تبلیغات

عربی دبیرستان - قواعد عربی چهارم انسانی درس سوم
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها

قواعد درس 3، معرفه و نكره

اسم معرفه ( اسم شناخته شده) است یا نكره (اسم شناخته نشده)
اسم های معرفه به شش دسته تقسیم می شوند:

1. العِلم :به اسمی که برفردیاشیءویا مکان خاصی دلالت کند اسم علم(خاص)گویند
2. الاشارة : کلماتی که برای اشره کردن بکار می روند مانند هذا هذه ذلک وتلک و..اسم اشاره گویند
3. الضمیر:کلماتی که به جای اسم قرار می گیرندوازتکرارآن جلوگیری می کنند مانند هو هما هم و...
4. الموصول:به کلماتی مانند الّذی الّتی الّذین اللاتی و...اسم موصول گویند
5. المعرّف بأل: هرکلمه واسم که (ال)بگیرد معرفه بِال می گویند مانند الرجل    الکتاب و الـ...
6.
المعرّف بالاضافة ( مضاف):اسم نکره ای که به یک اسم معرفه اضافه شودوبوسیله آن معرفه گردد معرفه به اضافه گویند

مانند:کتاب المعلم             باب المدرسه 

نكته ها :

1 – اسم علَم انواعی دارد كه یكی از آنها «كُنیه» است و كنیه آن است كه همراه «أب» یا «أم» باشد. مانند : ابوالحسن (پدرنیكی) امّ البنین (مادر بچه ها) ، یكی دیگر از انواع اسم عَلَم «لقب» می باشد كه از آن مدح (تعریف) یا ذم (سرزنش) ادراك می شود،مانند : زین العابدین (مدح : زینت عبادت كنندگان) ، حمّالة الحَطَب (ذمّ : حمل كننده ی هیزم ، لقب همسر ابوجهل است)
2 – همچنین است ، اسم علم به «مفرد» و «مركب» تقسیم می شود كه مركب اضافی ( مضاف و مضاف الیه) شایع تر ا ست، مانند :‌سعید، احمد (مفرد) عبدالله ، عبدالشّمس (مركب اضافی)
3 – برای اشاره به «جمع غیرعاقل» از «هذه» یا «تلك» استفاده می كنیم، مانند هذه اشجارٌ ، تلك بُیُوتٌ.
4 – اسم موصول نیاز به «جمله ی جدید» دارد تا معنایش با آن كامل شود و در آن جمله «جمله ی صله» می نامیم، مانند:كَتَبْتُ وظائفی الّتی أمَرَتْنی المعلمة بها :
اسم موصول / جمله صله
5 – واجب است كه در جمله ی صله ضمیری وجود داشته باشد كه آن ضمیر از نظر جنس و عدد مطابق با موصول باشد. این ضمیر «عائد صله» بازگشت كننده به موصول) نامیده می شود و این ضمیر یا ذكر می شود یا محذوف است مانند :
هو الذی أرْسل رسُولَه بالهُدی : ضمیر (به) عائد صله است كه از نظر جنس و عدد مطابق با موصول است.
اسم های علم (خاص) حتی اگر تنوین بگیرند معرفه هستند، مثل : حمیدٌ – سعیدٌ و ...

برای ترجمه درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

الدرس الثالث : درس سوم ((مَن یَمْتَطى الْمَجْدَ؟ : چه كسی به بزرگواری دست می یابد؟ ))

لا یَمْتَطى الْمَجدَ مَن لم یركَبِ الخَطرا و لایَنالُ العُلی مَنْ قَدّمَ الْحَذرا ·

هركسی كه خطر را نپذیرد، به بزرگواری نمی رسد وهرکسی که احتیاط را در پیش گیرد به مقام بلند نمی رسد

لابُدّ للشَّهدِ مِنْ نَحْلٍ یُمَنِّعُه لا یَجْتَنـی النَّفْعَ مَن لم یَحْمِلِ الضَّرَرا · ناچار برای بدست آوردن عسل زنبوری است كه مانع آن می شود كسی كه ضرر را متحمل نشود، سودی را به دست نمی آورد.

لا یُبْلَغُ السُّؤْلُ إلّا بعدَ مُؤْلِمَةٍ و لا یَتِمُّ الْمُنَى إلاّ لِمَن صَبَرا ·

نیاز برآورده نمی شود مگر بعد از تحمل رنج و سختی وآرزو برآورده نمی شود جز برای كسی كه صبر داشته باشد.

و أحْزَمُ الناسِ مَن لوماتَ مِن ظَمَأ لا یَقْرَبُ الوِرْدَ حتّی یَعْرِفَ الصَّدَرا · دوراندیش ترین مردم كسی است كه اگر از تشنگی بمیردبه آبشخور نزدیك نمی شود تا زمانی كه محلّ بازگشت از آبشخور را بداند.

و أغْزَرُ النّاسِ عقلاً مَن إذا نظرتْ عیناه أمْراً غَدا بِالغیرِ مُعتبرا ·

عاقلترین مردم كسی است كه وقتی چشمهایش به چیزی نگریست از كار دیگران عبرت گیرنده باشد .

فقد یقال عِثارُ الرِّجْلِ إن عَثَرَتْ و لا یُقالُ عِثارُ الرأىِ إن عَثرا ·

اگر پا بلغزد، لغزشِ پا گفته می شود ولی اندیشه و فكر اگر بلغزد، لرزش فكر گفته نمی شود .

من دَبّر العیشَ بالآراءِ دام له صَفْواً و جاءَ الیه الْخَطْبُ مُعتذرا ·

هر کسی که درزندگی با فكروعقیده چاره اندیشی كندزندگی همواره با خوشی برایش ادامه می یابدو گرفتاری باعذرخواهی نزد او می آید.

و لا یَنالُ العُلی إلاّفَتىً شَرُفَتْ خِلالُه فأطاعَ الدهرُ ما أمَرا به بزرگی نمی رسد مگر جوانمردی كه خوی های او شرافتمندانه گرددپس آنچه را كه دستور دهد روزگار از آن اطاعت می كند.




نوع مطلب : قواعد عربی چهارم دبیرستان، 
برچسب ها : معرفه ونکره،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

بعد یک سال بهار آمده می بینی که باز تکرار به بار آمده می بینی که سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده می بینی که آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده می بینی که حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده می بینی که غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده می بینی که

چه غم وقتی جهان از عشـــــق نامی تازه می گیرد از این بی آبرویی نــــام ما آوازه می گیرد من از خوش باوری در پیــله ی خود فکر می کردم خدا دارد فقط صبــــر مرا اندازه می گیرد به روی ما به شرط بنــــدگی در می گشاید عشق عجب داروغـه ای! باج سر دروازه می گیرد چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی کتابی را که از خون جگر شیــرازه می گیرد ملال آورتر از تکــــــــرار رنجی نیست در عالم نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است کره اسب از نجابت در پی مادر رود کره خر از خریت پیش پای مادر است آهن و فولاد از یک کوره میایند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان ! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ! تو واجب را بجا آور رها کن مستحب ها را دلیل دل خوشی هایم ! چه بغرنج است دنیایم ! چرا باید چنین باشد ؟... نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

مایــه اصـل و نســب در گردش دوران زر است متصل خون می خورد چوبـی که صاحـب جوهر است آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون آن یکـی شمشــیر گـردد آن دگـر نعل خـر است دود اگــر بالا نشیند کسر شــاءن شعله نیست روی دریـا خـس نشـیند قعـر دریا گوهـر است نا نجیبـی گـر کـه دارد رخت و دارائی و زور چون جوان ماند زیـرش اسـب و بالایـش خر است گر نـا کسـی از کسـی بالا بشیند عـیـب نیست جای چشـم ابــرو نگیرد گر چه او بالاتر است کـره اسـب از نجـابـت در تـعـاقــب مـی رود کـره خـر از خـریـت پیـش پیـشء مــادر است شـسـت و شـاهد هـر دو دعـوی بزرگی می کنند پـس چـرا انـگشـت کـوچـک لایـق انگشــتر است شعـر سنجان جـان فـدای شـعـر سازان میکنند دخـتر هـرکـس وجید است هـفـت چنگی شوهر است سـعدیـا عیـب خود گـو و عیـب مردم کـم بگو هـر کـه عیـب خـود بگـوید از همه بالاتر است

عربی دبیرستان

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •