّ إلیکَ أوْ أولادُ علىٍّ ؟آیا فرزندان من پیش تو محبوبتر هستند یا فرزندان علی؟

غَضِبَ ابنُ السِّکّیتِ مِن کَلامِ المُتوکِّلِ و قالَ بجُرأةٍ: ابن سکیت از سخن متوکل به خشم آمد و با شجاعت گفت:

و اللّهِ، إنّ قَنبَرَاً مَوْلَی علىٍّ بنِ أبـى طالبٍ لَأحَبُّ إلىَّ مِن هَذینِ و أبیهما.به خدا سوگند، قنبر غلام علی بن‌ابی‌طالب پیش من از این دو و پدرشان محبوب‌تر است.

غَضِبَ الْخَلیفةُ غَضَباً شَدیداً و أمَرَ الْجَلّادینَ بقَطعِ لِسانِ هَذا العالِمِ الشُّجاعِ. فَفَازَ بِلِقاءِ رَبِّه. خلیفه بسیار خشمگین شد و به جلادها دستور داد زبان این عالم شجاع را بِبُرند و او توفیق دیدار پروردگارش را پیدا کرد.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه درس 5عربی دوم انسانی،
لینک های مرتبط :

الدَّرسُ السَّادس : الضَّیفُ : میهمان

ذَهَبَ رَجُلٌ إلى بَیتِ صَدیقِه و بَقِىَ عِندَه أیّاماً مَتوالیةً حَتّی ضَجِرَ صاحِبُ البَیْتِ مِن إقامَتِهِ فَفَکَّرَ فـى حیلةٍ لیَتَخلَّصَ منه.

مردی به خانه دوستش رفت و چند روز پی در پی پیش او ماند تا اینکه صاحب خانه از اقامت او به ستوه آمد و به فکر چاره‌ای افتاد تا از او خلاص شود.

فَاقتَرَحَ علی ضَیْفِهِ أنْ یَتَسابَقا فـى القَفزِ غَداً حَتّی یَعْرِفا مَن الفائزُ؟ پس به میهمانش پیشنهاد کرد که فردا مسابقه پرش دهند تا بدانند چه کسی برنده است؟

 فقالَ لِوَلَدِه: عِندَما یَقفِزُ الضّیفُ إلى خارجِ البیتِ، أغلِقِ البابَ. لذا به فرزندش گفت: وقتی میهمان به بیرون از خانه می‌پرد در را ببندد.

صَباحَ الْغَدِ عِنْدَ السِّباقِ، قَفَزَ صاحِبُ البیتِ ذِراعَیْنِ إلى خارجِ البیتِ أمّا الضَّیفُ فقَفَزَ ذِراعاً واحدةً إلى داخلِ‏البیتِ!

صبح فردا موقع مسابقه صاحب خانه دو ذرع به بیرون خانه پرید اما میهمان یک ذرع به درون خانه پرید!

فقالَ صاحِبُ البیتِ: أنا الفائزُ، ذِراعانِ مُقابلَ ذِراعٍ واحدةٍ! فقالَ الضَّیفُ: ذِراعٌ واحدةٌ إلى داخلِ البیتِ خیرٌ مِنْ ذِراعینِ إلى الخارجِ.

صاحب خانه گفت: من برنده‌ام، دو ذرع در برابر یک ذرع ! میهمان گفت: یک ذرع به درون خانه بهتر از دو ذرع بیرون خانه است.

الحاکِم‏ الظالمُ و الشَّیخُ المَجنونُ فرمانروای ستمگر و پیر دیوانه

ذاتَ یَوْمٍ خَرَجَ الحَجّاجُ بنُ یُوسُفَ لِیَتَنَزَّهَ فَصادَفَ شیخاً فَسألَهُ: روزی حجاج پسر یوسف بیرون رفت تا گردش کند،‌به پیرمردی برخورد کرد و از او پرسید:

مِن أیْنَ أنتَ یا شَیْخُ؟ ای پیرمرد! اهل کجا هستی؟

مِن هِذِه القَرْیةِ. اهل این روستا.

ما رَأیُکَ فـى الحَجّاجِ؟نظرت درباره حجاج چیست؟

هُوَ أظْلَمُ الحُکّامِ. سَوَّدَ اللّهُ وَجْهَهُ و أدْخَلَهُ النّارَ! او ستمگر ترین فرمانروایان است.خداوند روسیاهش کند و وارد آتش کند.

أتَعرِفُ مَنْ أنا؟  أنا الحَجّاجُ. آیا می‌دانی من کیستم؟ من حجاج هستم.

أنا فِداکَ. وَ هَلْ تَعْرِفُ مَنْ أنا؟ من فدایت هستم و آیا می‌دانی من کیستم؟

أنا رَجُلٌ مِن هِذِه القَبیلةِ. اُصْبِحُ مَجنوناً کلَّ یومٍ مَرَّةً فـى مِثلِ هذهِ السّاعةِ!!من مردی از این قبیله هستم. هر روز یک بار در چنین ساعتی دیوانه می شوم.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اَلدَّرسُ السّابع درس هفتم

 إنّ اللّهَ مَعَ المؤمنینَ :خداوند با مؤمنان است.

اِجْتمع‏ قومٌ مِنْ بَنـﻰ إسرائیلَ حَوْلَ نبیِّهِمْ فَقالوا: قومی از بنی اسرائیل گرد پیامبرشان جمع شدند و گفتند:

یا نَبـﻰَّ اللَّهِ! إنَّ العدوَّ أخرَجَنا مِنْ بِلادِنا و دیارِنا. ﴿ اِبْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فـى سبیلِ اللّهِ﴾

ای پیامبر خدا! دشمن ، ما را از سرزمین و خانه هایمان بیرون کرده است. پادشاهی برای ما بفرست تا در راه خدا بجنگیم.

قال النبـىُّ: إنّـﻰ أعلَمُ إنْ یَکتُبِ اللّهُ علیکُم القتالَ فإنّکم لا تُقاتِلُونَ فـى سبیلِهِ.

پیامبر گفت: من می‌دانم اگر خداوند پیکار را بر شما واجب کند، شما در راه او جنگ نمی‌کنید

القومُ: لِماذا لا نُقاتِلُ أعْداءَنا، لَقَدْ أخْرَجُونا مِنْ بِلادِنا و دیارِنا. قوم: چرا با دشمنانمان نمی‌جنگیم،‌آنها ما را از سرزمین و خانه هایمان بیرون کرده‌اند.

فلمّا کَتَبَ اللّهُ عَلَیهِمُ الِقتالَ أعْرَضَ کَثیرٌ مِنْهم و لم یُقاتِلوا. پس وقتی خداوند پیکار را برای آنها واجب کرد بسیاری از آنها روی گرداندند و جنگ نکردند.

قال النبـﻰُّ: ﴿ إنَّ اللَّهَ قد بَعَثَ لَکُمْ طالوتَ مَلِکاً﴾پیامبر گفت: خداوند طالوت را برای شما به عنوان پادشاه فرستاده است.

القوم: کَیْفَ یُمْکِنُ أنْ یکُونَ طالوتُ مَلِکاً علینا و هو فَقیرٌ لا یَملِکُ شیئاً.قوم: چگونه ممکن است طالوت پادشاهِ ما باشد درحالی که فقیر است و چیزی ندارد.

 فتَباحَثُوا کثیراً فلم یَتَّبِعْ طالوتَ إلّا قلیلٌ مِنْهم. پس بسیار با هم گفت‌و گو کردند و جز اندکی از آنها از طالوت پیروی نکردند.

فـى ساحةِ القتالِ عِنْدَما شاهَدُوا کَثرةَ أعْداءِهم وَ قِلَّةَ عَدَدِهم طَلَبوا مِن اللَّهِ أنْ یُثبِّتَ أقدامَهم و قالوا :

در میدان پیکار وقتی بسیاریِ دشمنان و کمی نفراتشان را دیدند از خداوند خواستند که گامهای آنها را استوار سازد و گفتند

﴿ اُنصُرْنا علی الْقَومِ الکافرینَ﴾ : ما را بر قوم کافر یاری ده.                                                      

و قال المُؤمنُونَ منهُم: إن تَصْبِروا تَتغَلَّبوا عَلَیهم. فقاتَلوهُم بِشِدَّةٍ و هَزَمُوهُم. کما قالَ سُبْحانه و تَعالَـی :

 و مؤمنان آنها گفتند: اگر صبر کنید بر آنها چیره می شوید. پس به شدت با آنها جنگ کردند و آنها را شکست دادند.

چنانچه خداوند پاک و بلند مرتبه فرمود

﴿ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قلیلةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کثیرةً بإذنِ اللّهِ﴾

: چه بسا گروهی اندک به خواست خدا برگروهی بسیار چیره گردد.

طریق المودّة : راه دوستی

نَصَحَ أحَدُ الحُکماءِ ابْنَهُ قائلاً: یکی از بزرگان فرزندش را نصیحت کرد و گفت:

یا بُنَىَّ ! أحْبِبْ قَومَکَ یُحِبّوکَ و تَواضَعْ لَهُمْ یَرفَعوکَ فرزندم، قومت را دوست بدار تا ترا دوست بدارند و به آنها فروتنی کن تا تو را بالا ببرند

وَ ابْسُطْ لهُمْ وَجْهَکَ یَحتَرِمُوکَ و چهره‌ات را بر آنها گشاده کن تا ترا احترام کنند

 و أکرِمْ صِغارَهم کما تُکْرِمُ کِبارَهم یُکرِمْکَ کِبارُهم و یَکْبَرْ علی مَوَدَّتِکَ صِغارُهم

و کوچکترهای آنها را گرامی دار همانطوری که بزرگترانشان را گرامی می‌داری تا بزرگان آنها ترا گرامی دارند و افراد کوچک آنها با دوستی تو بزرگ شوند

وَ ابْذُلْ مالَکَ و أعْزِزْ جارَکَ فبِذلِکَ تَثْبُتُ لَکَ سِیادَتُکَ.

و ثروتت را بخشش کن و همسایه‌ات را عزیز دار پس بدین وسیله سروَری تو پایدار می‌شود.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه درس7 عربی دوم انسانی،
لینک های مرتبط :

الدّرس الثّامن : درس هشتم بوصیری
وُلِدَ الْاِمامُ شرفُ الدینِ محمّدٌ البوصیرىُّ فـى عام 608 لِلْهِجْرَةِ. سَکَنَ البوصیرىُّ القُدسَ و مکّةَ و المدینةَ و مِصْرَ و افْتَتَحَ فـى مِصْرَ مَکْتباً للقرآنِ الکریم.

امام شرف‌الدین محمد بوصیری در سال608هجری بدنیا آمد. بوصیری در قدس،‌مکه، مدینه و مصر زندگی کرد و در مصر مکتب قرآن کریم را افتتاح نمود.

 کانَ البوصیرىُّ فَقیهاً و کاتباً و رِیاضیّاً و شاعراً ولکنَّه عُرِفَ فـى الشِّعرِ و فـى مَدْحِ الرَّسولِ خاصَّةً.

بوصیری فقیه، نویسنده، ریاضیدان و شاعر بود ولی او در شعر به ویژه مدح پیامبر اکرم(ص) معروف شده است.

 و له قصیدةٌ فـى 180بیتاً أنشَدَها حینما کانَ فالِجاً فاسْتَشْفَعَ بِها إلى اللَّهِ لِیُعافِیَهُ فَرَأی فـى المَنامِ النبـىَّ (ص) یَمْسَحُ علی بَدَنِه بِیَدِهِ المبارکةِ ثمّ ألبَسَهُ بُرْدَةً فعِنْدَمَا اسْتَیْقَظَ، شَعَرَ بأنَّهُ قد سَلِمَ مِنْ هذا المرضِ فحَمِدَاللَّهَ علی ذلکَ.قصیده‌ای در180 بیت دارد که آن را هنگامی که فلج بود سرود و بوسیله آن از خداوند شفاعت خواست تا او را بهبودی دهد. او پیامبر(ص) را در خواب دید که با دست مبارک خود بر بدن او می‌کشد و سپس عبایی بر او می‌پوشاند و وقتی بیدار شد احساس کرد که از این بیماری بهبودی یافته است و خداوند را بخاطر آن ستود.

تُوُفِّىَ البُوصیرىُّ فـى القاهرةِ وَ هُو کانَ فـى السادِسَةِ و الثمانینَ من عُمرِه. بوصیری در قاهره وفات یافت درحالی که عمر او هشتاد و شش سال بود.

إلیکَ بَعْضَ أبیاتٍ مِنْ قَصیدتِهِ "البُرْدَة": واکنون برخی از ابیات قصیده ی « برده » او را فرا بگیر :

محمَّدٌ سیِّدُ الکَونَیْنِ و الثَّقَلَیــْ ـنِ و الفریقَیْنِ مِن عُرْبٍ و مِن عَجَمِ محمّد سرور دوگیتی وانس و جنّ و دو گروه عرب و غیر عرب است.

نَبیُّنا الآمِرُ النّاهى فلا أحَدٌ أبَرَّ فـى قولِ "لا" مِنْه و لا "نَعَمِ"پیامبر ما امر کننده و نهی کننده است وکسی در گفتن"آری و نه" نیکوتر از او نیست.

هُوَ الْحَبیبُ الَّذى تُرْجَی شَفاعتُه لِکُلِّ هَولٍ مِنَ الْأهْوالِ مُقتَحِمِ او محبوبی است که در همه سختیهای هجوم آورنده امید شفاعت او می‌رود.

دَعَا إلى اللَّهِ فالْمُسْتَمسِکونَ به مُستَمسِکونَ بحَبْلٍ غَیرِ مُنفَصِمِ

او به سوی خدا دعوت کرد و کسانی که به او متوسل شده اند به ریسمانی محکم و سخت چنگ زده اند.

فاقَ النَّبیّینَ فـى خَلْقٍ و فـى خُلُقٍ و لم یُدانُوهُ فـى عِلْمٍ و لا کَرَمِ

در آفرینش و اخلاق بر تمامی پیامبران برتری یافت و آنان درعلم و بخشش به او نزدیک نشدند.

مَن هو أحقُّ بالجنّةِ؟  چه کسی سزاوارتر به بهشت است؟

رُوِىَ أنَّ النبـﻰَّ (ص) ذَهَبَ إلى المسجدِ لِیُصَلِّىَ صَلاةَ الصبحِ. فَوَجدَ رَجُلاً یَتَعَبَّدُ و یُصَلّـى.

روایت شده است که پیامبر(ص) به مسجد رفت تا نماز صبح بخواند. مردی را یافت که عبادت می‌‌کرد و نماز می‌خواند.

وَ عِنْدما عادَ الرسولُ(ص) لِیُصَلّىَ صلاةَ الظهرِ وَجَدَ ذلکَ الرّجلَ مازالَ یَتَعَبَّدُ وَ عِنْدَما وَجَدَهُ فـى المغربِ یتعبَّدُ و یُصَلّـى أیضاً قالَ له: إنّکَ دائماً فـى المسجدِ! ألَیْسَ لَکَ عَمَلٌ؟و وقتی پیامبر(ص) بار دیگر برگشت تا نماز ظهر را بخواند آن مرد را دید که همچنان عبادت می کرد و وقتی باز هم او را در مغرب دید که عبادت می‌کرد و نماز می‌خواند به او گفت: تو دائم در مسجد هستی! آیا کاری نداری؟

فقالَ الرّجلُ: إنّنـى أتَعَبَّدُ لِکَى یُدْخِلَنـى اللَّهُ الجنّةَ. فسألَهُ النبـىُّ (ص): مَن یتَکَفَّلُ مَعاشَ أهْلِکَ؟ فقالَ الرّجلُ: أخى! فَقالَ النبـىُّ (ص): اِنَّ أخاکَ لَأحَقُّ مِنکَ بالجنَّةِ.

مرد گفت: من عبادت می‌کنم تا خداوند مرا وارد بهشت کند. پیامبر(ص) از او پرسید: چه کسی معاش خانواده تو را به عهده دارد؟ مرد گفت: برادرم! پیامبر(ص) فرمود: قطعاً برادرت از تو به بهشت سزاوارتر است.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها : متن وترجمه درس8 عربی دوم انسانی،
لینک های مرتبط :

الدّرس التّاسع :  احمد شوقى 

 ((الحَمامة و الصّیّاد)) کبوتر و شکارچی

حَمامَةٌ کانَتْ بِأعْلَی الشَّجَرَه آمِنَةً فـى عُشِّها مُسْتَتِرَه : کبوتری بالای درخت درامان و پنهان در لانه‌اش بود.

فأقْبَلَ الصَّیّادُ ذاتَ یَومِ وَ حامَ حَوْلَ الرَّوْضِ أىَّ حَوْمِ : روزی یک شکارچی آمد و خوب بر گرد باغ چرخی زد.

فَلَمْ یَجِدْ للطَّیْرِ فیه ظِلّا وَ هَمَّ بِالرَّحیلِ حینَ مَلّا.سایه ی هیچ پرنده‌ای را در آن نیافت و وقتی خسته شد تصمیم گرفت برگردد.

فَبَرَزَتْ مِن عُشِّهَا الحَمْقاءُ و الحُمْقُ داءٌ ما لَهُ دَواءُ(کبوتر)نادان سر از لانه‌اش بیرون آورد،- نادانی دردی است که هیچ دوایی ندارد-.

تَقولُ جَهْلاً بِالَّذﻯ سَیَحْدُثُ یا أیُّها الإنسانُ عَمَّ تَبْحَثُ ؟

در حالی که از روی نادانی نسبت به چیزی که رخ خواهد داد، می گفت: ای انسان! چه چیزی جست و جو می‌کنی؟

فَالْتَفَتَ الصَّیّادُ نَحْوَ الصَّوتِ و نَحْوَهُ سَدَّدَ سَهْمَ المَوْتِ . شکارچی به طرف صدا روی کرد و تیرمرگ را به سوی او نشانه رفت.

فَسَقَطَتْ مِنْ عُشِّهَا المَکینِ وَ وَقَعَتْ فـى قَبْضَةِ السِّکّینِ .(کبوتر) از لانه استوار خود فرو افتاد و در پنجه چاقو افتاد.

تَقَولُ قَوْلَ عارِفٍ مُحَقِّقِ مَلَکْتُ نَفْسى لَوْ مَلَکْتُ مَنْطقى

درحالی که عالمانه و محقّقانه می گفت:"اگر جلوی زبانم را نگه می داشتم جانم را حفظ می کردم."





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

الدّرس العاشر: هل تَعلَمُ : آیا می‌دانی؟

أنَّ نَوْعاً من الکَنْغَرِ یَقْدِرُ أنْ یَقْفِزَ إلى الأعْلی أکْثَرَ مِن ثلاثةِ أمتارٍ و أکْثَرَ مِن اثنَی عَشَرَ مِتْراً إلى الأمامِ، و ذلک فـى قَفْزَةٍ واحِدةٍ؟!

نوعی از کانگورو قادر است بیش از سه متر به طرف بالا و دوازده متر به طرف جلو بپرد و این کار در یک پرش است؟!

أنَّ قَلْبَ الانسانِ إلى نِهایةِ عُمرِهِ یَضُخُّ مِنَ الدَّمِ ما یُعادِلُ مِلْءَ أکثرَ مِن عَشْرِ ناقلاتِ نفطٍ کبیرةٍ، حَجْمُ کُلٍّ مِنْها ملیونُ بِرْمیلٍ؟!

قلب انسان تا آخر عمر خود خونی معادل بار بیش از ده نفت کش بزرگ پمپاژ می‌کند که حجم هر یک از آنها یک میلیون بشکه است؟!

أنّ القِطّةَ تَرَی فـى الظَّلامِ أفْضَلَ مِن الانسانِ بسَبْعِ مَرّاتٍ و السَّببُ یَعودُ إلى تَوسُّعِ الحَدَقتینِ عندَ وُصولِ الضَّوء وتأثّرِ الخَلایا الموجودةِ فـى عُیونِ القطّةِ الّتـى تَعْمَلُ کمِرْآةٍ تَعکِسُ الأضواءَ. گربه در تاریکی هفت برابر بهتر از انسان می‌بیند، و علّت آن به بزرگ شدن مردمک‌ها هنگام رسیدن نور و تأثیرپذیری سلول‌های موجود در چشمان گربه بر می‌گردد، که مانند آیینه‌ای عمل می‌کند که نورها را منعکس می‌سازد.





نوع مطلب : عربی 2 انسانی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس پاورپوینت بیشتر دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب و دبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکار ماباشیدباکمال احترام