تبلیغات
عربی دبیرستان - متن و ترجمه درس چهارم عربی یازدهم تجربی و ریاضی

متن و ترجمه درس چهارم عربی یازدهم تجربی و ریاضی

 متن وترجمه درس چهارم عربی یازدهم تجربی وریاضی


آداب الکلام


(یا أیُها الذین آمنوا اتقوا الله و قولوا قولاً سدیداً ) آلأحزاب: 70 


 ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید و سخنی استوار بگویید.


 للكلام آداب یجب على المُتكلّم أن یعمّل بها و یدعُوَ المُخاطبین


 بكلام جمیل إلى العمل الصالح، وَ أن لا یجادلهم بتعنت .


سخن گفتن آدابی داردکه سخن گوینده باید به آنها عمل کند وبه سخنی زیبا مخاطبان را به


 کاردرست دعوت کند وبه قصد مچگیری باآنها ستیزنکند.


(أدع إلى سبیل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتی هی أحسَنَ) (النحل: 110)


 بادانش و اندرز نیکو به سوی راہ پروردگارت فرا بخوان و با آنان باشیوہ ای که نیکوتراست ستیز کن.


 و یجب أن یكون عاملاً بما یقول، حتى یُغیّر سلوكهم، ( فلم تقولون ما لا تفعلون ) (الصف: ٢)


و باید که به آنچه می گوید عمل کننده باشد، تا رفتارشان را تغییر دهد، (چرا چیزی را می گویید که به آن عمل نمی کنید؟)


و یجب أن یُسَلّم قبل التكلّم «آلسّلام قبل الكلام.» الإمام الصّادق


و باید که پیش از سخن گفتن سلام کند «سلام کردن پیش از سخن گفتن»


کما یجب آن یکون کلامُهٔ لیناً علی قدر عقول المُستمعین، لکی یقنعهم و یکسب مودّتهم.


همان طور که باید سخن او نرم و به اندازه  خرد شنوندگان باشد تا آنان را قانع کند و دوستی آنان را به دست بیاورد


«كلم الناس على قدر عُقولهم.» رسول الله "، و «عؤد لسانک لین الکلام .» امام علی


با مردم به اندازهٔ خردشان سخن بگو، پیامبر خدا  و زبانت را به نرمی سخن عادت بدہ. امام علی


و علیه أن لا یتكلم فی ما لیس له به علم، (و لا تقف ما لیس لك به علم) (الإسراء: ٢٦)


و باید (بر اوست) که در چیزی که در آن دانشی (آگاهی) ندارد سخن نگوید. (از چیزی که بدان آگاهی نداری پیروی مکن)


و علیه أن لا یتدخل فی موضوع یُعرّض نفسه للتهم: «إتقوا مواضع التهم.» رسول الله


و باید (بر اوست) که در موضوعی دخالت نکند که خویشتن را در معرض تهمت قرار دهد. «از جایگاههای تهمت بپرهیزید».


المتکلم یعرف بکلامه. «تکلموا تعرفوا، فان المرء مخبوء تحت لسانه.» الامام علی


 سخنگو با سخنش شناخته میشود. «سخن بگویید تا شناخته شوید»؛ زیرا انسان زیر زبانش نهان است».


فی بعض الأوقات قدرة الكلام أقوى من السلاح. «رب كلام كالحسام.» الإمام علی


در برخی اوقات، قدرت سخن از سلاح قوی تر است. «چه بسا سخنی مانند شمشیر باشد».


و رب کلام یجلب لک المشاکل. «فکر تم تکلم تسلم من الزلل.» الامام علی


 و چه بسا سخنی که برایت مشکلات بیاورد. «فکر کن، سپس سخن بگو تا از لغزش در امان مانی».


 یجب على الإنسان الاجتناب عن ذكر الأقوال التی فیها احتمال الكذب.


 «لا تُحدّث بما تخاف تكذیبه .» الإمام علی


انسان باید از ذکر سخنانی که در آن احتمال دروغ هست دوری کند. «چیزی را نگو که از تکذیب آن میترسی».


طوبى لمن لا یخاف الناس من لسانه. «من خاف الناس من لسانه فهو من أهل النار» 


رسول الله "و من آداب الکلام قلته، «خیر الکلام ما قل و دل.» امام علی


خوشا به حال کسی که مردم از زبانش نمی ترسند. «هرکس مردم از زبانش بترسند از اهل آتش (دوزخیان) است»


 پیامبر خدا و از آداب سخن کمی آناست. «بهترین سخن، آن است که کم باشد و دلالت کند».


 وقف رجل جمیل المطهر أمام سقراط یفتخر بملابسه و بمظهره، فقال له سقراط: تكلم حتى أراك.


مردی دارای ظاهری زیبا رو به روی سقراط ایستاد و به لباس ها و ظاهرش افتخار می کرد، 


سقراط به او گفت: سخن بگو تا تو را ببینم.


علی پور



[ چهارشنبه 24 آبان 1396 ] [ 08:03 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین