تبلیغات
عربی دبیرستان - قواعد درس دوم عربی 4انسانی

قواعد درس دوم عربی 4انسانی

قواعد درس دوم : جامد و مشتق 
اسم جامد: اسمی است كه از كلمه ی دیگری ( فعل )گرفته نشده باشدودارای ریشه فعل نیست .
مانند :‌القلم ، البیت
اسم مشتق : كلمه ای است كه از كلمه ی دیگری گرفته شده باشد ودارای ریشه فعل است(به فعل منتهی می شود). مانند : مسجد(سَجَدَ) ،مفتاح (فتحَ)، المعلم(عَلمَ)، و اسم مشتق در اصطلاح آن است كه دارای معنای وصفی بوده و ریشه ی فعلی داشته باشد. مانند : عالم، علیم,اعلم,معلوم,علامه و.... 
اسم جامد  :  دو نوع است
الف)مصدری : تمام مصدرها، ثلاثی مزید و مجرد ، رباعی مجرد و مزید ، جامد مصدری اند و جامد مصدری یعنی امكان ساختن اسم مشتق از آن وجود داشته باشد. مانند :‌علم (عالم) ، اجتهاد(مجتهد) ، نصر (ناصر)
ب) غیرمصدری : جامد غیرمصدری آن است كه امكان ساختن اسم مشتق از آن وجود ندارد، مانند :البیت ، الدّار ، القَلَم . 
انواع اسم های مشتق : 
1- اسم فاعل : ناصر ، ضارب (ثلاثی مجرد) ، معلّم ، مجتهد( ثلاثی مزید)
2- اسم مفعول :منصور، مضروب (ثلاثی مجرد) ، مُرْسل ، مؤدّب ( ثلاثی مزید)
3-اسم مكان :مسْجد، مَعْبد، مشْهد
4-اسم زمان : مغْرب، موْعد، مشرق
5-صفت مشبهه :‌وزن های مختلفی دارد مانند : فَعَل (حَسَن) ، فعیل (كریم)، فَعلان (كسلان) ، فَعل (عذْب)
6- اسم مبالغه : وزن های مختلفی دارد. فعّال (جبّار) ، فعیل ( صدّیق) ، فَعِل (مظنِ)، فَعول (رؤف)
7-اسم تفضیل : در مذكر بر وزن «أفْعل» اكبر و در مؤنث بر وزن «فُعْلی» (كبری) می آید.
8-اسم آلت : برسه وزن می آید، مفْعل، مفْعلة ، مفْعال : مبْرد (سوهان) ، مكْنستة (جارو) ، مفتاح (كلید)
نكته ها 
1- هر اسم فاعل یا مفعولی كه معنای آن بر ثبوت و پایداری دلالت كند  صفت مشبهه است مانند

: «مالك یوم الدین» «المؤمِنُ طاهِرُ القلب و محمود العَمَل»
2- صفت مشبهه اگر بر رنگ و عیب دلالت كند در مذكر بر وزن «اَفْعل» و در مؤنث بر وزن «فعلاء» می آید .

مانند :رنگ ? اَحْمَر(سرخ) أبیَض – بیْضاء (سفید)
عیب ? اَعْرجْ ? عرجاء (لنگ) أَعْوج – عوجاء (كج)
3- شرط اسم تفضیل آن است كه از فعل ثلاثی مجرد معلومی باشد كه بر رنگ و عیب دلالت نكند

. مانند : اَعْلَمْ (داناتر)أَفْضَل ( فاضل تر)
وقتی كه یكی از شرایط را نداشته باشد مصدر منصوب به آن به عنوان تمییز بعد از «اشدّ» و «اكثر»و«اقلّ» و مانند آنها می آید.

اکثر اجتهاداً  یا اقلّ  و

مصدر منصوبی كه بعد از اسم های تفضیل بیاید ، معمولاً تمییز است مانند :
هُوَ اَشّدُّ اجتهاداً ؟ او مجتهدتر است
هذا اكثَر سَوادأ ؟ این سیاه تر است.
اَنْتَ اقلَّ مَرَضاً ؟ مریضی تو كمتر است.

تمرین های درس دوم

 تمرینُ اول 
1- اسم های جامد و مشتق را در عبارت زیر معین كن.
1-هواللهُ الخالق البارِیُ المصوّر لَهُ الاسماءُ الحُسْنی
 .
الله جامد غیر مصدری 
الخالق : مشتق ، اسم فاعل
الباری : مشتق ، اسم فاعل 
المصوّر : مشتق ، اسم فاعل 
الاسماء : جمع « الاسم» جامد غیر مصدری 
الحُسْنی : اسم تفضیل
2- العذابُ الآخرة أكْبَرُ لو كانوا یعلمون  

عذاب : جامد غیر مصدری
الآخرة : مشتق ، اسم فاعل 
أَكْبَر : مشتق اسم تفضیل 
3- فَویْلُ للْقاسیة قلوبهم من ذكر الله، اولئك فی ضلال مبین .
ویلٌ :جامد غیر مصدری 
القاسیه : مشتق ، اسم فاعل قلب، جامد غیرمصدری 
ذكر :جامد مصدری 
الله :‌جامد غیرمصدری 
ضلال، جامد مصدری – مبین : مشتق ، اسم فاعل
4- مصاحبة الابرار تُوجبُ الشرف و مصاحبةُ الاشرار توُجبُ التلّف
مصاحبة : جامد مصدری ، الابرار :‌جمع «البّر» صفت مشبهه ، الشرف : جامد مصدری الاشرار : صفت مشبهه ، التّلف : جامد مصدری 
‌تمرین دوم
2 –  نقش كلماتی را كه زیرشان خط كشیده شده  بنویسید. 
1 . واذْقال ابراهیمُ ربّ اجْعلْ هذا لبلداً امناً و أجنُبنی و نبّی أنْ نَعْبُدُ الاصنامُ.
ابراهیمُ : فاعل و مرفوع 
هذا : مفعول به اول و محلا منصوب
امناً : مفعول به دوم و منصوب
الاصْنام : مفعول به و منصوب
2 . الحضارة الاسلامیة لَمْ تغْرُضْ سطْرتها بقوة السلاح بلل بقوة العقیدة .
الاسلامیة : صفت و مرفوع به تبعیت 
ها : مضاف الیه و محلا مجرور
بقوّة : جار و مجرور
العقیدة : مضاف الیه و مجرور
3 . ونْشتكی دهْرنا و الذنب لیس له / و الدّهر مذ كان مظلوم و متّهمُ 
دهْر :‌مفعول به و منصوب 
نا :‌مضاف الیه و مجرور محلاً 
الذّنْبُ : مبتدا و مرفوع
الدّهر :‌ مبتدا و مرفوع
متهّم : معطوف به مظلوم و مرفوع به تبعیت .

تمرین سوم
3 – از كلمات زیر اسم فاعل، اسم مفعول و اسم تفضیل ساز : 
أنتَصَر،اجْتَمَعَ،صدَّق ، صبر- ،  اصلح ، رضی –  
اسم فاعل:  مُنْتَصرٌ –  مجْتمعٌ – مُصدّقٌ  –   صابرٌ –   مُصْلِحٌ –   راضیٌ 
اسم مفعول:  مُنْتصَرُ – مُجْتَمعٌ  –  مُصدّقٌ – مصْبورٌ – مُصلَحٌ –           مَرْضیّ 
اسم تفضیل : اَكْثرٌ انتصاراً – اكثرٌ اجتماعاً – اشدٌّتصدیقا – أصْبر- اكْثَرُ اصلاحاً- ارْضی

تمرین چهارم
4 – للاعراب والتحلیل الصرفی  :  (برای تجزیه و تركیب :طبق قواعدی كه تاكنون خوانده ایم) 
فی ازْیاد العلْم ارغام العدی / و جمال العلم اصلاح العمل 
كلمة                           التحلیل الصّرفی                                الاعراب 
فی ازدیاد حرف – عامل جر، مبنی علی السكون //نقش ندارد
اسم مفرد – مذر – معرّف بالاضافة – معرب – جامد – مصدری – منصرف – صحیح الاخر//نقش
مجرور به حرف جر«فی ازدیاد» 
ال حرف تعریف – غیرعامل – مبنی علی السكون // ندارد 
علم اسم- مفرد- مذكر- معرب بال - معرب – جامد مصدری – منصرف صحیح الاخر // مضاف الیه و مجرور 
ارغام اسم – مفرد – مذكر – جامد مصدری – معرف بالاضافة – معرب – منصرف – صحیح الاخر// مبتدا مؤخر و مرفوع 
ال حرف تعریف – غیرعامل – مبنی علی السكون // ندارد
عدی اسم- جمع مكسر (مفرده «عدو» و «هم مذكر» مشتق و صفة مشبهة – معرب – معرف بال – منصرف – مقصور// مضاف الیه و مجرورتقدیرا
و حرف عطف – غیرعامل – مبنی علی الفتح // ندارد
جمال اسم – مفرد- مذكر – جامد مصدری – معرف بالاضافة – معرب – منصرف – صحیح الاخر //مبتدا و مرفوع و الجملة اسمیة 
ال حرف تعریف – غیرعامل – مبنی علی السكون // ندارد
علم اسم- مفرد- مذكر- معرب بال - معرب – جامد مصدری – منصرف صحیح الاخر // مضاف الیه و مجرور 
اصلاح اسم – مفرد – مذكر – جامد مصدری – معرف بالاضافة – معرب – منصرف – صحیح الاخر //خبر و مرفوع 
ال حرف تعریف – غیرعامل – مبنی علی السكون // ندارد
عمل اسم – مفرد – مذكر – جامد مصدری – معرف بالاضافة - معرب – منصرف – صحیح الاخر// مضاف الیه و مجرور

تمرین پنجم
5 - اشتباهات  عبارات زیررا با بیان علت اصلاح كنید: 
1 – یَبْغُضُ الناسُ الكاذبونَ و الكا ذباتَ
.
یَبْغضُ : چون باید متعدی باشد. الكاذبینَ :‌زیرا مفعول به و منصوب با «یاء» است. 
الكاذباتِ : زیرا معطوف به مفعول به و منصوب با اعراب فرعی است.
2 – اشتعل النّارُ فاسرع رجالَ اطفاء الحریق لإطفائه .
اشْتَعَلَت ْ : زیرا «النّار» مؤنث است، رجالٌ : چون فاعل است باید مرفوع باشد. الحریقِ : اسم معرفه به «ال» تنوین نمی پذیرد. لاطفائها : چون مرجع ضمیر «النّارُ» مؤنث است.
3 – مشاورة العُقلاءِ یزیدُ قدرةُ الانسان.
تزیدُ : چون فاعل جمله (هی مستتر) مؤنث است. 
قُدْرة : چون مفعول به است باید منصوب باشد.







موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان،
[ پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 ] [ 07:02 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین