تبلیغات
عربی دبیرستان - متن و ترجمه درس چهارم عربی 2

متن و ترجمه درس چهارم عربی 2

اَلدَّرسُ الرّابع : جُمال الْعلم : (( زیبایـﯽ دانش))

اِعتَزِلْ ذِكْرَ الأغانـى و الْغَزَلْ و قُلِ الْفَصْلَ و جانِبْ مَنْ هَزَلْ

از خواندن آهنگ و لهو و لعب دورﻯ كن سخن حق رابگو و از بیهوده گویان بدور باش

وَ اتَّقِ اللّهَ فَتَقْوَی اللّهِ ما جاوَرَتْ قلْبَ امْرِئٍ إلّاوَصَلْ

تقـواﻯ خـدا پیشـه كن ، كه تقــواﻯ خــــدا با قلب هیچكس همسایه نشد مگر اینكه به آن رسید ( و دست پیدا كرد )

لَیْسَ مَنْ یَقْطَعُ طُرْقاً بَطَلا إنَّما مَنْ یَتَّقى اللّهَ الْبَطَلْ

كسـﯽ كه راهــزنـﯽ مـﯽ كند شجاع نیست ( بلكه ) شجاع كسـﯽ است كه تقواﻯ خدا پیشه كند

أین نِمرودُ و كَنْعانُ و مَنْ مَلَكَ الأرضَ و وَلَّـی و عَزَلْ؟!

كـجـایـنـد نـمـــرود و كـنــعــان و آنــكــه بر زمــیـن پادشاه شد و حكم كرد و بر كنار نمود

اُطْلُبِ الْعلمَ و لاتَكْسَلْ فما أبْعَدَ الْخیـرَ علـی أهلِ الكَسَلْ!

عــلـم را بـجـو و تـنـبــلـــﯽ مــكــن ، كه خیر و خوبـﯽ از افراد تنبل دور است ( چه ، دور است خیر بر تنبلان)

وَاهْجُرِ النَّوْمَ و حَصِّلْهُ فمَن یَعْرِفِ الْمطلوبَ یَحْقِرْ ما بَذَلْ

خواب را ترك كن و آن را ( علم ) را بدست آور ، پس هر كه هدفش را بشناسد ، هر تلاشـﯽ را که انجام دهد کوچک می شمارد

فـى ازْدیادِ الْعلمِ إرْغامُ الْعِدَی و جَمالُ الْعلمِ إصلاحُ الْعَمَلْ

با افزایش دانش است كه مـﯽ توان بینـﯽ دشمن را به خاك مالید زیـبـایــــــــﯽ دانــش ، اصــــلاح عــــمـــــل اســـــــــــــــت

لا تَقُلْ أصلى و فَصْلى أبداً إنَّما أصلُ الْفَتی ما قَدْ حَصَلْ

هرگز نگو اصل ونسب من کیست حقیقتا اصل وحقیقت آدمی به چیزی است که کسب کرده است.

قیمةُ الإنسانِ ما یُحْسِنُهُ أكْثـرَ الإنسانُ منه أمْ أقَـلّ

ارزش انسان به چیزی است که آن راخوب انجام دهد , چه انسان ازآن کم یا زیاد انجام دهد.

قَصِّرِ الآمالَ فـﻰ الدّنیا تَفُـزْ فَدلیلُ الْعقلِ تَقصیـرُ الأمَـلْ

آرزوهارا دردنیا کم کن تارستگارشوی پس دلیل عاقل بودن کم کردن آرزوهاست





موضوع: عربی دوم دبیرستان کلیه رشته ها،
[ پنجشنبه 15 خرداد 1393 ] [ 12:16 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین