عربی دبیرستان - مطالب عربی سوم تجربی وریاضی
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اَلدَّرسُ الأوّلُ :درس اول

إلَهى إلهَى فقیـرٌ أتاك! خدایا خدایا فقیری به سوی تو آمده است

إلَهى !خدایا

 ﴿هَبْ لَنا من لَدُنْكَ رحْمةً إنَّك أنت الوهَّابُ﴾

از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار زیرا تو بسیاربخشنده هستی.

﴿رَبَّنا و آتِنا ما وَعَدْتَنا علی رُسُلِكَ﴾

پروردگارا، آنچه را كه به وسیله‌ی فرستادگانت به ما وعده داده‌ای، به ما عطا كن!

 

﴿یَومَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِن خَیْرٍ مُحْضَراً﴾

روزی كه هر كسی، آنچه را از كار نیك به جای آورده، حاضر شده می‌یابد.

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فـى قلبـى نوراً و بَصَراً و فَهْماً و علما.

پروردگارا، در دلم نور و بینایی و فهم و دانش قرار بده.

اَللّهُمَّ أنْطِقْنـى بِالْهُدی و ألْهِمْنـى التَّقوَی و وَفِّقْنـى لِلَّتـى هى أزكَی.

پروردگارا، مرا با هدایت به سخن بیاور و به من پرهیزكاری الهام كن و مرا به روش الهی موفق كن.

إلَهى إنْ كنتُ غَیْرَ مُسْتَأهِلٍ لِرحْمَتك فَأنْتَ أهلٌ أنْ تَجوُدَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ .

الهی، اگر من سزاوار رحمت تو نیستم توخود سزاواری كه با لطف بی‌كران خود، بر من بخشش روا داری.

﴿ واللّهُ یَعِدُ كُمْ مغفرةً منه و فَضْلاً ﴾ و خداوند به شما وعده‌ی آمرزش و بخشش از جانب خود می‌دهد.

إلَهى : ای خدای من

لِقاكَ هَواﻯَ رِضاﻯ مُنَاﻯَ. دیدار تو میل و خواسته‌ی من و خشنودی تو آرزویم است

فَهَبْ لـﻰ لِقاكَ و هَبْ لـﻰ رِضاكْ پس دیدار و خشنودیت را به من عطا كن (برایم فراهم كن).



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها : متن وترجمه عربی3 تجربی وریاضی، خط به خط همراه بامتن، درس اول،
لینک های مرتبط :

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

الدَّرس الثَّانـى

شَمْسُ الْعَدالة خورشید عدالت

مدینة الأنبار :شهر انبار

أسَمِعْتُم أنَّ خلیفَةَ الْمُسلمیـنَ یأتی إلـى مدینة الأنبار؟

آیا شنیده‌اید كه خلیفه‌ی مسلمانان به سوی شهر انبار می‌آید؟

نَعَم ... و سَنَسْتَقْبِلُه بِحَفاوةٍ. آری ... و به گرمی از او استقبال خواهیم كرد.

یَ   یَجِبُ أنْ لا نَسْمَحَ لِلْفُقراءِ و الْمساكیـنِ أنْ یأتوا إلی الاستقبال!

    نباید به فقیران و درماندگان اجازه دهیم كه به پیشواز بیایند!

سوف نستَقْبِلُه كما كُنّا نَسْتَقْبِلُ ملوكَنا السّاسانیّیـن فـى الْماضـى!

از او استقبال خواهیم كرد، همان‌طور كه از پادشاهان ساسانی خودمان در گذشته استقبال می‌كردیم.

حَسَنٌ ... حَسَنٌ ...!خوب است ... خوب است ...!

فـى الْیوم الْمَوعود در روز مقرّر

خَرَجَ الأغنیاءُ و الْمُتْرَفونَ إلی بابِ الْمدینةِ.ثروتمندان و توانگران به سوی دروازه‌ی شهر روانه شدند.

جاء الأمیـرُ ... جاء الأمیـرُ ...امیر آمد... امیر آمد...

حینَئذٍ نَزَلَ الرّاكِبونَ مِن مَرا كِبِهم لاسْتِقبالِ أمیـرِالْمؤمنیـن و قاموا بتَبْجیلِه كعادتِهم فـى اسْتقبالِ الْملوكِ ...

در این هنگام سواران از مركب‌های خود (اسب‌های خود) برای استقبال امیر مؤمنان پیاده شدند و برای بزرگداشت و احترام به او مطابق عادتشان در استقبال از پادشاهان، اقدام كردند.

تَعَجَّبَ الإمامُ علـﻰٌّ (ع) مِن عَمَلِهِم فَصَاحَ :امام علی (ع) از كار آن‌ها تعجّب نمود، پس فریاد زد:

ما أرَدتُم بِهذا الَّذﻯ صَنَعْتُم ؟منظورتان از این كاری كه كردید، چیست؟

هذا خُلُقٌ مِنّا نُعَظِّمُ به الأمَراءَ ! این عادت ماست، با آن حاكمان (پادشاهان) را گرامی می‌داریم.

و ماذا یَنْتَفِعُ الأمراءُ بِهذه الأعمالِ ؟! إِنَّكم لَتَشُقُّونَ عَلَی أنْفُسِكم عَبَثاً !  

با این كارها فرمانروایان چه نفع و سودی می‌برند؟ همانا شما بیهوده خودتان را به زحمت و مشقّت می‌افكنید.

أیُّها الأمیـرُ ... ! قَدْ هَیَّأنا لكَ و لِمُرافِقیك طعاماً و لدَوابِّـكم علفاً كثیراً !

ای امیر... ! برای تو و همراهانت غذایی و برای چارپایان شما علفی فراوان تهیّه كرده‌ایم.

إنّنَا نَأبَی أن نَأخذ مِن أموالكم شیئاً إلّا بدَفْعِ الثَّمَنِ .

همانا ما از خوردن چیزی از اموال شما خودداری می‌كنیم مگر با پرداختن مبلغ (بهای آن).

أیُّها الْخلیفةُ ! هذه هدایا ، . . . مِن الأموال و الدَّوابِّ و ... تَعَوَّدْنا أن نُقَدِّمَ مِثلَها لِمُلوكِنا . . . نَرجو أن تَقْبَلَها . . . !

ای خلیفه! این‌ها هدیه‌هایی هستند ... از اموال و چارپایان و ... عادت كرده‌ایم كه مثل آن‌ها را به پادشاهانمان تقدیم كنیم ... امیدواریم كه آن‌ها را از ما قبول كنی ...!

إن أحْبَبْتُمْ أنْ نأخُذَها فلابأسَ ... ! نَحْسِبُها مِن خَراجِكم !

اگر دوست دارید كه آن‌ها را بگیریم، عیبی ندارد و آن‌ها را به عنوان مالیات و خراجتان حساب می‌كنم!

أتَمْنَعُنا أن نُهْدِﻯَ ؟! و قد تَعَوَّدْنا أن نأمَنَ غضَبَ الْملوكِ بتقدیـمِ الْهَدایا !

آیا مانع هدیه‌دادن ما می‌شوی؟! درحالی كه ما عادت كرده‌ایم كه از خشم پادشاهان با دادن هدیه‌ها، در امان باشیم!

لا ... لا ... إنْ أبْغَضَكم أحَدٌ فأخْبِرونا !نه ... نه ... اگر كسی شما را ناراحت كرد، مرا خبردار سازید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها : متن وترجمه کامل عربی 3تجربی ریاضی، متن وترجمه عربی3 درس دوم،
لینک های مرتبط :

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اَلدَّرسُ الثّالِث﴿ سَنُریهِم آیاتِنا . . . ﴾

((به زودی نشانه‌های خود را به ایشان نشان خواهیم داد))

نَزَّلَ اللّهُ الْقرآنَ تَنْزیلاً لِهدایةِ الإنسانِ ﴿ إنَّ هذا الْقرآنَ یَهْدﻯ لِلَّتـﻰ هى أقْوَمُ﴾ فالْقرآنُ یُخاطِبُ جَمیعَ أبناءِ الْبشرِ بِثَقافاتِهِمُ الْمختلفةِ علی مَرِّ الْعُصورِ .

خداوند قرآن را به  برای هدایت انسان فرستاد (مسلّماً این قرآن به آیینی كه استوارتر است هدایت می‌كند) قرآن تمام افراد بشر را با فرهنگ‌های متفاوتشان و در تمام زمان‌ها، مورد خطاب قرار می‌دهد.

فلِهذا نَرَی أسالیبَ دَعوَتِه یَختلِفُ بعضُها عن بعضٍ اخْتلافاً كبیـراً . فقَدِ اسْتَخدَمَ الْقرآنُ الْبـراهیـنَ و الأدلَّةَ الْمتنوّعةَ لِتَشْمُل جَمیعَ الْفئاتِ الْمختلفةِ ﴿ و لقد صَرَّفْنا فـى هذا الْقرآنِ لِلنّاسِ مِن كلِّ مَثَلٍ﴾

 به همین خاطر است كه می‌بینیم شیوه‌های دعوتش با یك‌دیگر اختلافات فراوانی دارد. قرآن حجّت‌ها و دلایل گوناگونی را به كار گرفته است تا تمامی گروه‌های مختلف را در برگیرد. (و به راستی ما در این قرآن از هرگونه مثلی برای مردم آشكار و روشن ساخته ایم).

و الآیاتُ الْعلمیّةُ فـى الْقرآنِ هى بعضُ هذهِ الْبـراهیـنِ الّتـى تُخاطِبُ الإنسانَ الّذى لا یَطمئنُّ قلبُه اطمئناناً تامّاً إلّا عن طریقِ الْعلمِ و التّجربَةِ .

و آیات علمی در قرآن برخی از این استدلال‌ها هستند كه انسانی را كه دلش كاملاً آرام ومطمئن نمی‌شود مگر از راه دانش و تجربه، مخاطب قرار می‌دهند.

و إلیكَ الآنَ بعضَ هذه الآیاتِ : و اینك به بعضی از این آیات توجّه كن:

ظُلُمات الْبحرِ : تاریكی‌های دریا

﴿أو كَظُلُماتٍ فـى بَحْرٍلُجّىٍّ یَغشاه مَوجٌ مِن فَوقه مَوجٌ...ظلماتٌ بعضُها فوقَ بعضٍ ﴾

(یا مانند تاریكی‌هایی در دریایی ژرف است كه موجی آن را می‌پوشاند و روی آن موجی دیگر است... تاریكی‌هایی است كه روی همدیگر قرار گرفته اند)

أخبَرنا الْقرآنُ عن ظاهرةِ ظلْمةِ الْبحرِ إخباراً عجیباً و هذا أمرٌ لم یُكْتَشَفْ إلّا فـى الْقرنِ الأخیـرِ .

قرآن درباره‌ پدیده‌ی تاریكی دریا به گونه‌ی شگفت‌انگیزی به ما خبر داده است و این موضوعی است كه كشف نشده مگر در قرن اخیر.

لقد كان الإنسانُ فـى الْماضـﻰ لا یَستطیعُ أن یَغوصَ فـى الْبحرِ أكثرَ من عِشرینَ متراً ... و لم تكُنْ هناك ظلمةٌ ...

 در حقیقت انسان در گذشته قادر نبود كه بیشتر از بیست متر در دریا غواصی كند (به زیر آب برود) ... و در آنجا تاریكی نبود .

و لكنَّه الآنَ یَغوصُ فـى أعماقِ الْبحارِ غَوصاً أكثرَ مِن مِائَتَـى مترٍ بواسطةِ الْمُعَدَّاتِ الْحدیثةِ فنَجِدُ هناك ظَلاماً شدیداً . .اما هم اینك او (انسان) در اعماق دریا به كمك تجهیزات جدید بیشتر از دویست متر به خوبی غوّاصی می‌كند و در آن جا تاریكی شدیدی می‌یابیم...

تُعطینا الآیةُ صورةً أخْرَی عن الْبحرِ و هى وجودُ طبقاتٍ مُختلفةٍ من الظّلمةِ ، بعضُها أظْلمُ من الاُخرَی !

 آیه شكلی دیگر از دریا را به ما می‌دهد (نشان می‌دهد) و آن طبقات مختلف از تاریكی است كه هر از دیگری تاریك‌تر هستند.

قد أثْبَتت الاكْتشافاتُ الْحدیثةُ أنّ الشُّعاعَ الضَّوئـﻰَّ یَتَكَوَّنُ مِن سبعةِ ألوانٍ . فاللَّونُ الأحْمرُ أوّلُ لونٍ یَختَفـى فـى الْبحرِ! فَإنْ جُرِحَ غوّاصٌ جَرْحاً شدیداً وسالَ منه الدّمُ ، لا یَرَی دمَهُ إلا باللّونِ الأسودِ !

اكتشافات جدید ثابت كرده‌اند كه پرتو نور از هفت رنگ تشكیل می‌شود (به‌وجود می‌آید). و رنگ سرخ اوّلین رنگی است كه در دریا مخفی و محو می‌شود، یعنی، اگر غوّاصی بشدّت مجروح گردد و خون از او جاری شود، خونش جز به رنگ سیاه مشاهده نمی‌شود .

و كُلُّ لَونٍ یَختفـى ، یُسَبِّب جزءاً مِن الظّلمةِ و آخِرُ الألوانِ هو اللّونُ الأزرقُ الّذى یَختفـى فـى عمقِ 200 متر (مِائَتَـىْ مترٍ) و مِن هناك ظلمةٌ كاملةٌ !

وهر رنگی كه مخفی و پنهان می‌شود (محو می‌گردد) بخشی از تاریكی را به‌وجود می‌آورد و آخرین رنگ‌ها همان رنگ كبود (آبی) است كه در عمق دویست‌متری پنهان می‌گردد و از آن جا {به بعد} تاریكی مطلق است.

قرین الْمادّة پادمادّه

﴿و مِن كلِّ شىءٍ خَلقْنا زَوجَیْنِ لَعلّكم تَذَكَّرونَ ﴾

(و از هر چیزی دو گونه (نر و ماده) آفریدیم، امید است كه متذكّر شوید)

خَلَقَ اللّهُ الإنسانَ و جعَلَهُ زوجَیْنِ ذَكراً و أنْثَی ﴿إنّا خَلَقناكم من ذَكَرٍ و أنثَی﴾ و لم یقتَصِرْ هذا النّظامُ علی الإنسانِ بل شَمَلَ عالَمَ النّباتاتِ ﴿ و مِن كُلِّ الثَّمراتِ جَعَل فیها زَوجَیْنِ اثْنَیْنِ﴾

خداوند انسان را آفرید و از او جفت نر و ماده قرار داد (همانا ما شما را از مرد و زنی آفریدیم) و این دستگاه {آفرینش} به انسان بسنده نكرد (محدود نشد) بلكه عالم گیاهان را در برگرفت (و از هر گونه میوه‌‌ای در آن، دو جُفت قرار داد)

إضافةً إلی ذلك نَری‌ فـى الآیةِ التّالیةِ شُمولاً أكبَر و أعمَّ ﴿ومِن كلِّ شىءٍ خَلَقْنا زوجَیْنِ . . . ﴾

علاوه بر آن در آیه‌ی بعدی شمول و گستردگی بیشتری می‌بینیم (و از هر چیزی جفت آفریدیم)

فكلمةُ "شىء" تدُلُّ علی الْجَماد أیضاً ! فَهَل فـى الْجَمادِ زَوجانِ ؟!

و كلمه‌ی "شی‌ء" بر جامد نیز دلالت می‌كند! پس آیا در جمادات نیز زوج (نر و ماده) وجود دارد؟!

فـى السّنواتِ الأخیـرةِ اكْتَشَفَ علماءُ الْفیزیاء أنّ الإلكترونَ حینما یَدورُ حولَ نَواةِ الْمادّةِ ، كَأنَّ هناك جُسَیْماً مَجهولاً آخرَ یَحمِلُ شِحْنَةً تُخالفُ شِحنةً الإلكترونِ . سُمِّـﻰ بـ "قرینِ الْمادّة" فَاسْتَنْتجَ الْعلماءُ أنَّ لكلِّ جسمٍ قریناً.

و در سالیان اخیر دانشمندان فیزیك كشف كرده‌اند كه الكترون زمانی كه پیرامون هسته‌ی ماده می‌چرخد، گویی آن جا جسم كوچك نا شناس دیگری هست كه باری را حمل می‌كند كه مخالف بار الكترون است و "پادِ ماده" نامیده شده (نامیده می‌شود) پس دانشمندان نتیجه گرفتند كه هر جسمی ضدّی دارد.

إنَّ الْفیزیائىَّ الْمسلمَ محمّداً عبدَالسَّلامِ الْحائزَ علی جائزةِ نوبِلَ فـى الْفیزیاءِ و الَّذى قامَ بأبْحاثٍ مهمّةٍ فـى موضوعِ قرائنِ الْمادّة ، صَرَّحَ بعدَ حُصولِهِ علی الجائزةِ تصریـحاً عجیباً حیثُ یُشیـرُ إلی أنَّ الآیةَ الْقرآنیّةَ: 

همانا فیزیك‌دان مسلمان- محمّد عبد السَّلام- برنده‌ی جایزه نوبل در فیزیك و كسی كه پژوهش‌های مهمّی در موضوع پادمادّه ها انجام داده است، بعد از دستیابی‌اش به جایزه بیانات شگفت‌آوری را اظهار كرده‌است، در آن‌جا كه به آیه‌ی قرآنی اشاره می‌كند

﴿ومن كلِّ شىءٍ خَلَقنا زَوجَیْنِ . . . ﴾ كانَت بِمَثابةِ شُعورٍ خَفىٍّ و إلْهامٍ قوىٍّ له أثناءَ أبْحاثه عن قرائن الْمادّةِ !

 (و از هر چیزی دو گونه "نر و ماده" آفریدیم ...) كه این آیه همانند احساس پنهانی و الهام قوی برای او در خلال پژوهش‌هایش درباره‌ی پادِ مادّه‌ها بوده است.

إنَّ ورودَ هذه الْحقائقِ الْفَخْمَةِ و الدّقیقةِ علی لسانِ إنسانٍ أمّىٍّ عاشَ فـى بیئةٍ أمّیّةٍ دلیلٌ 

در حقیقت ورود این حقایق بزرگ و دقیق بر زبان انسانی درس نخوانده كه در محیطی بی‌فرهنگ زندگی كرده است، دلیلی است

علی أنّه تَلَقّاها مِمَّن یَعلَمُ السّرَّ فـى السّماواتِ و الأرضِ : 

كه او آن‌ها را از كسی كه راز آسمان‌ها و زمین را می‌داند،‌ فرا گرفته است

﴿ قُلْ أنزَلَهُ الّذﻯ یَعلَمُ السّرَّ فـى السّماواتِ و الأرضِ﴾

بگو كسی كه راز آسمان‌ها و زمین را می‌داند،‌ آن را فرو فرستاد 



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها : متن وترجمه عربی 3، خط به خط همراه بامتن، درس سوم،
لینک های مرتبط :

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

الدَّرسُ الرّابعُ : أمُّ الشّهداءِ : ((درس چهارم : مادر شهیدان))

نَشَأت الْفتاةُ الشّاعِرةُ فـى بیتِ السّیادةِ والْفُروسیّةِ والْبیانِ . أبوها رئیسُ الْقبیلةِ وأخَواها مِن قادَتِها و فُرْسانِها.

دختر جوان شاعر در خانه‌ی سَروری و دلاوری و سخنوری پرورش یافت.پدرش رئیس قبیله و دو برادرش از فرماندهان و دلاوران آن بودند

ولكن . . . أنّـی یَدومُ لَها الصَّفاءُ والْفَرحُ، وقد فَقَدَت أباها وأخَوَیْها فـى الْحروبِ الْقَبَلیَّةِ ؟! كانت الْفتاةُ تَشْعُرُ بِالْكآبَةِ والْحُزنِ الشّدیدِ . . .

اما ... چگونه [این ]طراوت و شادمانی برایش پایدار می‌ماند درحالی كه او پدر و دو برادرش را در جنگ های قبیله‌ای از دست داده بود؟! دختر جوان مصیبت و اندوه شدید احساس می‌‌كرد.

إلی أن ...تا این كه

أشرقَتْ علی شبْهِ الْجزیرةِ أشعَّةُ شَمسٍ جدیدةٍ ... جاءت الْخنساءُ عند النَّبـىِّ (ص) . . . سَمِعَت الآیاتِ . . . أحَسَّتْ أنّ السّكینةَ قد اُنْزِلَتْ علی قلبِها. . . أنشَدَتْ بعضَ أشعارِها و سَمِعَها النّبـﻰُّ (ص) وطَلَبَ منها أن تُنْشِدَ أكْثرَ . . . .

نور خورشیدی نو در شبه جزیره تابید ... "خنساء" نزد پیامبر (ص) آمد ... آیات را شنید ... احساس كرد كه آرامش در دلش افتاده است... برخی از اشعارش را سرود و پیامبر (ص) آن‌ها را شنید و از او خواست تا بیشتر شعر بسراید 

و هكذا تَحَوَّلَتْ "بَكّاءَةُ الْعربِ"... آیاتُ الْبَعْثِ و النّشورِ و الْجنَّةِ و النّارِ والْبِرِّ و الإحسانِ ذَوَّقَتْها حیاةً جدیدةً .

و این چنین دختر گریان عرب متحوّل شد ... آیات ]مربوط به[ رستاخیز و قیامت و بهشت و دوزخ و نیكی و احسان زندگی تازه‌ای را به او چشانید.

رَبَّتْ أبناءَها علی هذه الْقِیَمِ و بعدَ سَنواتٍ حیـنَ اشْتَدَّت الْحروبُ و انْدَفَعت جُیوشُ الإیْمانِ و النّورِ فـى مُواجهَةِ الْكُفرِ و الظَّلامِ ،جَمَعت الْخنساءُ أولادَها الأربعةَ و قالت :

پسران خود را با این ارزش‌ها تربیت كرد و بعد از چند سال هنگامی كه جنگ‌ها شدّت گرفت و سپاهیان ایمان و نور برای رویارویی با كفر و تاریكی روانه شدند، خنساء چهار فرزندش را جمع كرد و گفت:

یا أولادﻯ ! أسْلَمتُم طائعیـنَ و هاجَرتُم مُختارینَ . . . أنتم تَعلَمونَ ما أعَدَّ اللّهُ لِلْمسلمیـنَ مِن الثّوابِ الْجَزیلِ فـى حربِ الْكافرینَ . فَاعْلَموا أنّ الدّارَ الْباقیةَ خیـرٌ مِن الدّارِ الْفانیةِ . 

ای فرزندان من! با میل و رغبت مسلمان شدید و با اختیار مهاجرت كردید ... شما می‌دانید، خداوند چقدر پاداش فراوان برای مسلمانان در جنگ با كفار آماده كرده است. پس بدانید كه سرای ماندنی بهتر از سرای فناپذیر است.

قال اللّهُ تعالی ﴿یا أیُّها الَّذینَ آمَنوا اصْبِروا و صابِروا و رابِطوا و اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّكُم تُفْلِحونَ . . . ﴾

خداوند متعال فرمود (ای كسانی كه ایمان آورده اید، صبور باشید و یكدیگر را به صبر و پایداری سفارش كنید و با آمادگی مراقب كار دشمن باشید و از خدا بترسید، امید است كه رستگار شوید ...)

ثُمَّ قامَتْ و أحْضَرَت أسْلِحَتَهم و ألْبَسَتْهُم لباسَ الْحربِ واحداً فَواحداً ثُمَّ شَیَّعتْهُم إلی ساحةِ الْمعرَكةِ.

سپس برخاست و سلاح‌های آنان را حاضر كرد و لباس جنگ را یكی یكی بر آن‌ها پوشانید آنگاه آنان را به سوی میدان جنگ بدرقه كرد.

یَندَفعُ الأبناءُ مُكبّرینَ مُهَلِّلیـنَ ‌داعیـنَ‌ اللّهَ أن یُقوِّﻯَ‌ بِهِم دینَهُ و یَرْزُقَهم الشَّهادةَ فـى سبیله.

پسران با تكبیر و "لا اِله الاّالله" گویان رهسپار شدند درحالی كه از خداوند می‌خواستند كه دینش را به وسیله‌ی آن‌ها تقویت نماید و به آن‌ها شهادت در راهش را روزی دهد.

فـى ساحةِ الْمعركةِ: در میدان جنگ

حیـنَ اسْتُشْهِدَ أوّلُ أبنائِها أشْفَقَ علیها كلُّ مَن كان یعرِفُها . . . كیف سَتُواجِهُ نبأ اسْتِشهادِ وَلَدِها بعد فِقْدانِ أبیها و أخَویْها ؟! . . . هم لا یعلَمونَ أنَّ ما سیكونُ هو أعظَمُ !! هنگامی كه اوّلین پسرش به شهادت رسید هر كسی كه او را می‌شناخت برای او دلش سوخت ... چگونه مواجه خواهد شد با خبر شهادت فرزندش بعد از، از دست دادن پدر و دو برادرش؟!: ... آن‌ها نمی‌دانند آنچه بعداً به وقوع می‌پیوندد، عظمت بیشتری خواهد داشت!!

اِنتصر الْمسلمونَ ... یُحصَی الشّهداءُ . . . أربعةٌ منهُم أولادُ الْخنساءِ . . .

مسلمانان پیروز شدند ... شهدا شمرده می‌شوند ... چهار تن از آن‌ها فرزندان خنساء بودند

واهاً ... كیف نُبَلِّغُهَا هذا الْخبَر ؟ . . . هى تَموتُ .. واهاً .. واهاً . . . !...

وای ... چگونه این خبر را به او برسانیم؟ ... او می‌میرد ... وای ... وای...!

تَستقبل الْخنساءَ الْعائدینَ مِن ساحةِ الْمعركةِ . . . لم تسألْ أحداً عن أولادِها و إنَّما كان سؤالُها عن أخبارِ الْمعركةِ ! عندما عَلِمت انْتصارَ الْمسلمیـنَ جَرَتْ دُموعُ الْفَرحِ علی وجْهِها مُهَلِّلةً . . . 

خنساء از مراجعت كنندگان از میدان جنگ استقبال می‌كند ... از كسی درباره‌ی فرزندانش سؤال نكرد و فقط سؤال اودرباره‌ی اخبار جنگ بود! هنگامی كه به پیروزی مسلمانان پی‌برد،اشك‌های شادی برچهره‌اش جاری شد در حالی كه "لا اله إلاّ الله" می‌گفت

... .ولكن . . . الْخبـرُ . . . كیف یُقال لَها . . . ؟!یا أمُّ . . .

ولی . . . خبر . . . چگونه به او گفته می شود . . . ؟!ای مادر . . .

لا . . . لا . . . لا یُمكِنُ . . . أنا لا أنْسَـﻰ بُكاءَها و عَویلَها علی أخَوَیْها . . .

نه . . . نه. . . ممكن نیست . . . من گریستن او و زاری او را بر دو برادرش فراموش نمی كنم.

كأنَّ الْخنساءَ عرفَت الْخبـرَ من عُیونِ ناقِله ، فقالت: هل كَرَّمَنـی‌اللّهُ باسْتِشْهادِهم ؟!

گویا خنساء خبر را از چشمان آورندی آن دانست، پس گفت: آیا خداوند مرا با به شهادت رسیدن آنان گرامی داشت؟

فأجاب : نـَ . . . نـَ . . . نَعَم . . . فَتَرنَّمَتْ : ﴿ و لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فـى سبیلِ اللّهِ أمواتاً بل أحیاءٌ عند ربِّهم یُرْزَقون ﴾ ثُمَّ نظَرت إلی الأفقِ قائلةً :

پس جواب داد: بـ... بـ ... بله ... آن‌گاه زیر لب زمزمه كرد: (هرگز كسانی را كه در راه خدا كشته شده‌اند، مردگان مپندار، بلكه زندگانند كه نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند) سپس چشم به افق دوخت در حالی كه می گفت:

اَلْحمدُ لِلّهِ الّذى شَرَّفنـى بِاسْتِشهادِهم أرجو أن یَجْمَعَنـى بِهم فـى مُسْتَقَرِّ رحْمتهِ .

سپاس ویژه‌ی آن خدایی است كه با شهادت آن‌‌ها به من بزرگواری نمود و شرف داد و امیدوارم كه مرا با ایشان در جایگاه رحمتش جمع كند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها : متن وترجمه عربی3 تجربی وریاضی، خط به خط همراه بامتن، درس چهارم،
لینک های مرتبط :

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اَلدَّرسُ الْخَامِسُ : طَلائِعُ النّور:پیشگامان نور

كُنّا فـى الْحِصَّةِ الأخیـرةِ . نَظَرَت الْمعلِّمةُ إلی ساعتِها و قالَتْ : اَلدَّرسُ یَكْفـى ! أمّا الآنَ فأریدُ أن أتكَلَّمَ حولَ حَفْلةٍ عظیمةٍ تَنْعقدُ فـى مدرستِنا فـى الاُسْبوعِ الْقادِمِ.

در زنگ آخر بودیم. خانم معلّم به ساعتش نگاه كرد و گفت: درس كافی است! امّا هم‌اكنون می‌خواهم پیرامون جشنی بزرگ كه در هفته‌ی آینده در مدرسه‌ی ما برگزار می‌شود سخن بگویم.

نُریدُ فـى هذه الْحفلةِ أن نُكَرِّمَ شَخصیَّةً لَها مقامٌ عظیمٌ و شأنٌ رفیعٌ بَیْننا . لذا أرجو أن تَدْعونَ أولیاءَ كُنَّ لِلْحضور فیها . كَثُرَت الضَّوضاءُ فـى الصَّفِّ . 

می‌خواهیم در این جشن شخصیتی را گرامی بداریم كه مقامی بزرگ و ارزش والایی دارد. بنابراین از شما می‌خواهم كه پدران و مادران خود را برای حضور در آن دعوت كنید. سر و صدا در كلاس زیاد شد.

فسألت بعضُ التِّلمیذاتِ بعضاً : مَن الَّذﻯ أرفَعُ شأناً وأعَزُّ مَقاماً . . . ؟! قالَت الْمُعلِّمةُ : سَیَنْكَشِفُ كلُّ شـﻰءٍ. 

دانش‌آموزان از همدیگر پرسیدند: چه كسی از نظر قدر و مرتبه بلندتر و از نظر مقام گرامی‌تر است ...؟! معلّم گفت: همه چیز معلوم خواهد شد

دُقَّ الْجَرَسُ و خَرَجنا مِن الصَّفِّ . فـى الْمَمَرِّ نادَتْنـى مُعلِّمتـى و قالت : یا سَمیـرةُ ! لا تَنْسَى أن تَحْضُرى فـى الْمراسیم مع أمِّكِ .

.زنگ به صدا در آمد و از كلاس خارج شدیم. در راهرو معلّمم مرا صدا زد و گفت: ای سمیره! فراموش نكن كه همراه مادرت در مراسم حاضر شوی.

و لَمّا وَصَلتُ إلی الْمنْزلِ دَخَلتُ الْغُرفةَ قَلِقةً و سَلَّمتُ علی اُمّـﻰ و قُلتُ لَها مَحزونةً : هذه دعوةٌ لِلآباءِ و الاُمَّهاتِ لِلاشْتراكِ فـى حَفْلَةِ التّكریـمِ . . . .و هنگامی كه به خانه رسیدم با پریشانی و ناراحتی وارد اتاق شدم و به مادرم سلام كردم و غمگینانه به او گفتم: این دعوتی برای پدران و مادران جهت شركت در جشن گرامی‌داشت است . . .

اِبْتَسَمَت و قالَتْ : شىءٌ جَمیلٌ . . . سَنَشْتَرِكُ معاً .لبخند زد و گفت: چیزی زیباست ... با هم شركت خواهیم كرد.

جَلَستُ فـى زاویة الْغرفةِ و نظرتُ إلی صورةِ أبـى . . . : "لَیتَ أبـى كان حیّاً لِیشتركَ معنا فـى الْحفلةِ . . . الطّالباتُ یَأتیـن مع آبائِهنَّ و اُمَّهاتِهنَّ .

در گوشه‌ی اتاق نشستم و به تصویر پدرم نگاه كردم ...: "ای كاش پدرم زنده بود تا در جشن همراه ما شركت كند... دانش‌آموزان همراه پدران ومادران خود می‌‌آیند.

قالت لـى أمّى بِحَنانٍ : ماذا تَقولین یا سَمیـرةُ ؟! أبوكِ كان معلّماً ، تركَ الدّرسَ و الْمدرسةَ لِیُدافعَ عن دینِنا وكَرامَتِنا و وطنِنا.كان أصْدَقَ النّاس قولاً وأحسَنَهُم عملاً . .

 مادرم با مهربانی به من گفت: ای سمیره، چه می‌گویی؟! پدرت معلّم بود، او درس و مدرسه را رها كرد تا از دین و كرامت و وطنمان دفاع كند. از نظر گفتار راست‌گوترین مردم و از نظر كردار نیكوكارترین آن‌ها بود ...

اُسْتُشْهِد فـى سبیلِ الْحقِّ حتّی تَسْتَطیعَ زَمیلاتُكِ أن یَعِشْنَ فـى أمْنٍ و راحةٍ . . . و هذا عِزٌّ و فَخْرٌ لكِ . أنتِ بنتُ شهیدٍ وهذا أمرٌ عظیمٌ .

 در راه حق به شهادت رسید تا همشاگردی های تو بتوانند در امنیت و آسایش زندگی كنند ... و این عزّت و افتخاری برای تو است. تو دختر شهیدی و این امر بزرگی است ... .

ما كُنتُ أفْهَمُ كلامَ أمّى . . . كُنتُ أظُنُّ أنَّ أبـى قد نُسِىَ و لَم یَبْقَ له ذكرٌ . تلك اللّیلةَ نِمتُ بِذكْرَی أیّامٍ كان أبـى معَنا . .

 سخن مادرم را نمی‌فهمیدم ... فكر می‌كردم كه پدرم فراموش شده است و جز نامی از او باقی نمانده است. آن شب با یاد روزهایی كه پدرم همراه ما بود، خوابیدم.

كانت الْمدرسةُ مُزدَحِمةً . لَم یَكُن فـى قاعة الْمدرسةِ مكانٌ لِلْجُلوسِ . أنا و اُمّى جَلَسْنا آخِرَ الْقاعةِ . جاءت الْمدیرةُ و ألَحَّتْ علینا أن نَجلِسَ فـى الْمُقدَّمةِ . مدرسه شلوغ بود. در سالن مدرسه جایی برای نشستن نبود. من و مادرم در آخر سالن نشستیم. مدیر آمد و به ما اصرار كرد كه در اوّل[سالن ]بنیشینیم

بَدَأت الْمراسیمُ . عندما رُفِع السِّتارُ . . . تَحت الأضْواءِ الْمُلَوَّنَةِ مِن الأحْمَرِ و الأصْفَرِ والأخْضَرِ . . . رأیتُ صورةً كبیـرةً لأبـى . . . تعجَّبتُ كثیراً . . . ما كنتُ أستَطیعُ أن اُصَدِّقَ أن هذا أبـﻰ . . .

مراسم آغاز شد. هنگامی كه پرده كنار زده شد ... زیر نورهای رنگارنگِ سرخ و زرد و سبز ... تصویر بزرگ پدرم دیدم ... بسیار شگفت‌زده شدم ... نمی‌توانستم باور كنم كه این پدرم است

ها هذه الْمراسیمُ قد انْعقَدَتْ لِتكریـمِ أبـى ؟! . . .هان! این مراسم برای بزرگ‌داشت پدرم برپا شده است.

وَقَفَت الْمدیرةُ أمامَ الْجمع و بدأتْ بالْكلامِ :خانم مدیر مقابل جمع ایستاد و شروع به سخن گفتن كرد.

نَحن اجْتَمَعنا فـى هذا الْمكانِ حتّی نُكَرِّمَ إنساناً ضَحَّی بنَفْسه و دافَع عن عقیدتهِ و كَرامةِ شَعْبِهِ . . . الشُّهداءُ فـى ذا كِرَتِنا.

ما در این‌جا جمع شده‌ایم تا گرامی‌ بداریم انسانی را كه جان خود را فدا ساخت و از عقیده‌ی خود و بزرگواری ملّتِ خود دفاع كرد...شهیدان در یاد و خاطر ما هستند.

هم خیـرُ النّاسِ إیْماناً و عمَلاً . . . فلَن نَنْساهُم أبداً. . .آن‌ها از نظر ایمان و عمل بهترین مردم‌اند ... هرگز آنان را فراموش نمی‌كنیم ...

و علینا أن نَتَّخِذَهُم سِراجاً یُرْشِدُنا إلی طریقِ الْحقِّ . . .و بر ما واجب است آن‌ها را همانند چراغی بدانیم كه ما را به‌ راه حق هدایت می‌كند.

أخَذَ قلبـى یَخْفِقُ بشدَّةٍ . كنتُ أنظُرُ إلی صورةِ أبـى .كأنَّه یَبْتَسِمُ إلَـىَّ . . .حینَما كنتُ غارِقَةً فـى أفكارى، نادَتْنـى أمّى: قُومى یا بُنَیَّتـى... السَّیِّدةُ الْمدیرةُ تُنادیكِ ...

 قلبم به شدّت شروع به تپیدن كرد. به تصویر پدرم می‌نگریستم. گویا به من لبخند می‌‌زد، زمانی كه در اندیشه‌ها غرق بودم. مادرم مرا صدا زد: برخیز دخترم خانم مدیر تو را صدا می‌زند ...

فَسَمِعْتُها تقول : أرجو من ابْنَتـى سَمیـرةَ أن تَأتـىَ و تأخُذَ هذه الْهَدیّةَ من جانبِ الْمدرسةِ . . .

پس شنیدم كه می‌گفت: از دخترم سمیره می‌خواهم كه بیاید و این هدیه را از طرف مدرسه بگیرد.

ذهبتُ نَحو الْمِنبَرِ و الْحُضّارُ یُصَلّونَ فیُصَفِّقونَ فَرِحیـنَ !

درحالی كه حاضران صلوات می‌فرستادند با خوشحالی دست می‌زدند، به سوی تریبون رفتم



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها : متن وترجمه عربی3 تجربی وریاضی، خط به خط همراه بامتن، درس پنجم،
لینک های مرتبط :

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اَلدَّرسُ السَّابِع ::درس هفتم

: علیكُم بالْقرآن :  به قرآن پناه ببرید

قال‌النّبـىُّ الأكرمُ (ص):" إذا الْتَبَسَت علیكُم الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فعلیكُم بالْقرآنِ "

پیامبر اكرم (ص) فرمود: "وقتی كه فتنه‌ها همچون پاره‌های شب تاریك بر شما پوشیده شد، پس به قرآن پناه ببرید."

 اَلْقرآنُ نورٌ و هُدیً یُخْرجُ الْمجتمعَ الإنسانـى مِن الْموتِ إلی الْحیاةِ و مِن الْیأسِ إلی الرَّجاء و مِن الْكَسَلِ إلی النَّشاطِ و من السُّكونِ إلی الْحركةِ و هو لا یَسْمَحُ لِلنّاس أن یَتْرُكوا الدّنیا بِذریعَةِ الْحصولِ علی الآخِرةِ . بل یَجعلُ الدّنیا وسیلةً لِلْحُصولِ علی الْعُقْبـَی .

 قرآن نور و هدایت‌گری است كه جامعه‌ی بشری را از مرگ به سوی زندگی و از ناامیدی به امیدواری و از تنبلی به سوی فعّالیّت و از سكون به سوی حركت،جارج می کند و به مردم اجازه نمی‌دهد كه دنیا را به بهانه‌ی دستیابی به آخرت، رها كنند، بلكه دنیا را وسیله‌ای برای رسیدن به آخرت،‌ قرار می‌دهد.

و إلیك الآنَ بعضَ الآیاتِ حَول هذا الشّأنِ :

وهم‌اینك به برخی آیات درباره‌ی این موضوع، توجّه كن:

 إنَّ القرآنَ الْكریـمَ قد عَدَّ الْمواهبَ الطّبیعیّةَ و النِّعمَ الإلـهیّةَ رزقاً لِلإنسان و وسیلةً لِبقاء حیاتِه و دوامِ عَیْشهِ و سبباً لِحركتِهِ نَحوَ الْكمالِ و الرُّشدِ. 

همانا قرآن كریم بخشش‌های طبیعی و نعمت‌های الهی را به عنوان روزی برای انسان و وسیله‌ای برای بقا و دوام زندگی‌اش و عاملی برای حركتش به سوی كمال و رشد، شمرده است.

﴿ و نَزَّلنْا مِن السَّماءِ ماءً مباركاً فأنْبَتْنا جنّاتٍ و . . . رزقاً لِلْعبادِ﴾ فَنَهی الإنسانَ عن تحریـمِ هذه النِّعَمِ علی نَفْسه ﴿یا أیُّها الّذین آمَنوا لا تُحَرِّموا طَیّباتِ ما أحَلَّ اللّهُ لكم﴾

(و از آسمان، آبی پربركت فرود آوردیم، پس به وسیله آن باغ‌هایی رویانیدیم ... برای روزی بندگان) بنابراین انسان را از محروم كردن این نعمت‌ها بر خودش، نهی کرد (ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، چیزهای پاكیزه‌ای را كه خدا برای شما حلال كرده، حرام نشمارید)

و هذا الْخِطابُ عامٌّ مُوَجَّهٌ إلی بنـى آدمَ أجْمَعیـنَ ، و لایَخْتَصُّ بالأغنیاءِ ﴿ قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینةَ اللّهِ الّتـى أخرَجَ لِعبادِهِ و الطّیّباتِ مِن الرّزقِ ، قُلْ هى لِلّذین آمَنوا فـى الْحیاةِ الدّنیا﴾

و این فراخوانی، یك پیام عمومی برای تمامی انسان هاست ، و ویژه‌ی ثروتمندان نیست (بگو: زیوری را كه خدا برای بندگانش پدید آورده و روزی‌های پاكیزه را، چه كسی حرام گردانیده؟( بگو: این ]نعمت‌ها[ در زندگی دنیا برای كسانی است كه ایمان آورده‌اند).

 إنَّ الْقرآنَ یؤكِّدُ أنَّ لِهذا الْعالَمِ سُنَناً و قوانیـنَ لا تَتَغیَّرُ ﴿ فَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تبدیلاً﴾ و مَن اسْتفادَ مِن هذه السُّنَنِ یَصِلْ إلی غایته ، و لا فرقَ فـى ذلك بین أن یكونَ الإنسانُ مؤمناً بِاللّهِ أو غیـرَ مؤمنٍ به ، مُسْلِماً أو غَیْرَ مسلمٍ ، لأنَّ الأسْماءَ و الْعناوینَ لا قیمةَ لَها مادامَتْ لَم تَقْتَرِنْ بالْعملِ !

در حقیقت قرآن تأكید می‌كند كه این جهان دارای سنّت‌ها و قوانین تغییرناپذیر است (و هرگز برای سنّت خدا دگرگونی نخواهی یافت) و هر كه از این سنّت‌ها استفاده كند به هدفش می‌رسد، و هیچ فرقی در آن میان وجود ندارد كه انسان به خدا ایمان داشته باشد یا نداشته باشد، مسلمان یا غیر مسلمان باشد، زیرا اسم‌ها و لقب‌ها و عنوان‌ها تا زمانی كه به عمل همراه  نشوند هیچ ارزشی ندارد .

 و هذا الإنسانُ لا یَیْأسُ و إنْ رَأی أنَّ قُوَی الظّلْم مُسَیْطِرةٌ علی الْعالَم ، لإنَّه قد آمَنَ بـ ﴿ أنّ الأرضَ یَرِثُها عبادﻯَ الصّالِحونَ﴾ و یعلَمُ أنّ الْحقَّ هو الْباقى و أنّ ﴿ الْباطلَ كان زَهوقاً﴾

و این انسان ناامید نمی‌شود، اگرچه ببیند نیروهای كفر بر جهان مسلّط شده‌اند، زیرا او ایمان آورده است به این كه (زمین را بندگان شایسته به ارث می‌برند) و می‌داند كه فقط حق ماندگار است و[ می‌داند ]كه (باطل نابودشدنی است).

﴿و نُریدُ أنْ نَمُنَّ علَی الّذین اسْتُضْعِفوا فـى الأرضِ و نَجْعَلَهم أئمّةً و نَجعَلَهُم الْوارثیـنَ﴾

(و می‌خواهیم كه منّت نهیم بر كسانی كه در زمین ضعیف نگاه داشته شده‌اند و آنان را پیشوایان گردانیم، و ایشان را وارث[ زمین ]قراردهیم



ادامه مطلب


نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها : متن وترجمه کامل عربی3 تجربی، درس هفتم عربی 3 تجربی وریاضی آخرین ویرایش،
لینک های مرتبط :

برای دانلود متن وترجمه کامل  عربی سوم دبیرستان  رشته ریاضی وتجربی اینجا کلیک کنید

http://uplod.ir/34w2w7zj2ja4/عربی_3_تجربی_وریاضی.pdf.htm



نوع مطلب : عربی سوم تجربی وریاضی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس پاورپوینت بیشتر دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب و دبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکار ماباشیدباکمال احترام