تبلیغات

عربی دبیرستان - مطالب قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها
شنبه 9 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

جناس ؛ تضاد؛ طباق                                                  

«جناس» ، «طباق» و «سجع» : علم بدیع که یکی از بخش های علوم بلاغت است. در علم بدیع با شیوه های  زیبا سازی کلام آشنا می شویم. این زیبایی ها برخی به لفظ و برخی به معنی مربوط است. در زیر با جناس ، اطباق و «سجع» آشنا می شویم.

1– جناس:آوردن دو کلمه درظاهر شبیه به هم ولی با دومعنای متفاوت که حروف دو کلمه از یک جنس است ولی هر کدام برای خود معنای خاصی دارند. به نوعی از جناس که در آن دو کلمه در عدد، حرکات، نوع و ترتیب حروف ، یکسان هستند «جناس تام» می گویند.

مانند : ذَهَب التمیذُ ساعةً الی السوقِ وأخَذَ ساعةً من السوقِ(جناس تام)

دانش آموز ساعتی به بازار رفت وساعتی از بازار گرفت.
و یومُ تقومُ السّاعةُ یُقسمُ المُجرمونَ ما لبثوا غیرَ ساعةٍ . (جناس تام)
روزی که قیامت بر پا شود ، بدکاران سوگند می خورند که جز ساعتی درنگ نکردند.
به نوعی از جناس که در آن تجانس دو کلمه در عدد، حرکت، نوع و ترتیب حروف، کامل نیست «جناس ناقص» می گویند. مانند:
وُجوةٌ یومئذٍ ناضِرةٌ الی ربّها ناظرةٌ . (جناس ناقص)
در آن روز چهره هایی شادات اند، به سوی پروردگار خود می نگرند.
باید بدانیم که جناس از جمله «محسنات لفظی» کلام می باشد.
2 –سجع :به کلمات هماهنک آخر عبارات سجع می گویندکه یکی دیگر از محسنات لفظی کلام «سجع» می باشد. «سجع»همان توافق کلمات آخر جمله ها ست ، بر حرف یا حروفی واحد است. که در قرآن کریم به آن «فاصله» می گویند. مانند:
انّا اعطیناکَ الکوثَر.
فصل لربّکَ و انحَرْ
انّ شانئکَ هُوَ الابتر(سجع)

در خواندن این آیه ها حلاوت و زیبایی خاصی احساس می شود که ناشی از انسجام و تعادل هندسی کلمات یا «سجع» می باشد.

3– یکی از زیبایی های کلامی، به کاربردن کلماتی است که با یکدیگر «متضاد»(مخالف) هستند.
به این فن در علم بدیع «طباق» می گویند. باید بدانیم که «طباق» از جمله محسنات معنوی کلام است
. مانند :
جاءَ الحقُّ و زَهَقَ الباطِلُ . (طباق)
کلمات الحقُ و الباطلُ با هم متضاد(مخالف) هستند، پس فن «طباق» در عبارت فوق به کاررفته است.

علی پور دبیر عربی



ادامه مطلب


نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : تضاد، طباق، سجع، جناس تام وجناس ناقص،
لینک های مرتبط :

http://sheklakveblag.blogfa.com/ پریسا دنیای شکلک ها

  درس اول 
  یادآوری(1)
در بخش قواعد زبان عربی درس اول به یادآوری بعضی قواعد زبان سال های گذشته می پردازیم که شامل موارد زیر است :

1 – مجرد و مزید :
معمولاً فعل ها در اولین صیغه ی ماضی خود، دارای سه حرف می باشند مانند «کَتَبَ ، عرَفَ، خَدَمَ» به این فعل ثلاثی مجرد می گویند.
اما همیشه چنین نیست ، بعضی فعل ها در اولین صیغه ماضی خود بیش از سه حرف دارند مانند «کاتَبَ، تعارفَ، استَخْدَمَ» به این فعل ها ثلاثی مزید می گویند. شما در گذشته با باب های مزید آشنا شده اید. باب های مزید عبارتند از «افعال ، تفعیل، مفاعلة ، تفاعُل، تفَعّل، افتعال، انفعال و استفعال» هدف از ساختن فعل های مزید، به دست آوردن معانی جدید است.
بعضی از فعل ها در اولین صیغه ماضی خود چهار حرف دارند مانند «زلزَل» به این فعل ها «رباعی» می گویند.

2 – جامد و مشتق :کلماتی که دارای ریشه اند مشتق ئکلماتی که بدون ریشه اند جامد
یکی از توانایی های علم صرف، ساختن کلمات جدید با معانی تازه است. این کلمات از ریشه فعل مشتق می شوند مانند «اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مکان، اسم زمان ، صفت مشبهه، اسم مبالغه، اسم تفضیل و اسم آلت» در ساخت این کلمات باید به وزن آنها دقت کنیم. کلمات زیر مشتق هستند : حامد، محمود، مشهد، مغرب، شریف، صبور، اکبر، مفتاح .

3 – معرفه و نکره :
اسم معرفه اسمی است که برای شنونده «آشنا» یا «مشخص و معلوم» باشد. انواع اسم های معرفه عبارتند از «اسم علم مانند محمد، مکه – معرفه به «ال» معرفه به «ال» مانند المدرسة ، الکتاب ضمیر مانند انتَ ، هُوَ – اسم اشاره مانند هذا ، تِلکَ – اسم موصول مانند الّذی – الّتی – و معرفه به اضافه مانند کتابُکَ ، باب المدرسة »
اسم نکره اسمی است که برای شنونده مشخص نیست مانند رجلٌ یعنی مردی و مشخص نیست که کدام مرد مورد بحث است. «جاءَ رجُلٌ : مردی آمد»
اسم نکره معمولاً دارای تنوین است.

4 – انواع اعراب (ظاهری – تقدیری- محلی) :
می دانیم نقش کلمه در جمله، بر اعراب آن کلمه تأثیر می گذارد مثلاً می دانیم که مفعول باید منصوب باشد. مانند «بشّرَ اللهُ المؤمنَ باالجنّة» اعراب کلمه مؤمن در این جمله اصلی و ظاهری است.
اما بعضی از کلمات اعراب اصلی و ظاهری را نمی پذیرند و در جمله اعرابی را که مناسب نقش آنها در جمله است نمی گیرند. بعضی کلمات نیز مانند اسم موصول، اسم اشاره و ضمیرها مبنی هستند و اعراب نمی پذیرند.
اعراب این کلمات محلی است مانند «العاملُ مَنْ رَفَضَ الباطِل» در این جمله مَنْ خبر است و باید مرفوع باشد ولی چون من مبنی است و اعراب نمی پذیرد می گوییم محلآً مرفوع است.

5- انواع جمله :
در زبان عربی جمله بر دو نوع است .
1 – جمله فعلیه ، 2 – جمله اسمیه 
1. جمله فعلیه جمله ای که بافعل شروع شودو دارای فعل و فاعل و گاهی مفعول است. فاعل همیشه بعد از فعل می آید و از جهت اعراب مرفوع است. فاعل گاهی به صورت ضمیر در فعل مستتر است.
2. جمله اسمیه با اسم شروع می شود و دارای مبتدا و خبر است. جمله اسمیه معمولا با مبتدا آغاز می شود. مبتدا و خبر از جهت اعراب مرفوع هستند. خبر باید از لحاظ جنس (مذکر و مؤنث) و عدد (مفرد و مثنی و جمع) با مبتدای خود مطابقت کند. خبر ممکن است از نوع مفرد، جمله فعلیه و یا یک شبه جمله باشد. مثال :
انزلنا(فعل و فاعل) اِلیکم نوراً (مفعول)مبیناً : جمله فعلیه (فاعل ضمیر بارز یا است)
الصلاةُ(مبتدا- مرفوع )عمودُ (خبر – مرفوع)الدّین :‌جمله اسمیه ( خبر این جمله از نوع مفرد است)

محمدرضا علی پور دبیر عربی

تمرین :
1 – مصدر افعال مزید زیر را بنویسید.
قالَ سَاَستَغفِرُ لک ربّی :‌استغفار (از باب استفعال)           قال الامام الصادق : تعلّموا العربیة : تعَلُّم (از باب تفعّل)
شاورُ قَبْلَ ان تَعزِمَ : مشاورة ( از باب مفاعلة)

2 – با توجه به عبارات زیر، برای جای خالی، اسم مشتق مناسبی انتخاب کنید.
المؤمنُ عند البلایا ........ :(ص ب ر)
صابرٌ (اسم فاعل)

رُبَّ السکوتٍ .... من الکلام : (بلَغُ)
اَبلَغُ (اسم تفضیل)

العِلْمُ ....... الْعلی : (فتح)
مفتاح (اسم آلت)

3 – در جمله های زیر نقش و اعراب کلمات را مشخص کنید.
انّ الحسناتِ یُذْهبْنَ السّیئاتِ
انّ :‌حرف مشبهة بالفعل – مبنی
الحسنات : اسم انّ – منصوب با کسره چون جمع مؤنث سالم است.
یُذهبْنَ : خبر اِنّ – اعراب محلی – محلاً مرفوع
السّیئتات : مفعول – منصوب با کسره چون جمع مؤنث سالم است

الصّبرُ منَ الرّحمان و العجلةُ من الشیطانِ .
الصّبرُ : مبتدا – مرفوع
من الرّحمانِ : خبراز نوع شبه جمله – محلاً مرفوع
و العَجَلةُ : مبتدا – مرفوع
من الشیطانِ : خبر از نوع شبه جمله – محلآً مرفوع

بشّرَ اللهُ المؤمناتِ باالجنّةِ .
بشّر : فعل
اللهُ : فاعل – مرفوع
المؤمناتِ : مفعول – محلاً منصوب ( چون جمع مؤنث سالم است)
باالجنّة : جار و مجرور 
 





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : قواعد کامل عربی سوم انسانی، جامد ومشتق، مجردومزیدو....علی پور،
لینک های مرتبط :

 درس دوم 
یادآوری(2)
در این درس نیز به شرح و یادآوری بعضی از نکات وقواعدی  که قبلاً مطالعه کرده اید درسال های گذشته می پردازیم.

1 – اعراب فعل مضارع،  : می دانید که فعل مضارع در حالت عادی مرفوع است اما با آمدن حروف ناصبه و جازمه تغییراتی در اعراب آن ایجاد می شود. حروف ناصبه عبارتند از «اَنْ – لَنْ – کی – حتّی – لِ» که فعل مضارع به دنبال این حروف منصوب شده و حروف جازمه عبارتند از «لَمْ – لمّا – لا – لِی – ان – مَنْ – ما – اینما »و فعل مضارع به دنبال این حروف مجزوم می شوند .

فعل معلوم و فعل مجهول: فعل مجهول فعلی است که فاعل آن مشخص نیست یا برای گوینده اهمیت ندارد. در زبان فارسی برای ساختن فعل مجهول از فعل کمکی شدن استفاده می کنیم.اما در زبان عربی چگونه فعل مجهول می سازیم؟ شما قبلآً با ساخت فعل مجهول آشنا شده اید .

1-فاعل را حذف می کنیم 2- مفعول را بجای فاعل قرار می دهیم(نائب فاعل) 3- حرکات وصیغه فعل رامتناسب با نائب فاعل تغییر می دهیم مانند: کَتَب التلمیذُ الدرس (فعل معلوم است چون فاعل معلوم است

اما درجمله  کُتِبَ الدرسُ (فعل مجهول است چون فاعل مشخص  ومعلوم نیست)

به فعل های زیر توجه کنید.
معلوم : قتَلَ : کشت
مجهول : قُتِلَ :‌کشته شد
معلوم : یَعْرِفُ : می شناسد
مجهول : یُعْرَفُ :‌شناخته می شود

2 – نواسخ مبتدا و خبر : برخی افعال و حروف معنای جدیدی به جمله اسمیه می دهند.
این ادوات علاوه بر معنای جدید، می توانند بر اعراب مبتدا و خبر تأثیر بگذارند. به جدول زیر توجه کنید.

النواسخ:چهاردسته اند که دراعراب اسم واعراب خبرتغییراتی ایجاد می کنند
1- الافعال الناقصه  : صار - لیس - مادام -
 کان - اصبح - مازال
 1)اسم مرفوع                        2)خبرمنصوب

2- الحروف المشبهة بالفعل  : لیت - اَنَّ - اِنَّ -
 لکنَّ - لعل - کانَّ
1)اسم منصوب                       2)خبرمرفوع
3- افعال المقاربة  : کاد – عسی أخذ  جَعل
1)اسم مرفوع                        2)خبرمنصوب
4- النافیة للجنس  : لا
1) اسم محلا منصوب

(مبنی بر فتح )                       2)خبرمرفوع

خبر حروف مشبهة بالفعل می تواند «مفرد، جمله یا شبه جمله » باشد.

3 –صفت و مضاف الیه : صفت کلمه ای است که موصوف خود را توصیف می کند. صفت از لحاظ اعراب، جنس، جمع یا مفرد بودن ،تابع موصوف خود است. مانند : نورٌ مبینٌ (صفت) یا المؤمنونَ الصالحون (صفت) مضاف الیه کلمه ای است که به مضاف اضافه می شود تا آن را واضح تر کند. مضاف الیه از لحاظ اعراب مجرور است و اعراب آن به مضاف بستگی ندارد مانند : کتابُ المعلّمِ (مضاف الیه) یا مطلعُ الفَجْرِ (مضاف الیه)

4 – مفعول فیه ، اسم مصغّر و اسم منصوب : منظور از مفعولٌ فیه همان ظرف مکان یا ظرف زمان است. مفعولٌ فیه از نظر اعراب منصوب است. مانند «الیومَ اَکملتُ لَکُم دینکم» در این جمله کلمه الیومَ ظرف زمان (مفعول فیه) و منصوب می باشد. اسم مصغّر اسمی است که در آن معنای کوچک بودن وجود دارد مانند نُجیْم یعنی ستاره کوچک.
اسم منسوب برای نسبت دادن چیزی به چیز دیگر یا کس دیگری به کار می رود مانند طالبةٌ ایرانیّة یعنی شرکت کننده ی ایرانی

5 – احکام عدد و معدود

1-اعداد 1و2 درحکم صفت بوده تابع اسم ماقبل خود می باشند

اعداد 3تا10 بامعدود خود ازنظر کاربرد  رابطه عکس دارند برای اسم مذکر عدد مونث وبرای اسم مونث عددمذکر بکار می رود ومعدود آن ها جمع ومجرور است

3-اعداد 10 به بالا تا99 اسم بعداز آن به صورت مفرد ومنصوب بکار میروند که اسم بعد ازدارای  نقش تمییز ومنصوب است واعداد بالاترنیزدارای احکام خاص بوده که فعلا نیازی به توضیح نیست.

علی پور دبیر عربی

تمرین
1 – ترجمه کنید :
مَنْ خافَ العِقابَ ، انْصرَفَ عنِ السیئات.
هر کس از کیفر بترسد(مضارع التزامی)، از بدی ها روی می گرداند(مضارع اخباری).

و اذا قرِیَ القرآنُ فاسْتمعوا لَه : و هر گاه قرآن خوانده شود، به آن گوش بسپارید.

مَنْ یَجْتهِدْ ، یَنْجَحْ : هر که تلاش کند(مضارع التزامی)، موفق می شود(مضارع اخباری)

2 – نواسخ ، اسم آن ها، خبر آن ها و اعرابشان را مشخص کنید.
لا خُلقَ اقبَحُ منَ الکذبِ. : هیچ اخلاقی زشت تر از دروغ گویی نیست.
لا: لای نفی جنس
خُلقَ : اسم لا منصوب
اقبَحُ : خبر لا مرفوع

انّ المُجتهدَ ناجحٌ . همانا شخص کوشا، موفق است.
انَ : حرف مشبهة بالفعل
المجتهد : اسم انّ منصوب
ناجح : خبر انّ مرفوع

3 – صفت مناسب را انتخاب کنید.
المؤمناتِ ..... (الصّالحاتِ – الصّالحونَ)
لیْلةً ........( باردً – باردةٌ)
صفت باید از لحاظ جنس ، عدد ، معرفه یا نکره بودن و اعراب با موضوف مطابقت کند.

4 – در جمله زیر اسم منسوب و اسم مصغر را مشخص کنید.
أنا قُطیرةٌ مائیّةٌ صغیرةٌ منتشرةٌ فی الهواء .
من یک قطره کوچک آبی منتشر در هوا هستم.
قطیرة :‌اسم مصغر
مائیة :‌اسم منسوب





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : قواعد درس دوم انسانی، اعراب فعل مضارع، فعل معلوم ومجهول نواسخ،
لینک های مرتبط :

 درس سوم فعل معتل مثال

فعل باتوجه به ریشه وصیغه اول ماضی اگردر3حرف اصلی وریشه یکی ازحروف عله(وای)باشد

فعل معتل نام دارد مانند وعد  قال    هدی  و....

وچناچه هیچکدام از3حرف اصلی حر عله نباشد فعل صحیح نام دارد مانند جلس   ذهب  کتب  و...

فعل های معتل باتوجه به اینکه حرف عله حرف چندم باشدنام واسم خاصی پیدا می کنند

1-اگر اولین حرف از حروف اصلی فعل حرف عله باشد فعل معتل مثال نام دارد مانند وَجَدَ  و....

2-اگر دومین حرف از حروف اصلی فعل حرف عله باشد فعل معتل اجوف نام دارد مانند  قال  و..

3-اگر سومین حرف از حروف اصلی فعل حرف عله باشد فعل معتل ناقص نام دارد مانند  هَدَیَ و...

به توضیحات بیشتر در ای زمینه توجه کنید

1- فعل ثلاثی از سه حرف اصلی تشکیل شده است که حروف اصلی هر فعل، در صیغه های مختلف آن ثابت و یکسان است. اما در میان  حرف الفبای عربی، سه حرف «الف» و «واو» و «یاء»  (وای)در صیغه های مختلف‌ حالت ثابتی ندارند.  فعلی را که یکی از سه حرف اصلی اش یکی از این حروف باشد «فعل معتل »‌می نامند.

2-اگر اولین حرف اصلی فعل حرف علّه باشد ، آن را «فعل مثال»‌می نامند. مانند وَهَبَ ،یَسِرَ ، اگر دومین حرف اصلی فعل حرف علّه باشد، آن را فعل اجوف می نامند. مانند قالَ ، عادَ

3-اگر سومین حرف اصلی فعل حرف علّه باشد،‌آن را فعل ناقص می نامند. مانند دعا ، هدی

دانستیم که فعل معتل در صیغه های مختلف با تغییراتی(اعلال) همراه است . این تغییرات دارای قاعده های مخصوص است. حرف عله را می توان به یک عضو بیمار تشبیه کرد که وقتی در فعلی قرار گرفت باید به نحوی معالجه شود !

برای ایجاد سهولت در صرف فعل معتل از یکی از روش های زیر استفاده می شود:

«ساکن نمودن حرف عله »اعلال به اسکان

«تبدیل حرف عله به حرفی مناسب»اعلال به قلب

«حذف حرف عله»اعلال به حذف

4 –اکنون به صرف «فعل مثال» وَجَدَ با حروف اصلی (و ج د ) توجه کنید.

ماضی

6 صیغه غایب                      

      1- وَجَدَ                     4-وجدت

     2-وجدا                    5- وجدتا

     3- وجدوا                  6- وجدنَ

6 صیغه مخاطب                    

   7- وجدتَ                   10- وجدتِ

   8-وجدتما                    11- وجدتما

   9-وجدتم                   12- وجدتُنّ

2 صیغه متکلم                     13- وجدتُ                 14-وجدنا

نتیجه 1 :‌فعل معتل مثال در زمان ماضی مانند فعل صحیح صرف می شود.

مضارع

6 صیغه غایب                       

  - 1یجدُ                        4- تجد

 2- یجدان                       5- تجدان

 3- یجدون                      6- یجدنَ

6 صیغه مخاطب                     

   7- تجدُ                          10-تجدین

   8-تجدان                       11- تجدان

   9-تجدون                      12- تجدنَ

2 صیغه متکلم                   13- اجد                         14-نجد

نتیجه 2 : فعل معتل در زمان مضارع در تمام صیغه ها حرف عله اش حذف می شود.

نتیجه 3 : فعل معتل در حالت امری مخاطب حرف عله اش در تمام صیغه ها حذف می شود.

به فعل «وَجَدَ » در باب افعال توجه کنید :

اَفْعَلَ – یُفعِلُ – افعال

اَوْجَدَ – یُوجِدُ – اِوجاد ( ایجاد)

باید دانست که در مصدر باب افعال از فعل مثال « واو» به «یاء» تبدیل می شود.

علی پور دبیر عربی

تمرین :

1 – فعل «ورتَ» را برای تمام صیغه ها در زمان مضارع صرف کنید.

غایب :   یرثُ - یرثانِ - یرثونَ - تَرثُ - تَرثانِ - یَرثْنَ )

مخاطب  : ترثُ- تَرثانِ- ترثونَ- ترثینَ- تَرثانِ- ترثْنَ)

متکلم : ارثُ- نَرَثُ

2 –فعل «یَصِفُ» را برای تمام صیغه های مخاطب امری صرف کنید.

امری مذکر :

مفرد : صِفْ                مثنی : صِفا                       جمع : صِفوا

امری مؤنث :

مفرد : صِفی                مثنی : صفا                       جمع : صِفْنَ

- مصدر از باب افعال(وَجَدَ- وَرَدَ- وَقَف) به ترتیب:

ایجاد                      ایراد                       ایقاف

4 – صیغه مناسب را بنویسید.

انّما یُریدُ الشیطانَ انّ ..........بینکُمْ العداوَةَ و البَغضاءَ . ( مضارع از «وقع» در باب افعال)

پاسخ : یوقِعَ

فعل وقَعَ یک مثال واوی است و در ساخت ثلاثی مزید آن از باب افعال حرف علّه حذف نمی شود.

مضارع آن یوقَعُ است که چون حرف ناصبه أَنْ بر سر آن آمده است به مضارع منسوب تبدیل شده است و به صورت «أَن یوقِعَ» درآمده است. 





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : قواعد عربی سوم انسانی، اعلال درفعل های معتل مثال، قواعد درس سوم انسانی،
لینک های مرتبط :

درس چهارم فعل اجوف
در این درس فعل معتل «اجوف» را بررسی می کنیم.
1 – اگر حرف دوم از حروف اصلی یک فعل حرف علّه باشد، آن فعل را «اجوف» می نامیم. یا به عبارتی دیگر اجوف فعلی است که عین الفعل آن حرف علّه باشد مانند باعَ ، سارَ ، قامَ

2 – هنگام صرف فعل اجوف تغییراتی در حرف علّله آن باید انجام شود. برای درک بهتر مطلب ابتدا فعل اجوف «قالَ» را صرف می کنیم، سپس از آن نتیجه گیری می کنیم.
ماضی
غایب              1- قال               2- قالا               3- قالوا
                    4- قالتْ              5- قالتا                6- قلن

 مخاطب          7- قلتَ               8-قلتما              9- قلتم
                    10- قلتِ             11- قلتما           12 - قلتن
 

 متکلم             13-قلتُ              14- قلنا

نتیجه 1: در صرف فعل معتل اجوف در زمان ماضی از صیغه جمع مؤنث غایب تا آخر (9صیغه) حرف علّه حذف می شود.

(در زمان ماضی حرف علّه از جمع مؤنث غایب و کل صیغه های مخاطب و صیغه های متکلم حذف می شود)

مضارع
یقول                 تقول
یقولان               تقولان
یقولون               یقلن              

 تقول                 تقولین
تقولان               تقولان
تقولون               تقلن
اقول                   نقولُ
أمر
تقول                    *قل
تقولان                  قولا
تقولون                  قولوا
تقولین                   قولی
تقولان                  قولا
تقلن                      قلن

نتیجه 2 – فعل معتل اجوف در زمان مضارع در دو صیغه جمع مؤنث غایب و جمع مؤنث مخاطب، حرف علّه اش حذف می شود.

نتیجه 3 – فعل معتل اجوف در حالت امری در دو صیغه مفرد مذکر مخاطب و جمع مؤنث مخاطب، حرف عله اش حذف می شود.

3 – فعل اجوف نیز می تواند مانند فعل های صحیح به با های مزید برود، به صیغه های فعل اجوف در دو باب «افعال» و «استفعال» توجه کنید.

باب افعال
ماضی: اقام
مضارع: یُقیمُ
امر : اقم
مصدر: اقامة

باب استفعال
استقام
یستقیم
استقم
استقامة

نتیجه 4 – هر گاه فعل اجوف به باب افعال و استفعال برود، حرف عله در اولین صیغه ماضی : قلب به الف
مضارع : قلب به یاء
امر : حذف می شود
و در مصدر نیز بر وزن اقامة و استقامة می آید.

علی پور دبیر عربی

تمرین
1 – فعل «تابَ» را برای تمام صیغه های زمان ماضی و مضارع صرف کنید.
ماضی
مذکر غایب : (تابَ - تابا- تابوا )                    
مؤنث غایب : (تابتْ - تابتا- تُبْنَ )

مذکر مخاطب:(تُبْتَ - تُبْتما- تُبْتُم )                  مؤنث مخاطب : (تُبْتِ - تُبتُما- تُبْتُنّ )

متکلم : (تُبْتُ - تُبْنا- )
مضارع
مذکر غایب : (یتوبُ - یتوبانِ - یتوبونَ )      
مؤنث غایب :(تتوبُ - تتوبانِ - یَتُبْنَ )

مذکر مخاطب:(تتوبُ - تتوبانِ - تتوبونَ )       مؤنث مخاطب :(تتوبینَ - تتوبانِ- تَتُبْنَ )
متکلم :(أتوبُ نتوبُ)

2 – فعل «ب ی ع» را در حالت امری صرف کنید.
مذکر :                                  مونث
مفرد: بِع                              مفرد: بیعی                                 
مثنی: بِیعا                             مثنی: بِیعا
جمع : بیعوا                        جمع: بِعْنَ

3 – جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.
« ج و ب » : باب افعال و استفعال
باب
ماضی
مضارع
امر
مصدر
افعال
اجاب
یُجیبُ
اجب
اجابة
استفعال
استجاب
یستجیبُ
استجب
استجابة





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : قواعد عربی، اعلال درفعل های معتل اجوف،
لینک های مرتبط :

درس پنجم: فعل ناقص
در این درس فعل معتل« ناقص» را بررسی می کنیم.
1 – اگر حرف سوم از حروف اصلی یک فعل حرف عله باشد، آن فعل را ناقص می نامیم. یا به عبارتی دیگر، فعل ناقص فعلی است که لازم الفعل آن حرف عله باشد مانند هدی، دعا، رَضِیَ
2 – هنگام صرف فعل ناقص تغییراتی در حرف عله آن باید انجام شود. برای درک بهتر مطلب ابتدا فعل های ناقص «هدی» و «خَشِیَ» را صرف می کنیم.
در فعل هَدَی اعلال «قلب به الف» صورت گرفته است یعنی حرف عله تبدیل به الف شده است.

ماضی
                   1-هدی                4- هدَت             7- هدیتَ                10- هدیتِ

                          2-  هدیا                5- هدتا             8- هدیتما               11- هدیتما

                          3- هَدوا                6-هَدینَ            9- هدیتم                 12- هدیتن

                                               13- هدیتُ               14- هدینا

نتیجه 1 : فعل معتل ناقص در زمان ماضی در صیغه های جمع مذکر غایب، مفرد مؤنث غایب و مثنی مؤنث غایب حرف عله اش حذف می شود.
مضارع
                   1-یهدی                4- تهدی             7- تهدی                 10- تهدینَ

                          2-  یهدیان              5- تهدا ن            8- تهدیان                11- تهدیان

                          3- یهَدون                6-یهَدینَ             9- تهدون                 12- تهدین

                                               13- اهدی                           14- نهدی

نتیجه 2 – فعل معتل ناقص در زمان مضارع در صیغه های حمع مذکر غایب ،جمع مذکر مخاطب و مفرد مؤنث مخاطب حرف عله اش حذف می شود.
نتیجه 3 – فعل معتل ناقص در حالت امری مخاطب حرف عله اش در صیغه های مفرد مذکر، مفرد مؤنث و جمع مذکر، حذف می شود.

3 – برخی فعل های ناقص در ماضی به «یاء» و در مضارع» به «الف» ختم می شوند. مانند : رَضِیَ ، خَشیَ، بَقیَ، و نَسِیَ. در صرف ماضی چنین فعل هایی ، حرف عله فقط در صیغه ی جمع مذکر غایب حذف می شود. در صرف مضارع و امری مانند بقیه افعال ناقص می باشند. اکنون به صرف ماضی فعل خَشِیَ توجه کنید:

ماضی
                     1-نسی               4- نسیت         7- نسیتَ          10- نسیتِ

                     2-  نسیا            5- نسیتا          8- نسیتما          11- نسیتما

                    3- نسوا             6-نسیینَ          9- نسیتم            12- نسیتن

                                          13- نسیتُ                 14- نسینا
تمرین درس پنجم :
1 – فعل «ب ق ی » را در زمان ماضی صرف کنید؟در کدام صیغه ها حرف عله حذف شده است؟
ماضی
مذکر غایب : (بَقیَ - بقیا- بَقُوا )                             
مؤنث غایب :(بَقیَتْ - بقیتا- بقینَ )

مذکر مخاطب:(بقِیْتَ - بَقیْتُما- بَقیْتُم )                      مؤنث مخاطب :(بَقِیْتِ - بقیْتُما- بقیْتُنَّ )

متکلم :(بَقِیْتُ - بَقیْنا )
حرف عله فقط در صیغه «جمع مذکر غایب» حذف شده است. چون فعل ماضی «بَقِیَ» از نمونه فعل های ناقصی است که در ماضی به «یاء» و در مضارع به «الف» ختم می شود.

2 – فعل های خواسته شده را بنویسید:
جمع مذکر غایب از «شَفَی» : شَفَوْا
جمع مؤنث غایب از «یَنسی» : تَنْسَیْنَ
مفرد مؤنث غایب از «تَلا» : تَلَتْ
جمع مذکر مخاطب از «یَنْسی» : تَنْسَوْنَ
امر مفرد مذکر مخاطب از « یَعْفُو» : اُعْفُ

3 – در جای خالی فعل با صیغه مناسب بنویسید.
انَّ الصلاةَ .... عن الفَحشاء و الْمُنکر . «یَنهی»
المُسلمونَ ......لآخرته . «یَسعی»
وَ ...... لکُم الْاسلامَ دیناً . «رَضِیَ» متکلم وحده
پاسخ : تَنْهی – یَسْعونَ – رَضِیْتُ





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 درس ششم : ناقص مزید
در این درس فعل معتل ناقص را در باب های مزید بررسی می کنیم.

1 – فعل ناقص در باب های افعال – افتعال – انفعال و استفعال :
به صرف فعل های ناقص در این باب توجه کنید:
« م ض ی » باب افعال : اَمضَی – یُمضِی – إمضاء
«خ ف ی » باب افتعال : اِخْتفَی – یَخْتَفی – اخْتِفاء
« ز و ی » باب انفعال : اِنزَوی – یَنْزوی – اِنزواء
« ع ف و » باب استفعال : اِسْتعفی – یَسْتَعفی – اِسْتعفاء
ملاحظه می کنید که در باب های فوق حرف عله در اولین صیغه ماضی «قلب به الف» شده است و حرف علّه در اولین صیغه مضارع «قلب به یاء » شده است. مصدر باب های فوق از فعل ناقص همواره مختوم به الف محدود ( الف و همزه) است مانند إهداء – ارتضاء – انحناء – استدعاء

2 – فعل ناقص در باب های تفعلی و مفاعلة
به صرف فعل های ناقص در این باب توجه کنید:
«غ ذ و » باب تفعیل : غذَّی – یُغَذّی – تغذیه
« ن ج و » باب مفاعله : ناجی – یُناجی – مناجاة

ملاحظه می کنید که مانند باب های افعال – افتعال – انفال و استفعال حرف عله در اولیه صیغه ماضی «قلب به الف» و در اولین صیغه مضارع «قلب به یاء » شده است. مصدر فعل ناقص در باب تفعیل هم وزن «تربیة » و مصدر فعل ناقص در باب مفاعله هم وزن «ملاقاة » می باشد.

3 – فعل ناقص در باب های تفاعل و تفعّل
به صرف فعل ناقص در این باب ها توجه کنید :
«ل ق ی » باب تفاعل : تلاقَی – یتلاقی – تلاقِی
«ل ق ی » باب تفعّل : تلقّی – یَتَلقّی – تلقّی
ملاحظه می کنید که در این باب ها، حرف عله فعل ناقص در اولین صیغه ماضی «قلب به الف» و در اولین صیغه مضارع «قلب به الف» می شود. مصدر فعل ناقص در این باب ها به یاء ما قبل مکسور ( منقوص) ختم می شود مانند تلاقی – تلَقی – تعالی – تعدّی

4 – هر گاه فعل ناقص به باب های افعال – افتعال – انفعال – استفعال – تفعیل – مفاعلة – تفاعُل و تفعّل برود، حرف عله اش در اولین صیغه امر حذف می شود.

تمرین درس ششم
1 – جدول زیر را کامل کنید :

فعل

الماضی

المضارع

الامر

المصدر

جلی

تجَلّی

یَتَجلی

تَجَلَّ

تَجَلّی

قضی

انقضی

ینقضی

انقض

انقضاء

وصی

وصّی

یُوصّی

وَصّ

توصیه

دعوَ

استدعی

یَستدعی

استدعِ

استدعاء


2 – هر یک از افعال زیر از چه باب مزیدی هستند؟ نوع فعل را نیز مشخص کنید.
اِنتَهی : فعل ماضی از «ن ه ی » در باب انفعال
مجازاة : مصدر از « ج ز ی » در باب مفاعلة
اِهداء : مصدر از « ه د ی » در باب افعال
صَفّ : فعل امر از « ص د ف » در باب تفعیل
تعدّی : فعل ماضی از « ع د و » در باب تفعّل
تلاقَ : فعل امر از « ل ق ی » در باب تفاعل
یَسْتَغْنی : فعل مضارع از «غ ن ی » در باب استفعال
یُناجی : فعل مضارع از «ن ج و » در باب مفاعلة
تعالی : مصدر از « ع ل و » در باب تفاعل

3 – فعل های خواسته شده را بنویسید.
مصدر « ب ق ی » در باب افعال : إبقاء
فعل امر از «ص ل و » در باب تفعیل : صلّ
مصدر « س و ی » در باب مفاعلة : مساواة
فعل امر «ع ل و » در باب تفاعل : تَعالَ
فعل ماضی از «ک ف ی » در باب افتعال : اِکتَفی
مصدر از « ل ق ی » در باب تفعل‌: تلَقّی
فعل ماضی از «د ع و » در باب تفاعل : تداعَی
فعل مضارع از « د ع و » در باب تفاعل : یَتداعی

4 – جای خالی را با فعل مناسب پر کنید.
هِیَ ........فی الصّلاة . (ماضی از ناجَی)
پاسخ : ناجَتْ

اللهم .......علی محمدٍ و آل محمد . (امر از تُصلّی)
پاسخ : صلّ

هُم ..... ربّهُم . (ماضی از ناجی)

پاسخ : ناجُوا





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

درس:هفتم: انواعمفعول
در این درس به بررسی مفعول مطلق و مفعول له می پردازیم

1- مفعول مطلق : مصدر منصوبی است از جنس فعل جمله که به منظور تأکید فعل یابیان نوع آن  بکار می رود 
.هر گاه انجام فعلی نیاز به تأکید و رفع ابهام داشته باشد، مصدر آن فعل به کار می بریم ! به چنین مصادر در زبان عربی «مفعول مطلق» می گویند. به این مثال توجه کنید:
یجتَهِدُ الطّالبُ فی الدّرس : دانش آموز در درس تلاش می کند.
یَجتهِدُ الطّالبُ فی الدّرس  اجتهاداً . دانش آموز در درس مسلماً تلاش می کند
کلمه اجتهاداً در جمله دوم برای تأکیدو اطمینان بیشتر آمده است.

این کلمه مصدر فعل جمله است که به آن مفعول مطلق می گوییم.در این جمله چون مصدر به همراه خود فعل آمده است به آن «مفعول مطلق تأکیدی » می گویند.
پس مفعول مطلق مصدری است منصوب ،از ریشه های فعل خود که بیشتر برای تأکید به کار برده می شود.
«مفعول مطلق تأکیدی» در فارسی معادل کلماتی مانند بی شک، مسلما، یقینا وحتما ومانند آن ترجمه  می شود.
- گاهی مفعول مطلق با کمک کلمه ی بعد از خود،نوع انجام فعل را بیان می کند.
به این نوع مفعول مطلق ، مفعول مطلق نوعی یا بیانی می گویند. به این مثال توجه کنید‌:
- اُذکرواللهَ ذکراً کثیراً . خداوند را بسیار کنید.
گاهی مفعول مطلق به تنهایی و بدون فعل می آید . در این صورت آن را «مفعول مطلق برای فعل محذوف» به این مثال توجه کنید:

صبراً علی الشّدائد . باید در برابر مشکلات شکیبا باشی.
مفعول مطلق برای فعل محذوف

2- مفعول له
اکنون با یکی دیگر از کاربردهای مصدر آشنا می شویم. مصدر می تواند علت و سبب وقوع فعل را بیان کند. به چنین مصادری «مفعول له » یا «مفعولٌ لأجله » می گویند. در ترجمه ی مفعول له می توان از کلماتی مانند برای ، به خاطر ، به جهتِ و ... استفاده کرد.
پس مفعولٌ له مصدری منصوبی است که علت انجام کار بیان می کند و غیر هم ریشه با فعل خوداست  که برای بیان علت وقوع فعل به کار برده می شود مانند : یُصلّی المؤمنُ قُربةً الی الله . مؤمن به خاطر تقرب به خدا نماز می خواند.
یَترَکُ المومنُ المعصیة حیاءً من الله  (مومن معصیت را بخاطر شرم از خدا ترک می کند.

ملاحظه می کنید که فعل عبارات فوق یُصلّی  ویترک می باشند و مفعول له قُربةً  وحیاء است که علت انجام کار رابیان می کند و غیر هم ریشه با فعل است.

تمرین درس هفتم
1 – در عبارات زیر مفعول مطلق و مفعول له را مشخص کنید.
وَ مَن یُطلعِ الله و رسوله فقد فاز فوزاً عظیما .

پاسخ : فوزاً – مفعول مطلق تأکیدی

نَعبُدُ الله شکراً علی نعْمائه .

پاسخ : شکراً - مفعول له

اُطیعُ اُمیّ إکراماً لها .

پاسخ : اکراماً - مفعول له

انّا فتحنا لک فتحاً مبینا ً

پاسخ : فتحاً – مفعول مطلق تأکیدی

حمداً لله علی نعمائه .

پاسخ : حمداً – مفعول مطلق برای فعل محذوف

2 – کدام ترجمه صحیح است؟
و تُحبّونَ المالَ حبّاً حبّاً.
1 – مال و ثروت بسیار را دوست می دارید.
2 – مال و ثروت را بسیار دوست می دارید.
3 – مال و ثروت را به خاطر خود دوست می دارید.
پاسخ :‌2 صحیح است. حبّاً در اینجا مفعول مطلق تأکیدی است و «بسیار» یا «زیاد» ترجمه می شود.

اِفعَل الخیرَ حبّاً فی الخیر.
1 – نیکی را قطعاً انجام بده
2 – نیکی را به خاطر عشق به نیکی انجام بده
3 – نیکی را فراوان انجام بده
پاسخ : 2 صحیح است. حبّاً در اینجا مفعول له است و «به خاطر» ترجمه می شود که علت را بیان کند.

علی پور دبیر عربی





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : قواعد عربی سوم انسانی، انواع مفعول، درس هفتم،
لینک های مرتبط :

درس هشتم : توابع
می دانیم که هر کلمه در جمله نقشی دارد که بر اساس آن اعراب می گیرد. بعضی از کلمات (مانند صفت) تابع اسم ماقبل خود هستند، یعنی اعراب کلمه ما قبل خود را می گیرند. به این کلمات «توابع» می گویند.

توابع عبارتند از:صفت؛معطوف؛بدل؛عطف بیان وتوکید به توضیح آن می پردازیم.

1-صفت :کلمه ای است که خصوصیات و ویژگیهای اسم ماقبل خود را بیان می کند  ودراعراب ومعرفه ونکره بودن تابع ماقبل خود می باشد مانند جاء الرجلُ العالمَ ( رجل صفت وتابع است)

2 – معطوف : بعضی از حروف هستند که کلمه ای که بعد از این حروف قرار می گیرد، از جهت اعراب، تابع ما قبل خود می باشد مانند «و» . به کلمه قبل از این حروف «معطوف علیه» و به کلمه بعد از این «معطوف» می گویند. به این مثال توجه کنید : « وَ مَنْ آیاتِه اللّیلُ و النّهارُ»
در این عبارت کلمه «النهارُ» که بعد از حرف عطف «و» آمده است، اعراب کلمه «اللّیلُ» را گرفته است چون از آن بیعت می کند. «اللّیلُ»‌معطوف الیه و «النهارُ» معطوف می باشد. بعضی از حروف عطف دیگر عبارتند از : فَ (پس) ، ثُمّ ( سپس) ، أم ( یا) و أو (یا) ، بل (بلکه) ، لا (نه ) و .... می باشند.

3 –بدل: اسمی است که قبل از آن، کلمه ای به عنوان مقدمه ، ذکر می شود، در حالی که مقصود اصلی گوینده، همان بدل است. به کلمه ای که به عنوان مقدمه ذکر می شود «مبدل منه» و به کلمه بعدی «مبدل» می گویند.
به این مثال توجه کنید :
اِهدنا الصّراطَ المستقیم صراطَ الّذینَ اَنعَمت علیْهم
بدل ، از جهت اعراب، از مبدل منه تبعیت می کند.

4 – یکی دیگر از توابع «عطف بیان» است. به اسم های جامدی که کلمات ماقبل خود را توضیح می دهند «عطف بیان می گویند. «عطف بیان» بیشتر در موارد زیر به کار برده می شود:
1 – اسم جامد معرفه به «ال» بعد از اشاره مانند اُوحی الیّ هذا القرآنَ .(اسم اشاره و عطف بیان)
2 – برای «ابن» و «بنت» بین دو اسم مانند و آتینا عیسی ابن(عطف بیان) مریمَ البیّنات . 

5 – گاه برای تثبیت مطلبی در ذهن شنونده و برطرف کردن شک و تردید آن را تکرار می کنیم، چنین اسلوبی «تأکید » نامیده می شود. به نوعی تأکید که لفظی عیناً تکرار می شود «تأکید لفظی» می گویند. در این حالت کلمه اور را مؤکّد (تأکید شده) و کلمه دوم را مؤکد (تأکید کننده) می نامند. مانند :
جاءَ الحَقّ ، الْحَقُّ (تاکید لفظی)
کلمه «کُلّ» نیز می تواند به عنوان «مؤکد» کلمه ماقبل خود را مورد تأکید قرار دهد.

در این صورت کل به ضمیری متصل است که به «مؤکّد» برمی گردد. به چنین تأکیدی «تأکید معنوی» می گویند ، مانند :
رَاَیتُ المُعلّماتِ کُلّهُنّ (تاکید معنوی) «ضمیر هُنّ» به موکّد بر می گردد.

تمرین درس هشتم :
1 – چه نوع تأکید در عبارت زیر به کار رفته است ؟ مؤکّد و مؤکد را مشخص کنید.
و لله غیْبُ السّماوات و الارضِ و الیهِ یَرجعُ الأمرُ(مؤکّ) کلّه.(مؤکّد)
پاسخ : تأکیدی معنوی چون از کلمه کل استفاده شده است.

وَ السّابقون‌َ (مؤکد)السّابقونَ (موکد) اولئکَ الْمُقرّبون .
پاسخ : تأکید لفظی ، چون کلمه السابقونَ لفظی عیناً تکرار شده است.

2 – در عبارت زیر حرف عطف و تابع را پیدا کنید، معطوف و معطوف علیه را مشخص کنید. ولله غیبُ السمواتِ و الارضِ
پاسخ : حرف عطف «و» در این عبارت به کار رفته است. «الارضِ» از جهت اعراب از «السّماواتِ» تبعیت می کند. «السّماواتِ» معطوف علیه و «الارضِ» معطوف می باشد.

3 – در عبارت زیر کدامیک از توابع وجود دارد؟
انّ هذاالقرآنَ ( عطف بیان) یَهدی للّتی هیَ اقْوَمُ.
پاسخ : عطف بیان ، کلمه قرآن معرفه به «ال» می باشد و قبل از آن اسم اشاره هذا به کار رفته است. بنابراین کلمه «القرآنَ» عطف بیان است و از جهت اعراب از «هذا» تبعیت می کند.

علی پور دبیر عربی





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : توابع، صفت ؛بدل؛معطوف،
لینک های مرتبط :

درس نهم  :حال
به جملات زیرتوجه کنید:

1-دَخل آلتلمیذُ فی الصفِ مسروراً                                  2-یَعیشُ المومنُ فی الدنیا قانعاً

3-شاهَدتَ التلمیذاتِ مبتَسماتٍ                                      4-جاء الأنبیاءُ مبشرینَ

6-ذَهبَ علیٌّ الی المرسة یَقرَأُ الکتابَ                             6-دَخلَ المعلم وبیده کتابٌ

 

حال : کلمه (یا جمله ای)ای است که حالت و چگونگی اسم هایی از قبیل فاعل یا مفعول را بیان می کنند. و

 به فاعل و مفعول و ... که حالت آن ها بیان می شود، صاحب حال( ذوالحال) گفته می شود.
صاحب حال معمولاً معرفه است.

«حال» معمولاً اسمی, مشتق، نکره و منصوب است. «حال مفرد» باید در جنس (مذکر و مؤنث بود) و عدد (مفرد ، مثنی یا جمع بودن) با صاحب حال، مطابقت کند.
اکنون به مثال زیر توجه کنید:
جاءَ التّلمیذُ(صاحب حال) مُسْتعجلاً (حال) . دانش آموز شتابان(حال) آمد.
در این مثال کلمه « مستعجلاً» چگونگی اسم «التّلمیذُ» را توصیف می کند. به این کلمه «حال» می گویند. «حال» نکره ، منصوب و مشتق است و از نظر جنس و عدد با صاحب حال مطابقت می کند.

به یک مثال دیگر توجه کنید:
رأَیتُ الطّفلَ(صاحب حال) لاعبا(حال) فی الحدیقة. کودک را در حال بازی در باغ دیدم.
رأیتُ الطّفلان(صاحب حال) لاعبانِ(حال) فی الحدیقةِ . دو کودک را در حال بازی در باغ دیدم.
در این دو جمله ، ملاحظه می کنید که حال از نظر جنس و عدد با صاحب حال مطابقت دارد.

حال دونوع است

1- حال مفرد که یک کلمه است مانندمثال های 1و2و3و4

2-حال جمله :کل جمله بیانگر حالت فاعل یامفعول و...می باشد

پس حال ، نیز می تواند مانند «خبر» به صورت «مفرد» (غیرجمله) و یا جمله ( اسمیه و فعلیه) بیاید. «حال» اگر جمله اسمیه باشد، معمولاً همراه «واوی» می آید که آن را «واو حالیه» می نامیم. به مثال های زیر توجه کنید.
راَیتُ الطّفلَ یَلعبُ فی الحدیقة .
کودک را دیدم که در حیاط بازی می کند.
در این مثال کلمه «یَلعبُ» همان نقش حال را دارد چون چگونگی و حالت«الطّفل» را بیان می کند. در این مثال «حال» به صورت جمله فعلیه است.

راَیتُ الطّفلَ وهُوَ لاعبُ فی الحدیقة .
کودک را دیدم و او در حال بازی در حیاط است.
در این مثال حرف واو ((واو حالیه است جمله «هو لاعبٌ» نقش حال را دارد چون چگونگی و حالت اسم «الطّفل» را بیان می کند. در این مثال «حال» به صورت جمله اسمیه است که همراه «واو حالیه» آمده است.

تمرین درس نهم :
1 – در عبارات زیر حال و صاحب حال را مشخص کنید. نوع حال را نیز مشخص کنید.

الف) راَیْتُ نظرتِ الماءِ ..... مِن مرتَفَعٍ علی صخرةٍ . (یَسقُطُ – تَسقُطُ – یَسقُطُون)
ب) وَعَدَ اللهُ المؤمنینَ و المؤمناتِ جناتٍ ... من تحتها الانهارُ .( یَجْری – تَجْری – یَجرونَ)
ج) راَیْتُ التّلمیذةً ..... الی المدرسة . (ماشیٌ – ماشیاً – ما شیةً)
د) وصلتِ المسافرتانِ ..... (سالمینِ – سالماتِ – سالمتَیْنِ)
پاسخ :
الف) تَسْقُطُ (جمله فعلیه) – صاحب حال «قطراتِ»
ب) تجریٍ (جمله فعلیه) – صاحب حال «جناتٍ»
ج) ماشیتاً (خبر مفرد) – صاحب حال «التلمیذةً»
د) سالمتَیْنِ (خبر مفرد) – صاحب حال «المسافرتانِ»

علی پور دبیر عربی





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : حال مفرد وحال جمله، انواع حال، درس نهم حال وانواع آن،
لینک های مرتبط :

درس دهم  :تمییز
به این دو جمله توجه کنید

1-تَقَدَّمَ التلمیذُ درساً                       2-اِشتریتُ مترینِ قماشاً

در این درس با «تمییز» و دو مورد از کاربردهای آن آشنا می شویم.
1 – در جملات، علاوه بر نقش های اصلی ، (فعل ، فاعل ، مبتدا و خبر) نقش هایی وجود دارند که ابهام کلمات ما قبل خود را برطرف می کنند.که  یکی ازاین نقش ها که هدفش برطرف کردن ابهام کلمات یا جملات است، نقش «تمییز» می باشد. «تمییز» گاهی ابهام را از یک اسم  (مثال 2)و گاهی ابهام را از یک جمله(مثال 1) برطرف می کند.

در زیر با کاربردهای تمییزبیشتر آشنا می شویم.

2 – به کلماتی که پس از وزن، مساحت ، پیمانه و عدد؛ می آیند و ابهام آن ها را برطرف می کنند، «تمییز مفرد» می گویند. در زیر مثال هایی از تمییز مفرد می آوریم
3 – گاهی تمییز برای رفع ابهام موجود در جمله به کار می رود. به این نوع تمییز «تمییز جمله» (نسبت) می گویند. در زیر مثال هایی از تمییز جمله می آوریم:
أنا اَکثَرُ منکَ شُکراً(تمییز جمله) . من از تو سپاسگزارتر هستم
هُوَ اکثَرُ منکَ جُهداً (تمییز جمله) او از تو کوشاتر است
فَجّر اللهُ الارضَ عُیُوناً(تمییز جمله) خداوند چشم های زمین را روشن کرد

4 – تمییز نسبت (تمییز جمله) می تواند در اصل ، یکی از نقش های فاعل، مفعول یا مبتدا را داشته باشد. به مثال های زیر توجه کنید:
فجّراللهُ عیونَ(تمییز جمله) الارضِ : فجّراللهُ الارضَ عیونا(تمییز جمله)
ملاحظه می کنید که تمییز در اصل مفعول بوده است زیرا فعل جمله متعدی است.

صبْرُ(مبتدا) المؤمنِ اکثرُ منَ الاخرین : المؤمنُ اَکْثَرُ صبراً(تمییز جمله) من الآخرین.
ملاحظه می کنید که تمییز در اصل مبتدا بوده است زیرا جمله اسمیه است.

5 – معمولاً در جمله اسمیه «تمییز» در اصل مبتدا بوده است.

6 – معمولاً اگر فعل جمله لازم باشد «تمییز» در اصل فاعل بوده است.

7 – معمولاً اگر فعل جمله متعدی باشد «تمییز» در اصل مفعول بوده است.

تمرین درس دهم :
1 – در عبارت زیر «تمییز» را مشخص کنید.
هُوَ اکثرُ منّی صبراً .
صبراً :‌تمییز، منصوب ، تمییز همراه اسم تفضیل «اکثر» آمده است و در اصل مبتدا بوده است.

الْعُلماءُ اجلُّ الناسِ قدراً
قدراً :‌تمییز ، منصوب ، تمییز همراه اسم تفضیل اجلّ آمده است و در اصل « مبتدا» بوده است.

اَعظمُ العبادةِ اَجراً اخفاها .
اجراً : تمییز، منصوب ، جمله اسمیه و تمییز در اصل «مبتدا» بوده است.

لا تُقِمِ الصّلاةَ متکاسلاً .
این جمله تمییز ندارد. متکاسلاً حال مفرد است منصوب

فَمَن یعْمل مثقالُ ذرّةٍ خیراً یرَهُ .
خیراً :‌تمیز است چون بعد از وزن «مثقال» آمده است.

2 – در کدام یک از عبارات زیر تمییز مفرد وجود دارد؟
رَاَیتُ اَحدَ عشَرَ کوکباً .
کوکباً : تمییز مفرد ، منصوب چون بعد از «عدد» آمده است.

بِعْتُ هکتاراً ارضاً .
ارضاً : تمییز مفرد ، منصوب، چون بعد از مساحت «هکتار» آمده است.

المؤمنُ اکثرُ صبراً من الاخرین .
تمییز مفرد ندارد. صبراً :‌تمییز جمله ( تمییز نسبت) است. صبر در اصل مبتدا بوده است چون جمله اسمیه است.

انّ عدّةَ الشُّهور عنداللهِ اثْنا عشر شهراً .
شهراً : تمییر مفرد، منصوب، چون بعد از «عدد» آمده است.

کان رسول الله (ص) اصْدقَ الناس لهجةً .
تمییز مفرد ندارد. لهجهً :‌تمییز جمله (تمییزنسبت ) است.

علی پور دبیر عربی





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : تمییز وانواع تمییز، قواعد درس دهم سوم انسانی،
لینک های مرتبط :

درس دوازدهم : مُستثنی
به این دومثال توجه کنید:

1-حَضر التلامیذُ فی الصف الا محمداَ           2-ماکَتَبتُ الا العربیة

 «مُستثنی» اسمی است که به وسیله الا از حکم ماقبل آن خارج می شود ودونوع است 1- مستثنی منصوب 2- مستثنی مفرّغ 

 توضیح بیشتر

1 – به اسلوب وجمله ای که در آن ، کسی یا چیزی، از حکم ماقبل جدا  شود.اسلوب استثناء  گویند. مهمترین ادوات استثناء «إلاّ» می باشد. به این مثال توجه کنید:
اَذهبُ کلّ یومٍ الی المدرسة الاّ الْجُمعَةَ . هر روز به مدرسه می روم به جر جمعه
در مثال فوق روز جمعه، از بقیه روزها، جدا شده است. کلمه الجمعه بعد از «الاّ» قرار گرفته است.

2 – به کلمه ای که بعد از «الاّ» می آید «مُستثنی» و به کلمه ای که مستثنی از آن جدا می شود و قبل از «الاّ» درباره ی آن حرف زدیم «مستثنی منه» می گویند. به یک مثال دیگر توجه کنید:
فَسَجَدَ الملائکةُ کُلُّهُم اجْمعونَ الا ابلیس .
پس همه فرشتگان سجده کردند به جز شیطان
الملائکةُ: مستثنی منه
الا : ادات استثنا
ابلیس: مستثنی

3 - «مستثنی منه» می تواند در جمله نقش فاعل ، مفعول ، خبر و ... را داشته باشد و اعراب خودش را داشته باشد اما «مستثنی» غالباً از جهت اعراب «منصوب» است.

4 – گاهی اوقات «مستثنی منه» در جمله ذکر نمی شود، به عبارتی که در آن «مستثنی منه» ذکر نشده باشد «مستثنی مفرّغ» می گویند. چنین عبارتی غالباً با «ادوات نفی» و یا «استفهام» همراه است. در استثنای مفرّغ، چون مستثنی منه ذکر نشده است، مستثنی مطابق با نقشی که در جمله پیدا می کند. (با فرض نبودن «الاّ» درجمله) اعراب می گیرد. به این عبارات توجه کنید.

حضرَ الطّلابُ الاّ علیاً . دانشجویان حاضر شدند به جز علی
الطّلابُ: مستثنی منه
الاّ: ادات استثنا
علیاً:مستثنی(منصوب)

ما حضَرَ الاّ علیٌّ . کسی حاضر نشد به جز علی
ما: حرف نفی
الا: ادات استثنا
علیٌّ :مستثنی فاعل و مرفوع

در عبارت دوم مستثنی منه ذکر نشده است پس استثنا «مفرّغ» است و علیٌ چون نقش فاعل را دارد «مرفوع» شده است.
اکنون به چند مثال دیگر از استثنای مفرّغ توجه کنید.
ما جاءَ الا اخوکَ
ما: حرف نفی
الا: ادات استثنا
اخو:مستثنی مفرّغ (فاعل و مرفوع)

لا تَقُلْ الا الحقّ
لا:  حرف نفی
الا: ادات استثنا
الحقّ:مستثنی مفرّغ(مفعول ومنصوب)

هل جزاءُ الاحسانِ الا الاحسانُ.
هل: حرف استفهام
جزاءُ:  مبتدا ومرفوع
الا: ادات استثنا
الاحسانُ:مستثنی مفرّغ(خبر ومرفوع)

در این مثال ها ملاحظه می کنید که «مستثنی منه» ذکر نشده است و استثنا «مفرّغ» است. پس «مستثنی» با توجه به نقشی که در جمله (بدون در نظرگرفتن الا) دارد اعراب می گیرد.

5 – با توجه به مبحث استثناء در می یابیم که :
استثناء دارای سه رکن است : «مستثنی منه» ، «ادات استثناء» و «مستثناء» که گاهی مستثنی منه در عبارت ذکر نمی شود و در این صورت استثنا «مفرّغ» است.

تمرین درس دوازدهم
1 – پاسخ صحیح را انتخاب کن.
لا اَعبُدُ الاّ ..... (اللهُ – اللهَ – اللهِ )
پاسخ : اللهَ – مستثنای مفرغ – مفعول و منصوب است.

جاءَ التّلامیذُ الاّ ......(محمدٌ – محمداً – محمدٍ)
پاسخ : محمداً – مستثنا و منصوب است.

اکتُب التّمریناتِ الاّ .......الاخیر. (تمرینَ – تمرینِ – تمرینُ)
پاسخ : تمرینَ – مستثنا و منصوب است.

لا یُساعِدُ الْجملَ علی السّیرِ الا ........ (السّنامُ – السّنامِ – السّنامَ)
پاسخ : السّنامُ – مستثنای مفرغ – فاعل و مرفوع است

2 – در عبارات زیر مستثنی ، مستثنی منه و ادات استثناء، نفی و استفهام را مشخص کن. لا یُصلِحُ الرّعیّة الاّ العَدْلُ .
پاسخ :‌العدلُ فاعل و مرفوع است
الاّ : ادات استثنا – لا :‌ادات نفی

قَراتُ الدّروسَ فی العُطلةِ الا الدرسَ الاَخیرَ.
الدّروسَ:مستثنی منه
الا:ادات استثنا
الدرسَ : مستثنی(منصوب)

لا اکراهَ فی الدّین.
(استثنا وجود ندارد)

لَیْسَ القَصدُ الاّ الحَقّ.
(مستثنی منه ذکر نشده است)
الحَقّ: مستثنای مفرغ

جاءَتْ الطّالباتُ فی المدرسة الاّ زینبَ
الطّالباتُ: مستثنی منه(فاعل)
الاّ : ادات استثنا
زینبَ: مستثنی (منصوب)

علی پور دبیر عربی





نوع مطلب : قواعد عربی سوم دبیرستان رشته انسانی، 
برچسب ها : متن وترجمه عربی3 انسانی، مستثنی ؛انواع مستثنی واعراب مستثنی، درس دوازدهم عربی سوم انسانی،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

اعمال شبهای قدر به صورت مختصر 1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند 2-دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد. 3-قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد. 4-مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ. ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ ده مرتبه: بِعلیٍّ ده مرتبه: بِفاطِمَةَ ده مرتبه: بِالحَسَنِ ده مرتبه: بِالحُسَین ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ ده مرتبه: بِالحُجَّةِ. پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن. 5-زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است. 6-احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد. 7-صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند 8-این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ

مبادا لیله القدرت سرآید گنه بر ناله ام افزون تر آید مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد شبی است که «لیلة البراتش» خوانند: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند شبهای قدر امد وتقدیر وسرنوشت

پاسخ به شبهات

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

امشب تمام آینه ها را صدا کنید گاه اجابت است رو به سوی خداکنید ای دوستان آبرودار در نزد حق درنیمه شب قدرمرا هم دعا کنید چون نامه جرم ما به هم پیچیدند بردند به دیوان عمل سنجیدند بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را به محبت علی(ع)بخشیدند برای سلامتی و تعجیل فرج و ظهور آقا امام زمان (عج) دعاکنید

مبادا لیله القدرت سرآید گنه بر ناله ام افزون تر آید مبادا ماه تو پایان پذیرد ولی این بنده ات سامان نگیرد شبی است که «لیلة البراتش» خوانند: دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند شبهای قدر امد وتقدیر وسرنوشت

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •