تبلیغات
عربی دبیرستان - قواعددرس نهم عربی 4 انسانی

قواعددرس نهم عربی 4 انسانی

درس نهم : مُستثنی

به جملات زیرتوجه کنید

1- دَخل آلتلامیذُ فی الصفِ الاسعیداً              2-خَرجَ آلتلامیذُ من الصفِ الامحمدا

3- شاهَدتُ التلمیذاتِ الا تلمیذةً واحدةً           4-دَخل آلتلامیذُ فی الصفِ غیرَسعیدا

6- مادَخل  فی الصفِ الا سعید                     6-ما کَتبتُ الا  تمرینا

1- به اسلوبی که در آن ، کسی یا چیزی، از حکم ماقبل جدا می شود. استثناء می گویند. مهمترین ادوات استثناء «إلاّ» می باشد. به این مثال های بالا توجه کردید به این مثال نیز توجه کنید:

اَذهبُ کلّ یومٍ الی المدرسة الاّ الْجُمعَةَ . هر روز به مدرسه می روم به جر جمعه

در مثال فوق روز جمعه، از بقیه روزها، جدا شده است. کلمه الجمعه بعد از «الاّ» قرار گرفته است.

2 – به کلمه ای که بعد از «الاّ» می آید «مُستثنی» و به کلمه ای که مستثنی از آن جدا می شود و قبل از «الاّ» می آید، «مستثنی منه» می گویند. به یک مثال دیگر نیز  توجه کنید:

فَسَجَدَ الملائکةُ کُلُّهُم اجْمعونَ الا ابلیس .

پس همه فرشتگان سجده کردند به جز شیطان

در هر استثناء سه رکن وجود دارد : ادات استثناء - مستثنی - مستثنی منه

الملائکةُ: مستثنی منه              الا : ادات استثنا                    ابلیس: مستثنی

انواع مستثنی: 1- متصل (منصوب)، 2- مفرّغ

1- مستثنی متصل آن است که مستثنی از جنس مستثنی منه باشد. مثال: جاءَ الضیوفُ إلّا أخا ک

مستثنی منه  از جنس مستثنی است پس مستثنی متصل و منصوب

نکته : مستثنی متصل همیشه منصوب است

2- مستثنی مفرغ :در آن مستثنی مِنْه حذف شده است

گاهی اوقات «مستثنی منه» در جمله ذکر نمی شود، به عبارتی که در آن «مستثنی منه» حذف شده باشد «مستثنی را(( مفرّغ)) می گویند. چنین عباراتی غالباً با «ادوات نفی» و یا «استفهام» همراه است. در استثنای مفرّغ، چون مستثنی منه ذکر نشده است، مستثنی مطابق با نقشی که در جمله پیدا می کند. (با فرض نبودن «الاّ») اعراب می گیرد. به این عبارات توجه کنید.

حضرَ الطّلابُ الاّ علیاً . دانشجویان حاضر شدند به جز علی

الطّلابُ: مستثنی منه                 الاّ: ادات استثنا                       علیاً:مستثنی(منصوب)

ما حضَرَ الاّ علیٌّ . کسی حاضر نشد به جز علی

ما: حرف نفی                       الا: ادات استثنا                        علیٌّ :مستثنی فاعل و مرفوع

در عبارت دوم مستثنی منه ذکر نشده است پس استثنا «مفرّغ» است و علیٌ چون نقش فاعل را دارد «مرفوع» شده است.

اکنون به چند مثال دیگر از استثنای مفرّغ توجه کنید.

ما جاءَ الا اخوکَ

ما: حرف نفی              الا: ادات استثنا             اخو:مستثنی مفرّغ (فاعل و مرفوع)

لا تَقُلْ الا الحقّ

لا:  حرف نفی               الا: ادات استثنا             الحقّ:مستثنی مفرّغ(مفعول ومنصوب)

هل جزاءُ الاحسانِ الا الاحسانُ.

هل: حرف استفهام           جزاءُ:  مبتدا ومرفوع        الا: ادات استثنا        الاحسانُ:مستثنی مفرّغ(خبر ومرفوع)

در این مثال ها ملاحظه می کنید که «مستثنی منه» ذکر نشده است و استثنا «مفرّغ» است. پس «مستثنی» با توجه به نقشی که در جمله (بدون در نظرگرفتن الا) دارد اعراب می گیرد.

با توجه به مبحث استثناء در می یابیم که

استثناء دارای سه رکن است : «مستثنی منه» ، «ادات استثناء» و «مستثناء» که گاهی مستثنی منه در عبارت ذکر نمی شود و در این صورت استثنا «مفرّغ» است.

حکم مستثنی به « غیر»

حکم مستثنی به غیر،‌ مجرور به اضافه است و امّا اعراب کلمه غیر، مانند اسمِ بعد از إلّا است. مانند:

نَجَحَ الطّلابُ إلّا الکسلانَ.

نَجَحَ الطلّاب ُ غیرَ الکسلانِ.

ما نَجَحَ إلّا المجتهدُ.

ما نَجَحَ غیرُ المجتهدِ.

تعریف منادی : به کلمه ای که بلا فاصله بعد از حرف نداء ((یاء )) می آید ،مندی می گویند .

اقسام منادی

1- منادی عَلم : یا الله

2- منادی نکره مقصوده یا طالبُ، اُسْکُتْ

3- منادای مضاف یا صاحبَ السیّارة

«عَلَم» همان   «اسم خاص» فارسی است یعنی نامِ مخصوصِ کسی یا چیزی یا حیوانی، مانند: کورش ، حجرالاسود، رخش

« نکره مقصوده»  یعنی شخص ناشناسی که گوینده او را به اسم نمی شناسد امّا او را صدا می زند. به عبارت دیگر هر گاه منادا، عَلَم نباشد ولی مخاطبِ معیّنی باشد؛ به چنین منادایی اصطلاحاً « نکِره مقصوده» گفته می شود. مثلاً معلم به دانش آموزی که سر و صدا می کند؛ می گوید: (یا طالبُ، اُسْکُتْ.)

منادای مضاف یعنی  هر گاه اسمی به اسم دیگر اضافه شود اسم اوّل را مضاف و اسم دوم را مضافٌ الیه می نامیم

نکته : هرگاه منادی مخاطب ما باشد ، جایز است حرف نداء ((یا )) را حذف کنیم . مانند : ربّنا آتنا ........... ( در اصل :یا ربّنا بوده است )

به این عبارت ها توجه کنید:یا أیُّها الرَّجُلُ یا أیَّتُها المَرأةُ

هر گاه منادا دارای « ال» باشد؛ قبل از آن برای مذکّر « أیُّها» و برای مؤنّث «أیَّتُها» را می آوریم.

در این عبارت ها منادا « أیُّـ » و « أیَّتُـ » است. «ها » حرف تنبیه است. [تنبیه در لغت یعنی آگاه کردن] و اسم بعد از« ها» از نظر اعراب، تابع منادا است و چون منادا در این حالت ﻣﺒﻨﻰّ بر ضم است آنها نیز بنابر تابعیّت مرفوعند. أىُّ و أیَّةُ منادای نکره مقصوده هستند.

نکته : کلمه بعد از ((أیّها ))و ((أیّتها )) اگر جامد باشد ،نقش ((عطف بیان)) دارد و اگر مشتق باشد نقش ((صفت)) دارد

نکته : «اللهم» به جای «یا الله» است و این حالت فقط در مورد کلمه « الله» است . اللّهمَّ = یا اللّهُ

نکته : « یا» بر سر کلمه دارای « ال» نمی آید؛ امّا « الله» استثنا است

نکته : هرگاه منادا مضاف به« ى» متکلم باشد؛ جایز است که ضمیر « ى» حذف شود وبه جای (ضمیر یاء ) کسره بیاوریم

مانند : ﴿ رَبِّ زِدْﻧﻰ عِلْماً﴾پروردگار من،دانشم را بیفزا.

رَبِّ » در اصل « رَبِّى» بوده است.رَبِّ = رَبّى واین نوع منادی (ربِّ ) منادای مضاف و تقدیراً منصوب است






موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه درس9 عربی چهارم، مستثنی وانواع مستثنی، منادی وانواع منادی،
[ شنبه 13 اردیبهشت 1393 ] [ 10:15 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین