تبلیغات
عربی دبیرستان - قواعد عربی چهارم انسانی درس پنجم

قواعد عربی چهارم انسانی درس پنجم

      قواعد درس پنجم :انواع فعل مضارع

       فعل مضارع جزء کلمات معرب است مگر در دو حالت :

 

 1 وقتی كه با نون مؤنث بیاید ، یعنی ( صیغه 6و12)
2
وقتی كه با نون تأكید «ن - «نّ» بیاید)

 و اعراب فعل مضارع سه قسم است:
1) رفع (مرفوع)            2) نصب(منصوب)            3) جزم(مجزوم)
1) رفع مضارع : فعل مضارع مرفوع است زمانی كه  به تنهایی باشد و با حروف ناصبه ( أنْ ، لَنْ ، كی ، اذَن، حتّی ، لام تعلیل و ...) و حروف جازمه (لام امر، لای نهی ، لَمْ ، لمّا) و ادوات شرط ( إنْ ، ما ، مَنْ، متَی و ...) همراه نباشد. مثل : یكتُب (مرفوع با ضمه) ، یَدْرُسانِ ( مرفوع با ثبات نون اعراب) ، تَعْلمینَ (مرفوع با ثبوت نون اعراب) ، یذهبونَ (مرفوع با ثبوت نون اعراب)
2)نصب مضارع:  فعل مضارع وقتی که قبل از آن یکی ازحروف  ناصبه بیاید منصوب می شودکه در 5صیغه فعل مضارع با (فتحه )منصوب میشود و در  (مثنی ها ، جمع مذكر غایب و مخاطب ، مفرد مؤنث ، یعنی صیغه های 2و3و5 و 8و 9 و 10 و 11)با حذف نون اعراب ، منصوب می شود ، اگر یكی از حروف ناصبه قبل از آن بیاید ، مثال : أن : أُحُبُّ أنْ ادْرُسَ (منصوب با فتحه)
لَنْ : لن تبْلُغُوا المجد الاّ بالتّعبِ( منصوب با حذف نون اعراب)
كی : اجْتهدی أیّتها الطالبةُ كی تبْلُغی هدَفكَ . (منصوب با حذف نون اعراب)
لام التعلیل : احترمُ والدیّ لأنال رضا الله . (منصوب با فتحه)
حتی : سأصْعَدُ الجبلُ حتّی ابْلُغَ القّمةُ . (منصوب با فتحه)
3) جزم مضارع : فعل مضارع زمانی مجزوم می شود  كه یكی از حروف جازمه بر سر آن بیابد و حروف جاز مه بر دو قسم اند، یك قسم فقط یك فعل را مجزوم می کنند. و عبارتند از : لمْ و لمّا ، لام امر، لای نهی
و دیگر ادوات شرط   هستندکه دو فعل را جزم می دهند كه فعل اول «فعل شرط» و فعل دوم «جواب شرط» نامیده می شود و این ادوات شرط جازمه عبارتند از : «انْ ، مَنْ ، ما، متی ، مَهْما ، اینمار....
توجه : «انْ» حرف شرط است ولی بقیه اسم شرط هستند و در جمله نقش می پذیرند.

 

نكته :فعل مضارع همچنین بعد از افعال طلب مانند امر و نهی نیز مجزوم می شود،‌مانند:

 

برای ترجمه درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

الدرس : الخامس: درس پنجم

اَلمسلمونَ أساتِذةُالحَضارةِالجدیدةِ: مسلمانان استادان تمدن جدید هستند

إنّ لِلْمسلمینَ فَضْلاً عظیماً علی الحَضارةِ الجدیدةِ. و قد أثبتَ مؤرِّخو العلومِ الحدیثةِ من الغربییّن أنّه لولا المسلمونَ لَضاعَ أكثَرُ العلومِ القدیمةِ و لَتَأخّرتْ نَهْضةُ أوروبّا الحدیثةُ سِنینَ .

مسلمانان حقّ بزرگی بر تمدن جدید دارند. و تاریخ نویسان غربی علوم جدید ثابت كرده اند كه اگر مسلمانان نبودند بیشتر علوم قدیم از بین می رفت و حركت علمی اروپای جدید سال ها عقب می ماند .

فحینما سَطَعَتْ حضارةُ المسلمینَ فـی الأندَلُسِ، أﻯ فـی القرَنِ الثالثِ و الرابعِ لِلْهجرةِ ،كانت أوروبّا غارقةً فـی بحر الْهَمَجیَّةِ.

و زمانی كه تمدن مسلمانان در اسپانیا درخشید، یعنی در قرن سوم و چهارم هجری ،اروپا در دریای بی فرهنگی غرق بود .

و عندما أرادوا إلْقاءَ رِداءِ الجَهْلِ عن أكتافِهم اتَّجَهوا إلى المسلمینَ یتعلّمون منهم، لِأنّهم لم یَجِدوا غیرَهم نِبْراساًیُسْتَضاءُ .

و هنگامی كه خواستند لباس نادانی را از شانه هایشان بیندازند،به طرف مسلمانان روی آوردند در حالی که ازآنها آموزش می دیدند، زیرا آنان غیر از مسلمانان چراغی پیدا نكردند كه از آنها بهره مند شوند.

ففی سنةِ 1130م اُسِّسَتْ فـی طلیطلةَ مدرسةٌ لِلتَّرجَمةِ نَقَلت من العربیَّةِ إلى اللاتینیّة أشهَرَ مُصَنَّفات المسلمینَ، و عندئذٍ بَدأ الغربیّون یَشعُرون أنّ هناك عالَماً غیرَ عالَمهِم الْمُتَخَلِّفِ.

و در سال 1130 میلادی در شهر"طلیطله" ( شهری در اسپانیا) مدرسه ای برای ترجمه ی مشهورترین نوشته های مسلمانان از عربی به لاتین تأسیس شد. و در این هنگام غربیان دریافتند كه جهانی غیر از جهان عقب مانده ی آنان وجود دارد .

العلوم الّتـی نَبَغَ فیها المسلمونَ ثمّ نَشَرُوها فـی الشرق والغرب كثیرةٌ.

علومی كه مسلمانان در آنها بر جسته شدند سپس آنها را در شرق و غرب بسیارپراكندند.

ففى میدانِ الطِّبِّ عَكَفوا علی مُدارَسَةِ الأمْراضِ و مُداواتِها فـی الْمُخْتَبرات و "البیمارستانات" (الْمُسْتَشْفَیات) ،حتّی زادوا فـی الطّبِّ القدیمِ زیاداتٍ كبیرةً .

در عرصه ی پزشكی به مباحثه درباره ی امراض و درمان آنها درآزمایشگاهها و بیمارستان ها توجه كردند آزمایش می كردند ، تا اینكه بر علم پزشكی قدیم چیزهای زیادی را افزودند

و حسْبُك أن تعلمَ أنّ كتابَ "أبـی القاسم الزهراوىّ" فـی الطبِّ و الْجِراحةِ اِسمهُ "التصریف لِمَن عَجَز عن التألیف" قد اشْتَمَل علی أكثرَ مِن مِائَتَـی شَكْلٍ لِلْآلاتِ و الأدَواتِ الجِراحِیَّةِ و كانت ترجَمةُ هذا الكتابِ مرجِعَ الأطبّاءِ فـی الغرب.

و كافی است بدانی كه كتاب"ابی قاسم الزهراویّ" درباره ی علم پزشكی و جرّاحی است كه اسم آن"التصریف لِمن عَجَز عن التالیف"می باشد و شامل بیش از دویست شكل از ابزارهای جرّاحی می باشد و ترجمه ی این كتاب مرجع پزشكان در غرب بود .

اَلمسلمون هُم الذین وضَعوا اُسُسَ صِناعةِ "الصَّیْدَلَةِ" و ألَّفوا الكُتُبَ فیها. و مسلمانان كسانی اند كه پایه های صنعت"دارو سازی" را بنا نهادند و كتابهایی درباره ی آن تألیف كردند

أمّا الكیمیاءُ فیقولُ عُلماءُ أوروبّا إنّ المسلمین وَضَعوا اُسُسَها و نقلَ الغربیّونَ عنهم بعضَ الصناعاتِ و لا سِیَّما صناعةُ الورقِ كما نقلوا إلى لغاتهِم أكثَرَ من خمسین اسماً من الأسماء الكیمیاویّةِ الّتـی وَضعَها المسلمونَ.

اما"علم شیمی"، دانشمندان اروپا می گویند مسلمانان پایه های آن را بنا نهادند و غربیان برخی از صنایع به ویژه صنعت كاغذ سازی را از آنها نقل كردند(آموختند)، چنانكه بیشتر از پنجاه اسم از اسم های شیمیایی را كه مسلمانان وضع كردند، به زبان خودشان انتقال دادند.

و فـی میدان العلوم الریاضیّة اقْتَبَس المسلمونَ الأرقامَ الهندیّةَ و هَذّبوها و أوجَدوا لَها طریقةً مُبتكرةً هى الإحْصاءُ العَشرىُّ باستعمالِ الصِّفْرِكما یُسْتَعملُ فـی أیّامِنا هذه.

و در عرصه ی علوم ریاضی مسلمانان ارقام هندی را گرفتند و آنها را آراستند و نیكو ساختند و روش جدیدی برای آن بوجود آوردند و آن شمارش اعشاری با بكارگیری صفر است چنانكه امروز هم استعمال می شود .

أمّا الجبرُ فقد أوْضَحوا معالِمَه و أضافوا إلیه ماجعَله علماً مستقلّاً و عنهم نَقَلَ الإفْرِنْجُ اسمَ هذا العلمِ إلى لُغاتِهم.

اما در علم"جبر" علامت های آن را روشن و آشكار كردند و چیزهایی به آن افزودند تا اینكه آن را علم مستقلی ساختند و اسم این دانش را اروپاییان به زبان خودشان انتقال دادند.

و لمحمّدبِنِ موسی الْخَوارزمىِّ أوّلُ كتابٍ فـی الجبر و جعل المسلمونَ علمَ "المثلّثات" علماً مستقلّاً.

. اولین كتاب در جبر متعلق به "محمد بن موسی الخوارزمی" است و مسلمانان علم مثلثات را علم مستقلی ساختند .

و قد أعْجَب علماءَ الغربِ آراءُ ابنِ خلدونَ الاجتماعیّةُ و الاقتصادیَّةُ فـی مقدّمة تاریخهِ المشهورِ. فَعَدَّهُ كثیرٌ منهم مؤسِّسَ علم الاجِتماع و اُصولِ الاقِتصاد السیاسىّ .

و اندیشه های اجتماعی و اقتصادی "ابن خلدون" كه در مقدمه ی تاریخ مشهورش آمده، غریبان را شگفت زده كرده است. و بسیاری از آنها وی را مؤسّس علم جامعه شناسی و اصول اقتصاد سیاسی شمرده اند

و المسلمون و إنْ تَآمَرتْ علیهم قُوی الظُّلم فَنَحَّتْهُم عن قیادة الرّكْبِ العلمىِّ فَتْرةً من الزمانِ، قد ثبَّتوا قُدْرَتَهم فـی الماضى و هُم یَستطیعونَ أن یُسجّلوا من جدیدٍ صفحاتٍ رائعةً لِتَكونَ فَخْراً للإنسانیّة فـی مُسْتَقْبِلها كما كان عِلْمُهم فَخْراً لِلْإنسانیّة فـی ماضیها.

و مسلمانان - هر چند كه نیروهای ستمگر علیه آنان توطئه كرده اند و آنها را از رهبری كاروان علمی برای دوره ای از زمان كنار زدند - همچنان كه قدرتشان را در گذشته اثبات كرده اند وآنها می توانند دوباره ، صفحات درخشانی را ثبت كنند، تاافتخاری برای انسانیّت درآینده باشد، همانطور كه علم آنها در گذشته مایه ی افتخار برای انسانیّت بود





موضوع: قواعد عربی چهارم دبیرستان، برچسب ها: متن وترجمه وقواعد عربی4 درس5، اقسام فعل مضارع،
[ سه شنبه 10 بهمن 1391 ] [ 02:14 بعد از ظهر ] [ محمدرضا علی پور ایوری ]
ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید آن خانه لطیف است نشان هاش بگفتید از خـواجـه آن خـانـه نـشـانـی بـنـمایـیـد یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو آگر از بحر خدایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید معشوق تو هـمسایـه دیـوار بـه دیـوار در بادیه سر گشته شما در چه هوایید گـر صــورت بی صــورت مـعـشـوق ببینیـد هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن خانه بـدان راه بـرفـتـید یک بار از این خانه بر این بام بر آیید ای قـوم به حـج رفـتـه کـجـایید کجـایید معشوق همین جاسـت بـیـایید بیـایید

کارم چو زلف یار پریشان و درهم است پشتم به سان ابروی دلدار پرخم است غم شربتی زخون دلم نوش کرد و گفت این شادی کسی که در این دور خرم است تنها دل منست گرفتار در غمان یا خود در این زمانه دل شادمان کم است؟ زین سان که می دهد دل من داد هر غمی انصاف ملک عالم عشقش مسلم است دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت آیا چه جاست این که همه روزه با نم است خواهی چو روز روشن دانی تو حال من از تیره شب بپرس که او نیز محرم است ای کاشکی میان منستی و دلبرم پیوندی این چنین که میان من و غم است "سعدی

کد حدیث

کد حدیث

اوقات شرعی

وضعیت آب و هوا

ابزار هدایت به بالای صفحه

تقویم شمسی

  • کد نمایش افراد آنلاین