تبلیغات
عربی دبیرستان - درس هشتم عربی چهارم دبیرستان با ترجمه وتمرین

درس هشتم عربی چهارم دبیرستان با ترجمه وتمرین

الدرس الثامن : درس هشتم

عُلُوٌّ فـﻰ الحیاة و فـﻰ الْمَماتِ: بزرگی در زندگی و مرگ

ابن الأنبارىّ

عُلُوٌّ فـﻰ الحیاةِ و فـﻰ الْمَماتِ لَحَقّ تلك إحْدَی الْمُعجزات:

 بزرگی در زندگی و مرگ واقعاً یكی از معجزات می باشد .

كأنّ الناسَ حولَك حینَ قاموا وُفودُ نَداك أیّامَ الصِّلاتِ .

گوی این مردمی كه پیرامون ایستاده اند، گروه هایی هستند كه در روزهای بخشش تو به دورت جمع می شدند.

كأنّك قائمٌ فیهم خطیباً و كُلُّهُمُ قیامٌ لِلصَّلاةِ

گویا تو در میان آنها خطبه خواندن ایستاده ای و همگی برای ادای نماز بر خاسته اند.

و لمّا ضاق بَطْنُ الأرضِ عن أن یَضُمّ عُلاك من بعد الوفاة.

و هنگامی كه درون زمین بعد از وفات تو، تنگ شد از اینكه بزرگیِ تو را در بر گیرد .

أصاروا الجوَّ قبرَك و اسْتَعاضوا عن الأكْفانِ ثوبَ السّافیاتِ

جو و آسمان را قبر تو گردانیدند و لباسِ بادها را جایگزین كفن كردند.

لِعُظمِكَ فـﻰ النفوس بقیتَ تُرْعَی بِحُرّاسٍ و حُفّاظٍ ثِقاتِ

به علّت عظمت وجودت در میان مردم همچنان با نگهبانان وپاسدارانی مطمـﺌـن محافظت می شوی.

و توقَدُ حولك النیرانُ لیلاً كذلك كُنتَ أیّامَ الحیاةِ.

وپیرامون تو شبانه آتش برافروخته می شود در روزهای زندگی نیز این چنین بود

ركبتَ مَطیَّةً مِن قبلُ زیدٌ عَلاها فـﻰ السنینَ الماضیاتِ

برمركبی را سوار شدی كه قبل از تو زید در سالیان گذشته بر آن سوار شد.

 تمرینهای درس هشتم

التمرین الاول
حال و تمییز را در عبارت های زیر معین كنید.
1- اصحابُ الجّنة یومئذٍ مُسْتقراَ و اَحْسَنُ مقیلا
مُستقراً :‌تمییز و منصوب (اسم های منصوب بعد از اسم تفضیل غالباً تمییز هستند)
مقیلاً : تمییز و منصوب

2- خُلِقَ الانسان ضعیفا.
  ضعیفا : ‌حال مفرد و منصوب
3-  فمَنْ یعْمَلْ متعالَ ذرةٍ خیراً یرَه
خیْرأ = تمیز مفرد و منصوب .چون بعد از وزن (مثقال) آمده و منصوب است 
4- یُعجُبنی المرءُ یتحلّی بمكارم الاخلاق .
یتحلّی : جمله ی فعلیه ی حالیه و محلاً منصوب (جمله ها بعد از اسم های معرف حال هستند)

5- انّی رأیتُ أحدَعشرَ کوکباٌ والشمسَ والقمرَ رأیتَهم لی ساجدین.

 کوکبا :تمییزمفرد و منصوب (چون بعد از عدد آمده است)

ساجدین : حال مفرد ومنصوب

6-  وأشوأُ النّاس تدبیراً العاقبة مَنْ أنْفَقَ المالَ فی ما لیسَ ینْفَعُه 
تدبیراً : تمییز و منصوب (چون بعد از اسم تفضیل «اسْوأُ» آمده است)

التمرین الثانی
 
برای تجزیه و تركیب ( طبق قواعدی كه خوانده ایم)
و ما خلَقْنا السّماء و الارضَ و ما بیْنَهُما لاعبینَ.
آسمان و زمین و آن چه را كه میان آن هاست برای بازیچه نیافریدیم.
و  :  حرف عطف – غیرعامل – مبنی علی الفتح ____ 
ما حرف نفی – غیرعامل – مبنی علی السكون ____ 
خلقنا  :  فعل ماضٍ – للمتكلم مع الغیر – مجرد ثلاثی صحیح و سالم – متعدی – مبنی للمعلوم – مبنی علی السكون // فعل و فاعله ضمیر«نا» البارز و الجملة فعلیة 
ال   : حرف تعریف –غیرعامل- مبنی علی السكون _____ 
سماء :  اسم – مفرد – مؤنث – معرّف بأل – معرب – جامد – غیرمصدری – منصرف  //مفعولٌ به و منصوب 
و  : كما مرّ ____ 
ال   : كما مرّ ____ 
ارض  : اسم – مفرد – مؤنث – جامد غیرمصدری – معرف بال – معرب – منصرف – صحیح الاخر // معطوف بِ «السماء» و منصوب بالتعبیة 
و : كما مرّ ____ 
ما  :  اسم – موصول عام و مشترك – معرفة – مبنی علی السّكون // معطوف و منصوب بالتبیعة محلاً منصوب 
بین  :  اسم – مفرد - مذکر - جامد - معرّف بالاضافة – معرب  // مفعول فیه و منصوب 
هما  :  اسم – ضمیر متصل للنصب او للجرّ – للغائبینِ – معرفة – مبنی علی السكون //  مضاف الیه و محلاً مجرور 
لاعبین : اسم – جمع سالم للمذكر – مشتق و اسم فاعل – نكره – معرب – منصرف – صحیح الاخر // حال و منصوب به اعراب فرعی

التمرین الثالث:
نقش كلماتی را كه در زیرشان خط كشیده شده است، بنویسید

1-  تمییزت اللغة العربیة عن سائر اللُغاتِ فصاحةً و بیاناً . 
اللُّغة : فاعل و مرفوع 
العربیة : صفت و مرفوع به تبعیت
سائر : مجرور به حرف جرّ
فصاحة ً : تمییز و منصوب 
2-  انّ عدّة الشهر عندالله اثنا عشر شهراً . 
عدّةً : اسم انّ و منصوب
عنْهَ : مفعول فیه و منصوب (ظرف مكان
شهراً : تمییز و منصوب

3- مَن أصدَقُ مِن الله حدیثاً .

من : مبتدا ومرفوع محلا

أصدقُ :خبر ومرفوع

حدیثا :تمیز ومنصوب

التمرین الرابع :
در جمله های «تمییز» را فاعل یا مبتدا و یا مفعول قرار دهید.
1-  فجّر الله الارضَ عیوناً .

 فجّرَ اللهُ عیونَ الارض ( تمییز به مفعول به تبدیل شد)
2-یزدادُ المسلمون قوةً حینما یتّحدونَ.

 تزدادُ قوة َ المسلمین َ حینما یتّحدّونَ (تمییز به فاعل تبدیل شد)
3-المعلّمُ أكْثَرُ فائدةً منَ الآخرین.
فائدةٌ المعلّم أكْثرُ من الآخرین . (تمییز به مبتدا تبدیل شد)
 التمرین الخامس

ابیات زیر را از"ایلیا ابی ماضی"بخوان وسپس آن ها را به فارسی ترجمه کن.

أیُّهذا الشاکی و مابکَ داءٌ // کیفَ تغدو إذا غَدوتَ علیلا.

هو عِبءٌ علی الحیاة ثقیلٌ //مَن یَظُنُّ الحیاةَ عبئاً ثقیلاً.

والذی نَفسه بّغیر جمالٍ //لا یری فی الوجود شیئاً جمیلاً.

فَتمتّع بالصّبحِ مادمتش فیه //لاتَخف أن یَزولَ حتّی یَزولاً.

أدرکَت کُنهها طیور الرّوابی // فَمِنَ العارِ أن تَظَلّش جهولاً.

تَتَغَنّی والصَقرُ قَد مَلَکش الجوَّ // عَلیها والصائدونَ السبیلا.

أیُّهذا الشاکی وما بِکش داءٌ //کُن جمیلاً تَرش الوجودَ جمیلا.

 

التمرین السادس:
اشتباهات را در عبارت های زیر را بادلیل اصلاح كنید .

1- تحاولَ الأمُّ فی تربیة وَلَدها معترفاً أنَّ هذه العمل شاقةٌ.

تحاولَت:چون فاعل مونث است

معترفةً:چون صاحب حال مونث است.

هذا :چون اشاره به مذکر است(العمل)

شاقٌ:چون خبر برای اسم انّ  مذکر است. (هذا)

2-طابت التلمیذ اخلاقاً.

طابَ :چون فاعل مذکر است.

3-جائت المعلّمة الی الصّف التلمیذات قائمونَ.

والتلمیذات قائمات :چون جمله حالیه واسمیه است با ید قبل از آن واو حالیه باشد

قائمات :چون خبر است بابد با مبتدای خود(التلمیذات)مطابقت داشته باشد.

التمرین السابع:
کلمات متضاد ومترادف رامعین كن:

الداء = المرض (بیماری)           الحیاة # الممات(زندگی # مرگ ) 

     

 سُهولة # صُعوبة (آسانی # سختی )             قام # قَعَدَ (برخاست # نشست )

                  

الأسوَأَ # الأحسن (بدتر # بهتر)





موضوع: عربی 4 انسانی، برچسب ها: عربی4 درس هشتم،
[ پنجشنبه 9 مهر 1394 ] [ 12:05 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین