تبلیغات
عربی دبیرستان - متن و ترجمه درس اول عربی3 تجربی وریاضی

متن و ترجمه درس اول عربی3 تجربی وریاضی

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اَلدَّرسُ الأوّلُ :درس اول

إلَهى إلهَى فقیـرٌ أتاك! خدایا خدایا فقیری به سوی تو آمده است

إلَهى !خدایا

 ﴿هَبْ لَنا من لَدُنْكَ رحْمةً إنَّك أنت الوهَّابُ﴾

از جانب خود رحمتی بر ما ارزانی دار زیرا تو بسیاربخشنده هستی.

﴿رَبَّنا و آتِنا ما وَعَدْتَنا علی رُسُلِكَ﴾

پروردگارا، آنچه را كه به وسیله‌ی فرستادگانت به ما وعده داده‌ای، به ما عطا كن!

 

﴿یَومَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِن خَیْرٍ مُحْضَراً﴾

روزی كه هر كسی، آنچه را از كار نیك به جای آورده، حاضر شده می‌یابد.

اَللّهُمَّ اجْعَلْ فـى قلبـى نوراً و بَصَراً و فَهْماً و علما.

پروردگارا، در دلم نور و بینایی و فهم و دانش قرار بده.

اَللّهُمَّ أنْطِقْنـى بِالْهُدی و ألْهِمْنـى التَّقوَی و وَفِّقْنـى لِلَّتـى هى أزكَی.

پروردگارا، مرا با هدایت به سخن بیاور و به من پرهیزكاری الهام كن و مرا به روش الهی موفق كن.

إلَهى إنْ كنتُ غَیْرَ مُسْتَأهِلٍ لِرحْمَتك فَأنْتَ أهلٌ أنْ تَجوُدَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ .

الهی، اگر من سزاوار رحمت تو نیستم توخود سزاواری كه با لطف بی‌كران خود، بر من بخشش روا داری.

﴿ واللّهُ یَعِدُ كُمْ مغفرةً منه و فَضْلاً ﴾ و خداوند به شما وعده‌ی آمرزش و بخشش از جانب خود می‌دهد.

إلَهى : ای خدای من

لِقاكَ هَواﻯَ رِضاﻯ مُنَاﻯَ. دیدار تو میل و خواسته‌ی من و خشنودی تو آرزویم است

فَهَبْ لـﻰ لِقاكَ و هَبْ لـﻰ رِضاكْ پس دیدار و خشنودیت را به من عطا كن (برایم فراهم كن).






موضوع: عربی سوم تجربی وریاضی، برچسب ها: متن وترجمه عربی3 تجربی وریاضی، خط به خط همراه بامتن، درس اول،
[ پنجشنبه 5 اسفند 1395 ] [ 11:26 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین