تبلیغات

عربی دبیرستان - ابنه الجیران شعر عربی با ترجمه فارسی
 
عربی دبیرستان
گروه عربی متوسطة دوم شهرستان کاشمر
درباره سایت


متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد و نمونه سؤال و پاورپوینت کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

مدیرسایت : محمدرضا علی پور ایوری
مطالب اخیر
نظرسنجی
میزان علاقه ی شما به زبان عربی








برچسبها
ابنه الجیران
ابن الجیران اللى هنا قصادى
پسر همسایه که اینجا منو خواسته
مش عارفة بس اعمله انا ایه
نمی دونم چکارش کنم
عمال یصفر كده وینادى
که اینطوری واسم سوت می زنه و صدام می زنه
وف اى حته یاناس بلاقیه
کدوم محله ای مردم من می تونم ببینمش
اكمن حبه فى القلب نار
عشقش در قلب من آتش بر جای گذاشت
واقف قصادى طول النهار
جلو من در تمام روز سبز می شه
كان بس مالو ومالى
پس چه بلایی سرمون اومده
یشغلنى لیه
چرا فکر منو به خودش همش مشغول می کنه
على طول یابابا یا بابا
همیشه ای بابا
باصص علیا علیا
به من نگاه می کنه یه من
یاما بالمرایا شاغلنى
یا اینقدر با آینه منو مشغول کرد
زغلل عنیا عنیا
که چشمامو با آینه می زنه
ومافیش یاعینى یاعینى
و نیست ای چشمم چشمم
حاجة بادیا ادیا
در دست من نیست (خطاب از قسمت قبل)
غیر انى احبه واسهر لحبه
بجز اینکه دوستش داشته باشم و برای عشقش هم بیداری بکشم
اعمله ایه
چکار کنم
عشان بحبه بدارى
چون دوسش دارم مدارا کنم
لیلى ونهارى نهارى
شب و روزم (را مدارا کنم)
والشوق فى قلبى یاعینى
و عشق در قلب من
بیاید فى نارى نارى
آتشم را شعله ور می کند
ما انا عارفه انه شارینى
نمی دانم او مرا خریده
وانا قلبى شارى شارى
و قلب من هم خریدار است
یانا من شقاوته یانا من حلوته یانا من عنیه
از دست قلدریش و از دست شیرینیش و از دست چشمانش
یاناس قلوله بطل هزار
ای مردم بش بگید دیگه بس کنه
لیه فى الفرندا عامل حصار
چرا بدون دلیل گیر داده
یاما بالمرایا خایلنی
یا با آینه منو می بینه




نوع مطلب : اشعار بسیار زیبای عربی باترجمه فارسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
متن و ترجمه کتاب های عربی دبیرستان خط به خط همه ی کتاب هابه همراه قواعد کلیه دروس توسط کارشناس زبان وادبیات عرب ودبیر اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

باسلام واحترام فراوان ازهمکاران محترم به ویژه همکاران گروه زبان وادبیات عرب خواهشمندم نکات لازم رادرجهت رفع کمبودها وارتقاءسایت تذکرداده ومددکارباشیدباکمال احترام فراوان همکارشمادرگروه زبا وادبیات عرب شهرستان کاشمر محمد رضاعلی پور ایوری

بعد یک سال بهار آمده می بینی که باز تکرار به بار آمده می بینی که سبزی سجده ما را به لبی سرخ فروخت عقل با عشق کنار آمده می بینی که آنکه عمری به کمین بود به دام افتاده چشم آهو به شکار آمده می بینی که حمد هم از لب سرخ تو شنیدن دارد گل سرخی به مزار آمده می بینی که غنچه ای مژده پژمردن خود را آورد بعد یک سال بهار آمده می بینی که

چه غم وقتی جهان از عشـــــق نامی تازه می گیرد از این بی آبرویی نــــام ما آوازه می گیرد من از خوش باوری در پیــله ی خود فکر می کردم خدا دارد فقط صبــــر مرا اندازه می گیرد به روی ما به شرط بنــــدگی در می گشاید عشق عجب داروغـه ای! باج سر دروازه می گیرد چرا ای مرگ می خندی؟ نه می خوانی، نه می بندی کتابی را که از خون جگر شیــرازه می گیرد ملال آورتر از تکــــــــرار رنجی نیست در عالم نخستین روز خلقت غنچه را خمیازه می گیرد

مایه اصل و نسب گویا در این دنیا زر است میخورد خون جگر چیزی که صاحب جوهر است مرد را جوهر بکار آید نه خنجر در میان ور نه پر ماکیان هر یک به تیزی خنجر است نا کسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست روی دریا خس گرفته قعر دریا گوهر است دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است شصت و شاهد هر دو دعوای بزرگی میکنند پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است کره اسب از نجابت در پی مادر رود کره خر از خریت پیش پای مادر است آهن و فولاد از یک کوره میایند برون آن یکی شمشیر گردد دیگری نعل خر است ناکسی گر بر سمند تیزرو گردد سوار بر بجول ماند که زیرش اسب و بالایش خر است سعدیا چون بنگری دنیای فانی بگذرد چشم تا بر همزنی خشت لحد زیر سر است

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شب ها را که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تب ها را بخوان ! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لب ها را به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم ! تو واجب را بجا آور رها کن مستحب ها را دلیل دل خوشی هایم ! چه بغرنج است دنیایم ! چرا باید چنین باشد ؟... نمی فهمم سبب ها را بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم که دارم یاد می گیرم زبان با ادب ها را غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقب ها را

مایــه اصـل و نســب در گردش دوران زر است متصل خون می خورد چوبـی که صاحـب جوهر است آهن و فولاد هر دو از یک کوره می آیند برون آن یکـی شمشــیر گـردد آن دگـر نعل خـر است دود اگــر بالا نشیند کسر شــاءن شعله نیست روی دریـا خـس نشـیند قعـر دریا گوهـر است نا نجیبـی گـر کـه دارد رخت و دارائی و زور چون جوان ماند زیـرش اسـب و بالایـش خر است گر نـا کسـی از کسـی بالا بشیند عـیـب نیست جای چشـم ابــرو نگیرد گر چه او بالاتر است کـره اسـب از نجـابـت در تـعـاقــب مـی رود کـره خـر از خـریـت پیـش پیـشء مــادر است شـسـت و شـاهد هـر دو دعـوی بزرگی می کنند پـس چـرا انـگشـت کـوچـک لایـق انگشــتر است شعـر سنجان جـان فـدای شـعـر سازان میکنند دخـتر هـرکـس وجید است هـفـت چنگی شوهر است سـعدیـا عیـب خود گـو و عیـب مردم کـم بگو هـر کـه عیـب خـود بگـوید از همه بالاتر است

عربی دبیرستان

رسانه های آموزشی

اداره کل آموزش وپرورش خراسان رضوی

اداره آموزش وپرورش شهرستان کاشمر

بهترین شعرهای انتخابی من

کیهان العربیه

الفاتح

آرامگاه شهید مدرس کاشمر

سازمان سنجش وآموزش کشور

موسسه علمی وآموزشی تبیان

فیش حقوقی

اندیشه قم مرکز پاسخ به سوالات وشبهات مذهبی

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد، برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد پس نوروزتان مبارک که سالتان را سرشار از عشق کند . . .

این عید پر از عطر دل انگیز خداست / سرشار ترین آینه ی خاطره هاست نوروز خوشت همیشه رنگین با عشق / آراسته با دلی که همراه خداست . . . عید نوروز بر شما مبارک

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین
  •